مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

قبلا گفتيم كه تنى چند از فرزندان مسلم در واقعه عاشورا در ركاب سالار شهيدان جنگيدند و به شهادت رسيدند. دو فرزند كوچك ديگر او كه در كاروان اسراى اهل‏بيت‏بودند، به دستور عبيدالله زياد، زندانى شدند. در زندان به آن دو كودك، سخت مى‏گرفتند. يك سال در زندان ماندند. عاقبت، خود را به پيرمردى كه متصدى زندانشان بود، معرفى كردند. پيرمرد كه از علاقه‏مندان به اهل‏بيت پيامبر بود به شدت متاسف شد و در زندان را به روى آنان گشود. آن دو كودك از زندان گريختند. شب، خود را به منزلى رسانده و مهمان پيرزنى شدند كه خود را علاقه‏مند به خاندان رسول معرفى مى‏كرد.
داماد نابكار آن زن، كه از هواداران ابن‏زياد بود و براى دريافت جايزه براى پيدا كردن اين دو زندانى فرارى، بسيار گشته و خسته شده بود، آن شب عبورش به خانه زن افتاد و پس از سخنهاى بسيار، تصميم گرفت كه شب را همان جا بخوابد. نيمه شب، متوجه حضور آن دو كودك در خانه شد،برخاست و جستجو كرد. وقتى شناخت كه آن دو فرارى اززندان،همين هايند، با بى‏رحمى تمام، دستهايشان را بست و سحرگاه به همراه غلامش آن دو كودك را برداشت و به كنار فرات برد. نه غلام و نه پسر آن مرد،هيچ يك حاضر نشدند فرمان او را در كشتن اين دو كودك بى‏گناه مسلم‏بن عقيل اجرا كنند و خود را به آب زدند و شناكنان از چنگ او گريختند. اما اين دو فرزند معصوم ماندند و آن سنگدل زرپرست و دنيا زده. كودكان برخاستند و به درگاه خدا چهار ركعت نماز خواندند و با پروردگار مناجات كردند و گفتند:«ياحى يا حكيم. يا احكم الحاكمين. احكم بيننا و بينه بالحق‏» آن جلاد، سر آن كودكان را بريد و بدنشان را در فرات انداخت و سرهاى مطهرشان را براى گرفتن جايزه نزد عبيدالله زياد برد. 64 آرى،وقتى دنيا و ثروت، چشم دنياخواهان را كور كند، براى درهم و دينار و مقام و قدرت، غيرانسانى‏ترين كارها را هم انجام مى‏دهند. سلام خدا و فرشتگان و پاكان بر روح بلند «مسلم بن عقيل‏» باد، كه شرط وفا و جوانمردى را ادا نمود و جان خويش را فداى رهبر و مولايش سيدالشهدا«ع‏» كرد. و... درود بر همه ادامه دهندگان راه او، كه راه «حق‏» و «آزادى‏» است.

منابع:
1-
ابن شهر آشوب،مناقب آل‏ابى طالب، چهار جلد، انتشارات علامه، تهران.
2-
ابن اثير، الكامل، انتشارات دار صادر، بيروت 1396ق.
3-
ابوالفرج اصفهانى، مقاتل الطالبيين، ترجمه رسولى محلاتى، انتشارات صدوق، قمر 1390
4-
خوارزمى، مقتل الحسين(ع)، مكتبة المفيد، قم 1383.
5-
السماوى، محمد، ابصار العين فى انصار الحسين، مكتبة بصيرتى، قم.
6-
قمى، شيخ عباس، منتهى الامال، انتشارات جاويدان، تهران.
7-
قمى، شيخ عباس، نفس المهموم، ترجمه شعرانى، انتشارات اسلاميه، تهران 1374.
8-
مفيد، ابوعبدالله، محمدبن محمدبن نعمان، ارشاد، دو جلد، كنگره شيخ مفيد، قم 1413 ق.
9-
طبرى، محمدبن جرير ، تاريخ طبرى، شش جلد، انتشارات ليدن.
10-
المقرم، عبدالرزاق، الشهيد مسلم بن عقيل، بى‏تا، بى‏نا.
11-
المقرم، مقتل الحسين(ع)، مكتبة بصيرتى، قم 1367.
12-
مجلسى، محمد باقر،بحارالانوار، مؤسسة الوفاء، بيروت‏1403.
پي نوشت :
1.
اشاره است‏به سخن پيامبر اسلام(ص) در فتح مكه -سال 8 هجرى كه فرمودند: «اگر همه مردم از نسل ابوطالب بودند، همه شجاع مى‏بودند
2.
در بحار، ج‏8، طبع قديم،در مورد وقايع صفين و در بعضى از كتب تاريخ از جمله در «فتوح الشام‏» واقدى از حضور مسلم‏بن عقيل در فتوحات مصر و آفريقا و ارض صعيد و فتح شهرى به نام «بهنساء» كه در زمان خليفه دوم انجام شده،سخن به ميان آمده است و از شجاعتها و رزم‏آوريهاى مسلم در آن جنگها فراوان نقل شده است، ولى چون خيلى قابل اعتماد نيست از نقل آنها خوددارى مى‏شود.
3.
تنقيح المقال، مامقانى، ج‏3، ص‏214.
4.
تاريخ طبرى، ج‏6، ص‏238; مقرم، مقتل الحسين، ص‏258.
5.
شيخ عباس قمى، نفس المهموم، ص‏36.
6.
شيخ مفيد، ارشاد، ج‏2، ص‏39.
7.
شيخ مفيد، ارشاد، ص‏204.
8.
آغاز سفر در نيمه ماه رمضان و رسيدن به كوفه در 25 شوال بود. (مقتل الحسين مقرم، ص‏166).
9.
شيخ مفيد،ارشاد، ج‏2، ص‏205. بعضى هم نقل مى‏كنند كه به خانه «مسلم‏بن عوسجه‏» وارد شد.
10.
تاريخ طبرى،ج‏6، ص‏199.
11.
در كتابهاى تاريخ، دوازده هزار، هجده‏هزار، بيست و پنجهزار تا چهل هزار نفر هم نقل شده است.
12.
مقرم، مقتل الحسين،ص‏168.
13.
نفس المهموم، ص‏39.
14.
كامل ابن اثير، ج‏4، ص‏23.
15.
شيخ مفيد، ارشاد، ج‏2، ص‏45.
16.
مقرم، مقتل الحسين، ص‏172.
17.
همان، ص‏173.
18.
شيخ مفيد،ارشاد، ج‏2، ص‏45.
19.
مقتل الحسين،مقرم ص‏175.
20.
شيخ مفيد، ارشاد، ج‏2، ص‏46.
21.
برادر رضاعى (شيرى) امام حسين -عليه السلام.
22.
ابن شهر آشوب، مناقب آل‏ابى‏طالب، ج‏4، ص‏92.
23.
شيخ مفيد، ارشاد، ج‏2، ص‏47.
24.
همان.
25.
مقرم، مقتل الحسين، ص‏178.
26.
اين جمله، شعار مسلمانان صدر اسلام به هنگام جهاد بود;يعنى «اى يارى شده و نصرت يافته! بميران و جانش را بگير....»
27.
كامل ابن‏اثير، ج‏4،ص‏30.
28.
خوارزمى، مقتل الحسين، ج‏1، ص‏206.
29.
بحارالانوار،ج‏44، ص‏349.
30.
اعيان الشيعه، ده جلد، ج‏4، ص‏554; ابصار العين،ص‏57.
31.
خوارزمى، مقتل الحسين،ج‏1، ص‏207.
32.
بحار الانوار، ج‏44، ص‏350.
33.
شيخ مفيد، ارشاد،ج‏2، ص‏55.
34.
شيخ عباس قمى، نفس المهموم، ص‏50.
35.
كامل ابن‏اثير، ج‏4، ص‏31.
36.
همان، ص‏32.
37.
يكى از مهره‏هاى كثيف و سرسپرده به ابن‏زياد.
38.
كامل ابن اثير، ج‏4، ص‏32.
39.
بحارالانوار، ج‏44، ص‏352.
40.
نفس المهموم،ص‏51.
41.
شيخ مفيد،ارشاد ج‏2، ص‏56.
42.
بحارالانوار، ج‏44،ص‏354; نفس المهموم، ص‏57.
43.
رجز، شعرهاى حماسى و شعارهايى بود كه رزمندگان در ميدان نبرد مى‏خواندند.
44.
هو الموت فاصنع ويك ما انت صانع فانت‏بكاس الموت لا شك جارع فصبرا لامر الله جل جلاله فحكم قضاء الله فى الخلق ذايع
«
الشهيد مسلم‏بن عقيل، مقرم ص‏164
45.
ابوالفرج اصفهانى، مقاتل الطالبيين، ترجمه، ص‏103.
46.
نفس المهموم، ص‏51.
47.
مقرم،مقتل الحسين، ص‏183.
48.
نفس المهموم، ص‏52.
49.
مقرم، مقتل الحسين، ص‏186.
50.
نفس المهموم، ص‏52.
51.
بحارالانوار،ج‏44، ص‏355.
52.
نفس المهموم، ص‏53.
53.
شيخ مفيد،ارشاد، ج‏2، ص‏61.
54.
همان، ج‏2،ص‏63.
55.
مقرم، مقتل الحسين، ص‏189، به نقل از لهوف.
56.
شيخ مفيد، ارشاد، ج‏2، ص‏64.
57.
نفس المهموم، ص‏54.
58.
الى الله المعاد، اللهم الى رحمتك و رضوانك. «مقرم، مقتل الحسين‏» ص‏190
59.
مقرم، مقتل الحسين، ص‏190.
61.
شيخ مفيد، ارشاد،ج‏2، ص‏75. 1. رحم الله مسلما فلقد صار الى روح الله وريحانه و رضوانه اما انه قدقضى ما عليه وبقى ما علينا. «سيد عبدالله شبر، جلاء العيون، ج‏2، ص‏52
62.
منتهى الامال، ج‏1، ص‏398.
63.
نفس المهموم، ص‏91.
64.
نقل به اختصار از «منتهى ال‏آمال‏» شيخ عباس قمى، ص‏76 – 78


[ سه‌شنبه 30 آبان 1391 ] [ 15:02 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران