مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

آيه 7 هود/11 از بودن عرش خدا بر آب خبر مى‌دهدوَ هُوَ الَّذى خَلَقَ السَّمـوتِ و الأَرضَ فِى سِتَّةِ أَيّام و كانَ عَرشُهُ عَلَى الْماءِ= و او كسى است كه آسمان‌ها و زمين را در شش مرحله آفريد و عرش* او بر آب بود». مفسّران در تفسير اين آيه بر يك نظر نيستند. سيدقطب معتقد است كه اين آيه فقط بر وجود آب هنگام خلق آسمان و زمين و قرار داشتن عرش خدا بر آن دلالت دارد؛ امّا اين‌كه چگونه آبى بوده و عرش به چه نحو بر آن قرار داشته، از امور غيبى است كه راهى براى فهم مفسّر به آن وجود ندارد.[5] برخلاف نظر اين گروه از مفسران، برخى درپى ارائه معناى روشنى از آيه بوده‌اند. در نقلى از كعب‌الاحبار آمده است كه خداوند، ياقوت سبزى آفريد؛ آن‌گاه با هيبت در آن نظر كرد؛ به طورى كه به آبى مضطرب تبديل شد؛ پس باد را آفريد و آب را بر پشت باد قرار داد و عرش را نيز بر آب نهاد.[6] نظير اين روايت كه از اسرائيليات است، از ابن‌عباس نيز نقل شده.[7] برخى مفسّران متأخّر گويا با مسلَّم گرفتن مضمون اين روايات، با اين پرسش مواجه شده‌اند كه چه فايده و حكمتى در اين است كه عرش خدا بر آب و آب بر روى باد باشد و پاسخ داده‌اند كه قرار گرفتن بناى عظيم عرش بر آب، دلالت روشن‌ترى بر قدرت خدا دارد كه چگونه آن جسم سنگين را بدون هيچ ستونى بر روى آب نگه داشته است.[8]ابومسلم اصفهانى در اين باره گفته است: عرش خدا، يعنى بناى آسمان‌ها و زمين كه بر روى آب قرار داشت و اين شگفت‌انگيزتر است كه ساختمان عظيمى بر روى آب بنا نهاده شود؛[9] امّا اين نظريّه با ظاهر آيه سازگار نيست؛ زيرا آيه مى‌گويد: عرش خدا، پيش از آفرينش آسمان و زمين بر آب بود.[10] ابوبكر اَصَمّ گويا به دليل نادرستى اين نظريّه‌ها در تفسير ديگرى از آيه چنين مى‌گويد: همان گونه كه آسمان بالاى زمين قرار گرفته بود، عرش خدا نيز بالاى آب قرار داشت.[11] اين‌كه مقصود از عرش و نيز ماء چه باشد، مى‌تواند تفسيرى مقبول‌تر يا غير قابل قبول از آيه ارائه دهد. آن‌چه از مفسّران متقّدم گزارش شده، عرش را موجودى مادّى معرّفى مى‌كند؛ امّا برخى مفسّران (به طور عمده عارفان و حكيمان) عرش و ماء را شىء غيرمادّى دانسته‌اند؛ به طور مثال محى‌الدين‌عربى، مراد از عرش در آيه را همه موجودات عالم و مقصود از آب را كه عرش (همه ممكنات) از آن برآمده و به واسطه آن وجود يافته‌اند، نَفَس رحمانى دانسته است[12] كه گاه از آن به «حيات ساريه» در موجودات[13] يا «وجود منبسط» و يا «حقيقت محمديه»[14] تعبير مى‌شود. برخى ديگر از مفسران، عرش را كنايه از تدبير خداوند، يعنى علم او به مصالح، شايستگى‌ها و بايستگى‌هاى هستى دانسته و برآنند كه آيه پيشين خبر مى‌دهد پيش از آفرينش آسمان و زمين، خدا وجود داشت و با او هيچ نبود و خداوند ابتدا آب را آفريد؛ آن‌گاه آسمان‌ها و زمين و به طور كلّى موجودات مادّى را از آب خلق كرد.[15] اين تفسير از آيه با روايت‌هايى از‌امامان معصوم(عليهم السلام)تأييد مى‌شود كه نخستين‌پديده مادّى آفريده خداوند را كه منشأ آفرينش* موجودات ديگر بوده، آب معرّفى مى‌كنند.‌از حضرت باقر(عليه السلام)نقل شده كه در پاسخ‌به‌مردى شامى درباره آغاز آفرينش فرمود:‌نخست، چيزى را آفريد كه همه چيزها از‌آن خلق شده و آن آب است؛ پس خداوند نسب‌هر چيزى را به آب مى‌رساند؛ ولى براى آب،‌نسبى كه بدان منسوب شود، قرار نداده است.[16]‌در حديث ديگرى از حضرت صادق(عليه السلام)عرش به آفريدگان تفسير شده است: العرش فى وجه هو جملة الخلق؛[17] بنابراين بعيد نيست كه آيه‌به پديد آمدن همه مخلوقات از آب اشاره داشته باشد.


منشأ حيات:

قرآن كريم در آيه 54 فرقان/25 آغاز آفرينش انسان را از آب دانسته: «وَ‌هُو الَّذِى خَلقَ مِنَ‌الماءِ بَشَراً» و در آيه 45 نور/24 نه تنها انسان كه مبدأ آفرينش هر جنبنده‌اى را آب معرّفى كرده است: «وَاللّهُ خَلقَ كُلَّ دابَّة مِن ماء» . در آيه 30 انبياء/21 به صورت عام و كلّى‌تر بيان مى‌كند كه هرچيز زنده‌اى را از آب قرار داديم: «و‌جَعَلنا مِن‌الماء كُلَّ شَىء حَىّ». درباره اين آيه سه پرسش مطرح است كه مفسّران به شكل‌هاى گوناگون به آن پاسخ داده‌اند كه هر پاسخ بر برداشت خاصّى از آيه مبتنى است. نخست، مراد از «ماء» چيست؟ دوم، «كُلَّ شَىء حَىّ» چه معنا دارد؟ و سوم، «جَعَل» به چه معنا است؟ 1. برخى برآنند كه «ماء» در آيه، همان آب معروف است؛ بنابراين مبدأ آفرينش جان‌داران آب است؛ در مقابل، برخى ديگر از مفسّران مقصود از «ماء» را نطفه* دانسته‌اند؛ شايد به اين دليل كه مبدأ آفرينش جان‌داران با آبى جز نطفه مسلّم نيست؛ به ويژه كه در چند آيه، مبدأ آفرينش انسان هم نطفه شناسانده شده: «إِنّا خَلَقنا الإِنسـنَ مِن نُطفَة أَمشاج» (انسان/76، 2) و در آياتى ديگر، از اين نطفه به «ماء» تعبير شده است: «أَلَم‌نَخلُقكُم مِن ماء مَهيِن= آيا شما را از آبى پست نيافريديم؟» (مرسلات/77، 20) «فَليَنظُرِ الإِنسنُ مِمَّ خُلِقَ * خُلِقَ مِن ماء دافِق= پس آدمى بايد بنگرد كه از چه آفريده شده. از آبى جهنده آفريده شده». (طارق/86‌، 5‌و 6) 2. مفسّران مقصود از «كُلَّ شَىء حَىّ» را هر مخلوق زنده دانسته‌اند؛ امّا بيش‌تر آنان توضيح نداده‌اند كه آيا شامل جن، فرشتگان، گياهان و درختان هم مى‌شود يا نه. فخر رازى با استناد به آياتى كه آفرينش جن را از آتش (حجر/15،27) و آفرينش آدم را از خاك دانسته (آل‌عمران/3، 59) و چند پرنده كه عيسى(عليه السلام)آن‌ها را از گِل ساخته (مائده/5‌، 110) و نيز با توجه به رواياتى كه آفرينش فرشتگان را از‌نور دانسته، بر آن است كه اين موارد، از عموم آيه پيشين استثنا مى‌شود. وى هم‌چنين در ذيل آيه «وَاللّهُ خَلقَ كُلَّ دابَّة مِن ماء» (نور/24، 45) با طرح پرسش پيش‌گفته، سه پاسخ براى آن آورده است: الف. بهترين پاسخ، سخن قفّال است كه «مِن ماء» را صفت براى «كُلَّ دابَّة» دانسته است، نه متعلّق به «خلق» ؛ بنابراين معناى آيه اين است كه هر جنبنده آفريده شده از آب، مخلوق خدا است. اين پاسخ سخن درستى است؛ ولى ظهور آيه را كه مبدأ آفرينش موجودات زنده آب است، نفى نمى‌كند. ب. ريشه و سرچشمه همه آفريدگان آب است؛ همان‌گونه كه طبق روايت، اوّل آفريده خداوند آب بود؛ آن‌گاه از آن، آتش، باد و نور را آفريد. ج. مقصود از «كُلَّ دابَّة» فقط جنبندگان ساكن بر روى زمين است، نه هر موجود زنده‌اى و از آن‌جا كه جنبندگان روى زمين يا از نطفه آفريده شده‌اند يا بدون آب نمى‌توانند زندگى كنند، آيه از اين اكثر به «همه» تعبير كرده است؛[18] افزون بر اين، برخى مفسّران «كُلَّ شَىء حَىّ» رامختصّ حيوانات دانسته‌اند؛ امّا در مقابل، برخى با توجّه به اطلاق آن، هر موجود مادّى داراى رشد و نمو را مشمول آن دانسته‌اند؛ خواه حيوان باشد يا گياه و درخت.[19] 3. عده‌اى «جَعَلنا» را به معناى «خلقنا» گرفته‌اند[20] كه بنابراين احتمال، آيه، مبدأ آفرينش موجودات زنده را آب مى‌داند؛ خواه آب به معناى نطفه يا به طور مطلق باشد. برخى در اين‌باره با استناد به فرضيّه‌هايى كه علم جديد آن را مطرح كرده، مبنى بر اين‌كه اصل حيات ريشه در آب دارد و نخستين موجود يا موجودات زنده به صورت حيوان بسيط تك سلولى از آب و در دريا پديد آمده است، درصدد برآمده‌اند كه آيه را بر اين نظريّه تطبيق دهند.[21] سيدقطب در همين جهت مى‌گويد: آيه «وَ جَعَلنا مِنَ‌الماءِ كُلَّ شَىء حَىّ» حقيقتى بزرگ را اثبات مى‌كند كه دانشمندان، فهم و اثبات آن را دستاوردى سترگ براى علم قلمداد مى‌كنند و آن اين‌كه نخستين بستر و گهواره حيات، آب است.[22] برخى ديگر«جَعَلنا» را به معناى «احيينا» دانسته‌اند؛ يعنى ما به هر موجود زنده‌اى با آب، حيات بخشيديم؛[23] بنابراين، آيه به تأثير آب در ادامه حيات موجودات ناظر است، نه فقط به اصل آفرينش آن‌ها. طبرسى اين نظر را درست‌تر دانسته و روايت عيّاشى از امام‌صادق(عليه السلام)را نقل كرده كه حضرت در پاسخ پرسشى درباره طعم آب، با استناد به همين آيه فرمود: طعم آب، طعم حيات است.[24] برخى نيز با استناد به كشفيات علمى، مبنى بر اين‌كه مهم‌ترين عنصر تشكيل دهنده يك سلول، آب است كه در همه موجودات زنده از حيوان گرفته تا گياهان وجود دارد، هم‌چنين آب در همه فعل و انفعالات درون اجسام‌زنده، نقش اساسى دارد، آيه را به بيان اين‌حقيقت علمى ناظر دانسته‌اند.[25] علاّمه‌طباطبايى مى‌نويسد: مسأله ارتباط حيات با آب كه امروزه در ساير بررسى‌هاى علمى جديد روشن شده، معجزه ماندنى قرآن كريم است؛[26] بنابراين به طور كلّى سه نظريّه درباره آيه مطرح شده است: 1. هر موجود زنده‌اى از آب آفريده شده؛ 2. هر موجود زنده‌اى از نطفه آفريده شده؛ 3.‌حفظ و ادامه حيات هر موجود زنده‌اى به آب وابسته است.

[ دوشنبه 21 فروردین 1391 ] [ 21:06 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران