|
مشعل هدایت قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
| ||
|
عدم انفكاك قرآن عينى از قرآن علمى قرآن عينى در هيچ صفتى از صفات كمال از قرآن علمى جدا نمى شود. زيرا خواسته و دعوت قرآن عينى و علمى يكى است . از اين جهت ضمير فعل دعا در آيه ى : ... لله و للرسول اذا دعاكم (66) به صورت مفرد آمده است ، نه تثنيه . با آن كه فعل براى الله و رسول بايد مثنى باشد. زيرا رسول كه از بارزترين مصاديق قرآن عينى است ، مردم را به همان چيزى دعوت مى كند كه خداوند به آن فرا مى خواند.از آنجا كه قرآن علمى و عينى نماياننده ى حيات طيبه ى عقلانى است ، پس هر كس يكى از اين دو را از دست دهد، در حقيقت آن حيات را از دست داده است و چون مردگان جاهليت مى گردد؛ به گونه اى كه به سبب اعمال زمان جاهليت و اسلام كيفر مى بيند و چيزى از گناهان گذشته و آينده اش بخشوده نمى شود.اين مطلب از كلام حضرت امام رضا عليه السلام از پدرانشان عليهم السلام از امير المؤ منين عليه السلام استفاده مى شود؛ رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند: كسى كه بميرد و امامى از فرزندان من نداشته باشد، به مرگ جاهلى مرده است و به رفتارهاى عصر جاهليت و اسلام كيفر داده مى شود؛ قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم : من مات و ليس له امام من ولدى ، مات ميتة الجاهلية ، يؤ خذ بما عمل فى الجاهلية و الاسلام . (67) زيرا چنين كسى نينديشيده ، توبه نكرده ، اسلام نياورده است تا اعمال پيشين او را بپوشاند و خداوند نيز از گناهان گذشته ى او در گذرد؛ بلكه هنگامى كه از قبرها بيرون آيند، اين جاهلان از گناهان آينده ى و گذشته ى خود آگاه مى شوند و يكى از بزرگ ترين گناهانش انكار امام عليه السلام است .مظهريت تامه ى اسم مهيمن يكى از آثار مشترك قرآن علمى و عينى آن است كه هر دو مظهر تام اسم مهيمن خداوند هستند. زيرا مهيمن يكى از اوصاف كمالى قرآن كريم است ؛ الملك القدوس السلام المؤ من المهيمن (68) و و اءنزلنا اليك الكتاب بالحق مصدقا لما بين يديه من الكتاب و مهيمنا عليه . (69) هيمنه ى وجودى آن است كه مهيمن همه ى كمالاتى را كه در حوزه ى هيمنه و سيطره و نفوذ او است ، دارا باشد. چنان كه خداوند سبحان ذاتا نسبت به همه ى موجودات چنين است ؛ به گونه اى كه همه ى آن ها تحت سيطره و نفوذ اويند و قرآن كريم نيز بر همه ى كتاب هاى آسمانى هيمنه و سيطره دارد.قرآن ، افزون بر تصديق و تاءكيد ديگر كتاب هاى آسمانى ، مهيمن بر آن ها و محيط بر معارف بلندى است كه در كتاب هاى ديگر نيامده است ، به گونه اى كه انسان متكامل ، به وسيله ى علم به مرتبه اى وجودى نمى رسد، مگر اين كه قرآن آن مرتبه را در بر دارد و اگر قرآن از جهت آن مرتبه ى وجودى ناقص باشد، پايان بخش كتب آسمانى و هرگز جاودانه نخواهد شد. چون طبق اين فرض ، يك مقام وجودى مى ماند كه قرآن از آن مقام تهى است و بدين جهت قدرت به آن را ندارد. پس ناچار بايد كتاب ديگرى بيايد كه حاوى آن مرتبه باشد، ولى با فرض پايان يافتن كتاب هاى آسمانى با قرآن ، آمدن كتاب ديگرى شدنى نيست . احاطه ى بعضى از اسماى حسنا بر بعض ديگر از آن جهت كه قرآن بر كتب ديگر مهيمن است ، پس قرآن علمى مظهر تام خداوند سبحان است ، چنانكه اسم مهيمن نيز بر ساير اسامى جزئى احاطه دارد. زيرا بعضى از اسماى حسنا بر بعضى ديگر محيط است ، تا آنجا كه به مادر اسما كه به همه ى اسما احاطه دارد ام الاسماء، يعنى اسم الله برسد؛ هر چند بر پايه ى احتمال بعضى از اصحاب معرفت اسم الرحمن هم ام الاءسماء مى تواند باشد؛قل ادعوا الله اءو الرحمن اءيا ما تدعوا فله الاءسماء الحسنى . (70)هر يك از اين دو اسم - الله و الرحمن - بر ساير اسماى جزئى احاطه دارند، گر چه در ميان ساير اسماى نيز بعضى نسبت به بعض ديگر كليت و احاطه دارند. شايد بدين جهت فاضل هندى رحمه الله در مقدمه ى كشف اللثام گفته است : محققان بر آنند كه الرحمن نيز مانند الله اسم ذات خداوند است و لفظ الرحمن در بسم الله الرحمن الرحيم ، بدل از الله است . از اين رو الرحمن پيش از الرحيم آمده است . زيرا الرحيم صفت است و چون در موصوف و صفت ، اسم بر صفت تقدم دارد پس بدين سان روشن شد كه سبب تقديم الرحمن كه از نظر مفهومى رساتر از الرحيم است ، بر چه اصلى استوار است . (71)بعضى از محققان پس از اسم جامع خواندن الرحمن مانند الله ، چنين مى گويد: درست است كه از جهتى اسم الرحمن مانند الله جامع است ، اما چون اسم الرحمن در حيطه ى اسم الله است ، بايد ميان آن دو، نوعى دوگانگى رتبه اى باشد، وگرنه الرحمن در بسم الله الرحمن الرحيم پيرو اسم الله نيست . (72)در هر صورت ، اسم المهيمن نسبت به چند اسم تحت سيطره اش احاطه ى وجودى دارد و قرآن علمى نيز كه مظهر اين اسم است ، نسبت به ساير كتاب هاى آسمانى و بدون ترديد غير آسمانى احاطه ى علمى دارد. قرآن عينى نيز از جهت هيمنه بر ساير كتب عينى ، معادل قرآن علمى است ؛ مانند سيطره ى پيامبر خاتم و امامان معصوم عليهم السلام بر پيامبران گذشته و اوصياى آنان .از اين رو حضرت رضا عليه السلام فرمودند: اى نوفلى ، دوست دارى بدانى ماءمون چه وقت پشيمان مى شود؟ يا نوفلى ، تحب اءن تعلم متى يندم الماءمون ؟ گفتم : آرى . براى اهل انجيل از انجيلشان و براى اهل زبور از زبورشان و براى صائبان با زبان عبرانى و براى هرابذه دانشمندان هند يا مجوسيان با زبان فارسى و براى روميان با زبان رومى و با هر كسى با زبان خود او گفت و گو مى كنم ؛ هنگامى كه هر يك از آن ها ساكت و برهانشان باطل شد و سخن خود را رها كرد و به گفته ى من گرويد، به حول و قوه ى خداى بزرگ ، ماءمون در مى يابد مقامى كه در آن جاى گرفته است ، برازنده ى او نيست ، آنگاه پشيمان مى شود؛ اذا سمع احتجاجى على اءهل التوراة بتوراتهم و على اءهل الانجيل بانجيلهم و على اءهل الزبور بزبورهم و على الصابئين بعبرانيتهم و على الهرابذه بفارسيتهم و على اءهل الروم بروميتهم و على اءصحاب المقالات بلغاتهم ؛ فاذا قطعت كل صنف و دحضت حجته و ترك مقالته و رجع الى قولى ، علم الماءمون اءن الموضع الذى بسبيله ، ليس هو بمستحق له ، فعند ذلك تكون الندامة منه ، و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم . (73) [ یکشنبه 06 اسفند 1391 ] [ 17:06 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
|
||
| [ تمام حقوق مادی ومعنوی این وبلاگ متعلق : به اکبر احمدی می باشد ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||