مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

شفاعت به معناى قرار گرفتن دو چيز (يا دو انسان) در كنار هم ديگر و كمك يكى از آن دو به ديگرى مى‌باشد; يعنى در قيامت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) و امامان به كمك افرادى كه گناهانى دارند مى‌آيند و از خدا مى‌خواهند گناه فرد گناه‌كار بخشيده شود. در واقع به گناه‌كار كمك مى‌كنند، تا بتواند به بهشت راه پيدا كند. علامه طباطبايى در اين باره مى‌نويسد:
شفاعت در آخرين ايستگاه از توقف‌گاه‌هاى روز قيامت انجام مى‌گيرد. در آن جا شفاعت كننده (امام يا پيامبر با ديگر افراد صالح) از خداوند مى‌خواهند شفاعت شونده (افراد گناه‌كار و مقصّر) را بيامرزد و او را عفو كند، تا وارد دوزخ نشود يا اگر در دوزخ به سر مى‌برد، از جهنم خارج شود.[1]


چه كنيم كه مورد شفاعت امامان و شيعيان خوب قرار گيريم؟

در قيامت خدا به برخى از افراد اجازه مى‌دهد كه از گناه‌كاران شفاعت كنند; چنان‌كه در آية الكرسى مى‌خوانيم: (مَن ذَا الَّذى يَشفَعُ عِندَهُ اِلاّ بِاِذنِهِ...); كيست كه نزد او جز به فرمان او شفاعت كند. يعنى پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)و امام هم بدون اجازه خداوند نمى‌تواند از كسى شفاعت كند.از طرفى شفاعت شوندگان هم بايد شرايطى داشته باشند، تا خوبان و مؤمنان واقعى بتوانند از آنها شفاعت كنند، برخى از اين شرايط عبارتند از:1. ايمان به خدا.2. مسلمان بودن و اعتقاد به ولايت امامان معصوم.3. پيروى از امامان معصوم. كسى كه به زبان بگويد امامان را دوست دارم و حتى در مجالس امامان نيز حاضر شود، ولى به طور عملى از امامان(عليهم السلام)پيروى نكند مورد شفاعت قرار نخواهد گرفت در حديثى از همسر امام صادق(عليه السلام)مى‌خوانيم: در آخرين لحظات عمر امام صادق(عليه السلام)آن حضرت از ما خواست كه همه اقوام را دورش جمع كنيم. وقتى همه جمع شدند امام صادق(عليه السلام)فرمود: شفاعت ما اهل بيت به كسانى كه نماز خودش را سبك بشمارد نمى‌رسد.
به طور كلى شرط دوست داشتن، عمل كردن به حرف‌هاى امامان(عليهم السلام)است اگر بگويى پدرم را دوست دارم ولى هرچه او مى‌گويد به گفته‌هايش گوش نكنى در واقع پدرت را دوست ندارى.

چرا مى‌گويند بايد از خدا ترسيد، در حالى كه خدا مهربان است؟

خدا مهربان‌ترين مهربانان است، ولى مهربان عادل. كسانى كه از خدا مى‌ترسند در واقع از عدل خدا مى‌ترسند. و به گفته شهيد عزيز آية الله مطهرى: ذات خدا موجب ترس نيست و اين كه مى‌گويند از خدا بايد ترسيد يعنى از قانون الهى بايد ترسيد، چنان‌كه در دعا به خدا مى‌گوييم: اى كسى كه جز به فضل و احسان او اميدى نيست و ترسى از او جز به خاطر عدلش نيست... و انسانى كه از عدالت مى‌ترسد، در حقيقت از خودش مى‌ترسد كه در گذشته خطا كرده يا مى‌ترسد در آينده به حقوق ديگران تجاوز كند.[2]خدا مثل رهبرى عادل و مهربان است. كه ملتش را دوست دارد، براى آنان تمام وسايل راحتى را فراهم مى‌كند. حال اگر كسى بخواهد در اين جامعه خوب و دوست داشتنى فساد كند; مثلا شيشه‌هاى مردم را بشكند، اموال مردم را بدزدد و... به نظر شما حاكم مهربان با چنين فرد خلاف‌كارى بايد چگونه رفتار كند؟ نبايد جلوى او را بگيرد و او را از تجاوز و ظلم به ديگران باز دارد؟ اگر حاكم مهربان به جاى اين كه با دزد خلاف‌كار برخورد كند، هر بار به او آفرين بگويد و دست او را براى ظلم و ستم باز بگذارد آيا به ساير مردم ظلم نكرده است؟!ترس از خدا هم جلوه‌اى از رحمت و مهربانى خداوند است. اگر مردم از عدالت خدا نمى‌ترسيدند، به يك ديگر ظلم مى‌كردند، حقوق يك‌ديگر را پايمال مى‌كردند و هميشه افراد ضعيف، محكوم و زيرِ دست و پاىِ افراد زورمند و ظالم بودند.حتى عذاب الهى و مجازات‌هاى خدا نيز جلوه‌اى از رحمت و مهربانى خدا است; يعنى هرچند ظاهر آن غضب است، ولى باطن آن رحمت است. مانند باغبانى كه به خاطر علاقه به گل‌ها و درخت‌ها، شاخه‌هاى مزاحم و زيادى را مى‌برد، تا بوته گل يا درخت به‌درستى تربيت شود و به رشد خودش ادامه دهد.

[ جمعه 26 اسفند 1390 ] [ 16:34 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران