مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

شبستان اشک و استغفار

دعای عرفه

عرفه، روز نیایش است؛ روزی که قطرات اشک، چون کودکان مادر از

دست داده، دامن عرش را محکم می‏گیرند و بنیاد هستی را به لرزه

درمی‏آورند.روز عرفه، روز «خدایا خدایا!» است؛ روزی که کبوتران دعا از گنبد آبی

«ربنا» پرواز می‏کنند و فوج فوج به ایوان کبریا فرود می‏آیند و تا برگ استجابت را از

دستان سخاوتمند «یا غفار» نگرفته‏اند، بازنمی‏گردند.عرفه، روز اعتراف است؛

اعتراف بندگان گناه‏کار در شبستان نیلگون اشک استغفار، در محضر بلند پروردگار.

عرفه، روز استغفار است؛ استغفار از رجس و پلیدی، استغفار از هر آنچه زشتی و بدسرشتی است. عرفه روز

بازگشت است؛ «بازگشت به خویشتن»، بازگشت به دامن پرمهر یار، به آغوش نگار، بازگشت به آرامش و قرار.

عرفه، صمیمانه‏ترین روز بنده و مولاست. بندگان، امروز صمیمانه و صادقانه در حضور مولا به تقصیر گناه

خویش اعتراف می‏کنند و مولای مهربان و عطوف، دست نوازش بر سر و رویش می‏کشد و آسمان آسمان

آسایش و آرامش به او هدیه می‏کند.

امروز روز سبز دعاست؛ روز عبودیت، روز بزرگ پرستش.

امروز بندگان، صادقانه بندگی می‏کنند و خواجه، سخاوتمندانه خواجگی.

امروز روز نیایش است؛ روز «یارب، یارب!»

امروز، عرفات، بارگاه حسین است. حسین آمده است که آخرین زمزمه‏های فراق را شکوه و نامه وصال را توسط یار، امضا کند.

امروز، عارفانه‏ترین زمزمه‏های هستی از تارهای حنجره حسینی به سمت آسمان می‏رود و راه‏های آسمان را کهکشان

کهکشان روشن می‏کند. امروز، زمزمه‏های حسین، هستی را به وجد می‏آورد. سلام بر حسین! سلام بر اصحاب

حسین!

 


صلای عشق

دستان لرزانم را به آسمان بلند می‏کنم. سرم را در آسمان می‏چرخانم. جز نور نمی‏بینم.امروز، عارفانه‏ترین زمزمه ‏های

هستی از تارهای حنجره حسینی به سمت آسمان می‏رود و راه‏های آسمان را کهکشان کهکشان روشن می‏کند.

امروز، زمزمه‏های حسین، هستی را به وجد می‏آورد. سلام بر حسین! سلام بر اصحاب حسین!فریاد می‏زنم و پژواک

صدایم را نمی‏شنوم. چشمه چشمه اشتیاق از چشمانم جاری می‏شود. زمین می‏چرخد، آسمان می‏چرخد و من... من

که تو را سال‏هاست در طوافم و تو ای قبله‏گاه راستین من که «یا مَن هو اَقربُ إِلی من حَبلِ الوَرید»ی، چگونه خویش

را از تو دور ببینم؟!خود را از بیابان‏های غفلت، به سوی سرزمین نور می‏کشم؛ به مکانی که بهترین بندگان، در این روز

پرالتهاب، تو را می‏خوانند. صدای عشق می‏آید.

صدا، صدای حسین علیه‏السلام است و من که چون سنگ‏ریزه‏ای ناچیز، دل به اوج کلمات او بسته‏ ام،

آسمان و زمین، با حسین علیه‏السلام می‏خوانند و تمام صحرا تکرار می‏کند. فوج فوج فرشتگان، صحرای لم

یزرع عرفات را پوشانده است.

بی‏سپاس، چگونه لب به سخن بگشاید، وقتی حسین علیه‏السلام ، نعمت‏های تو را می‏شمارد و سپاس می‏گوید؟!

الهی!چگونه به درگاه تو روی آورم، وقتی خویش را آلوده پست‏ترین عصیان‏ها می‏بینم و در توشه عملم جز زشتی و

سیاهی نیاندوخته‏ام؟دعای امام را شامل این ذرات ناچیز و بی‏ارزش عرفات کن که بر زمین، به امید عنایت تو

نشستیم و حسین علیه‏السلام را شفیع قرار دادیم. تمام اجزای این خاک اشک می‏ریزند و تمام ذرات این صحرا فریاد

می‏زنند: «اللهم انی ارغب الیک و اشهدُ بالرّبوبیة لکَ مُقراً بِانکَ رَبّی و الیک مَرَدّی».

«خسی در میقات» 

 


منبع : مرکز مجلات تخصصی حوزه

[ پنج‌شنبه 04 آبان 1391 ] [ 08:25 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید