مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

اكنون بايد ديد كه سرچشمه اين خطر كجاست، و چگونه بايد طبع سركش و آزادى خواه بشر را رام ساخت و در نتيجه از مخالفت قانون جلوگيرى كرد؟
سرچشمه اين خطر كه بزرگترين سبب براى رخنه كردن فساد در پيكر اجتماع مى‏باشد و حتى مقررات هم نمى‏تواند از آن جلوگيرى كند اينست كه روشهاى اجتماعى معمولى كه قوانين را به وجود مى‏آورد چشم به مرحله مادى افراد دوخته اعتنايى به معنويات و غريزه‏هاى درونى ايشان ندارند؛ و تنها هدفشان هماهنگى و حفظ نظم و توازن ميان اعمال مردم است تا طورى انجام گيرد كه منتهى به اختلاف و كشمكش نگردد.
آنچه قانون اجتماعى مى‏خواهد آنستكه به موادش عمل شده و اعمال اجتماع را كنترل نمايد ديگر كارى به صفات درونى و احساسات باطنى ايشان كه محرك اين اعمال و دشمن داخلى ممقررات است ندارد.
با اين كه هرگاه توجهى به طبع آزادى خواه بشر و صدها غريزه ديگر (مانند خود خواهى و شهوت پرستى كه علت اصلى مفاسد است) نشود هرج و مرج و بى نظمى در اجتماع به وجود آمده روز به روز دامنه اختلافات وسيع‏تر خواهد شد. چون كليه قوانين هميشه با حمله و هجوم ياغيان نيرومند و شبيخون دزدان زبردستى كه از همين غرائز سرچشمه مى‏گيرند تهديد مى‏شوند و هيچ قانونى نمى‏تواند جلوى مفاسد را گرفته و از اختلافات جلوگيرى نمايد.


مزيت دين بر ساير قوانين:

آخرين روش اجتماعى براى حفظ قانون؛ وضع قوانين مجازات و گماشتن پاسبان است. ولى همان طور كه گفته شد قوانين مجازات و پاسبان نمى‏تواند جلوى طبع سركش و غرائز ديگر بشر را گرفته و كارى كند كه مقررات اجتماعى عملى شود.
ين علاوه بر وسائل نامبرده دو وسيله نيرومند ديگر نيز در اختيار دارد كه مى‏تواند با آنها هر نيروى مخالفى را مغلوب كند و در هم شكند:
1 -
هر فرد ديندار به راهنمائى دين به اين حقيقت پى برده است كه زندگى وى محدود به زندگى چند روزه اين جهان گذران نيست بلكه حياتى نامحدود و بى پايان در پيش دارد كه با مرگ از بين نمى‏رود و تنها راه سعادت هميشگى و راحتى ابدى وى اين است كه از مقررات دينى كه پروردگار متعال به وسيله پيامبران خود فرستاده است پيروى كند، زيرا مى‏داند كه مقررات دينى از طرف پروردگار دانا و توانا و بينائى است كه درون و بيرون انسان در نزد او آشكار مى‏باشد و لحظه‏اى از آفريده‏هاى خود غافل نيست و روزى خواهد آمد كه همين انسان را در پيشگاه خود باز داشته به حساب و رفتار پنهان و آشكار او رسيدگى خواهد كرد و پاداش اعمال نيك و بد او را خواهد داد.
بنابر اين ممكن نيست از پنهان داشتن عملى استفاده كرده از فرمان خداى تعالى شانه خالى نمايد.
2 -
هر فرد ديندار نيز طبق عقايد دينى خود مى‏داند هر دستور دينى را كه انجام مى‏دهد اطاعتى از پروردگار خويش نموده است و با اينكه از نظر رسم بندگى استحقاق اجر و مزدى ندارد، پاداش نيكى از فضل و عنايت پروردگار دريافت خواهد نمود.
از اينجهت هر اطاعتى را كه انجام مى‏دهد در حقيقت باختيار خويش معامله‏اى نمود و داد و ستدى كرده است، زيرا با ميل و رغبت مقدارى از آزادى خويش را از دست داده در برابر آن خشنودى خداوند مهربان را بدست آورده و پاداش نيكى خواهد گرفت.
يكنفر ديندار با پيروى از قوانين و مقررات دينى با كمال خوشى سرگرم معامله است و هر چه از نقد آزادى صرف مى‏كند چندين برابر سود بر مى‏دارد، كالائى مى‏فروشد و متاعى بهتر از آن خريده بجاى آن مى‏گذارد.
ولى كسيكه پايبند دين نيست چون رعايت مقررات و پيروى از قانون را براى خود خسارتى فرض مى‏كند و طبع آزادى جوى او از باختن مقدارى از آزادى خود رنج مى‏برد در پى فرصت است تا بوسيله‏اى اين بند را پاره كرده آزادى خود را بدست آورد.
نتيجه:
از بيانات گذشته معلوم شد كه تأثير دين در زنده نگه داشتن اجتماع بسى قويتر و ريشه‏دارتر از روشهاى غير دينى است.
چاره جوئى ديگران:
كشورهاى عقب مانده جهان در يك قرن اخير بفكر ترقى و تعالى افتاده‏اند گرچه حكومت اجتماعى را نپذيرفته‏اند ولى چون بنقاط ضعف قانون توجه نكرده و از نيروى دين استفاده ننموده‏اند؛ روزگارشان تيره و محيط زندگيشان نمونه‏اى از وحشيگرى شده است.
در مقابل اينان ملتهاى مترقى و هوشمند جهان كه به نقطه ضعف قوانين پى برده‏اند براى آنكه قوانين را از شكست قطعى نجات دهند چاره جوئى نموده و راه ديگرى را پيموده‏اند.
اين ملتها طرز تعليم و تربيت را طورى تنظيم مى‏كنند كه افراد خواه ناخواه با يكرشته اخلاق صحيح بار بيايند، و موقعى هم كه وارد محيط فعاليت مى‏شوند قانون را مقدس و غير قابل تخلف بشمارند.
اين نوع تربيت سبب مى‏شود كه قانون جريان عادى را پيدا كرده و در نتيجه تا اندازه قابل توجهى سعادت جامعه را تأمين نموده و قانون را از شكست نجات دهد.
ولى بايد دانست اين نوع افكار در جامعه‏هائى كه با آن پرورش مى‏يابند، دو قسمند:
1 -
افكار و عقائدى مانند بشردوستى و خيرخواهى و ترحم بزيردستان كه روى واقع‏بينى استوار است و بدون شك از اديان آسمانى گرفته شده است و از روزگاران دراز؛ پيش از آنكه جامعه‏هاى مترقى بوجود آيند، دين مردم را بسوى اين افكار دعوت مى‏كرده است.
بنابراين نيكبختى و سعادتى كه بواسطه اين افكار در جامعه‏هاى مترقى ديده مى‏شود از بركات دين بشمار مى‏آيد.
2 -
عقائد و افكار بيهوده و موهوم كه جز در بازار خرافات ارزشى براى آنها نيست مثل آنكه بافراد تلقين مى‏كنند كه اگر در راه نجات كشور خو رنجى ببرند يا كشته شوند نامشان در صفحات تاريخ با خطوط طلائى ثبت مى‏گردد:
اينگونه پندارهاى خرافى اگرچه نتايج عملى مى‏دهد و ممكن است فردى كه تحت تأثير اين تلقينها قرار مى‏گيرد در ميدان جنگ فداكاريهائى كند و عده زيادى از دشمن را نابود نمايد، ولى چندين برابر نفعى كه مى‏دهد ضرر مى‏رساند، چون آدمى را موهوم پرست و خرافى بار آورده و غريزه واقع بينى او را از كار انداخته است؛ زيرا در نظر مردميكه ايمان بخدا و روز جزا ندارند و مرگ را نيستى و نابودى مى‏دانند زندگانى جاويد و كامرانى پس از مرگ مفهومى نخواهد داشت.

[ جمعه 16 دی 1390 ] [ 09:20 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران