مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

[تصویر: 7quran_manuscript_eastern_kufic.jpg]

http://www.quranct.com/attachment.php?attachmentid=146&d=1277756213

به دنبال دعوتى كه در آيات سابق از عموم پيروان اديان , دائر به تبعيت ازبرنامه هاى همه انبيا شده بود, در اين آيه , به همه آنها فرمان مى دهد كه ((تنها رنگ خدايى را بپذيريد)) كه همان رنگ ايمان و توحيد خالص است (صبغة اللّه ).
و بـه ايـن ترتيب قرآن فرمان مى دهد همه رنگهاى نژادى و قبيلگى و سايررنگهاى تفرقه انداز را از ميان بردارند و همگى به رنگ الهى درآيند.
سـپس اضافه مى كند: ((چه رنگى از رنگ خدايى بهتر است ؟ و ما منحصرا اورا پرستش مى كنيم )) (ومن احسن من اللّه صبغة ونحن له عابدون ).
(آيـه 139)ـ و از آنـجـا كـه يـهود و غير آنها گاه با مسلمانان به محاجه و گفتگو برمى خاستند و مـى گـفـتـنـد: تمام پيامبران از ميان جمعيت ما برخاسته , و دين ماقديمى ترين اديان و كتاب ما كهنترين كتب آسمانى است , اگر محمد نيز پيامبر بودبايد از ميان ما مبعوث شده باشد!.
قرآن خط بطلان به روى همه اين پندارها كشيده , نخست به پيامبر مى گويد:((به آنها بگو: آيا در بـاره خـداونـد بـا مـا گفتگو مى كنيد؟ در حالى كه او پروردگار ما وپروردگار شما است )) (قل اتحجوننا فى اللّه وهو ربنا وربكم ).
ايـن را نيز بدانيد كه ((ما در گرو اعمال خويشيم و شما هم در گرو اعمال خود))و هيچ امتيازى براى هيچ كس جز در پرتو اعمالش نمى باشد) (ولن اعمالنا ولكم اعمالكم ).
بـا اين تفاوت كه ((ما با اخلاص او را پرستش مى كنيم و موحد خالصيم )) امابسيارى از شما توحيد را به شرك آلوده كرده اند (ونحن له مخلصون ).
(آيـه 140)ـ ايـن آيـه بـه قسمت ديگرى از اين ادعاهاى بى اساس پاسخ گفته مى فرمايد: ((آيا شما مى گوييد: ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباطهمگى يهودى يا نصرانى بوده اند)))؟ (ام تقولون ان ابرهيم واسمعيل واسحق ويعقوب والا سباط كانوا هودا او نصارى ).
((آيا شما بهتر مى دانيد يا خدا))؟! (قل انـتم اعلم ام اللّه ).
خدا بهتر از همه كس مى داند كه آنها, نه يهودى بودند, و نه نصرانى .
شما هم كم و بيش مى دانيد و اگر هم ندانيد باز بدون اطلاع , چنين نسبتى رابه آنها دادن تهمت است و گناه , و كتمان حقيقت ((و چه كسى ستمكارتر از آن كسى است كه شهادت الهى را كه نزد او است كتمان كند))؟ (ومن اظلم ممن كتم شهادة عنده من اللّه ).
(آيه 141)ـ در اين آيه به گونه ديگرى به آنها پاسخ مى گويد, مى فرمايد: به فرض اين كه همه اين ادعـاهـا درسـت بـاشـد ((آنـهـا گـروهى بودند كه در گذشتند وپرونده اعمالشان بسته شد, و دورانشان سپرى گشت و اعمالشان متعلق به خودشان است )) (تلك امة قد خلت لها ما كسبت ).
((و شـمـا هـم مـسؤول اعمال خويش هستيد و هيچ گونه مسؤوليتى در برابراعمال آنها نداريد)) (ولكم ما كسبتم ولا تسئلون عما كانوا يعملون ).

آغاز جز دوم قرآن مجيد. (آيه 142) ـ .


ماجراى تغيير قبيله !.

اين آيه و چند آيه بعد به يكى از تحولات مهم تاريخ اسلام اشاره مى كند .توضيح اين كه : پيامبر اسلام (ص ) مدت سيزده سال پس از بعثت در مكه , وچند ماه بعد از هجرت در مـديـنـه بـه امر خدا به سوى ((بيت المقدس )) نماز مى خواند,ولى بعد از آن قبله تغيير يافت و مسلمانان مامور شدند به سوى ((كعبه )) نماز بگذارند.يـهـود از ايـن مـاجـرا سـخت ناراحت شدند و طبق شيوه ديرينه خود به بهانه جويى و ايرادگيرى پـرداخـتند چنانكه قرآن در اين آيه مى گويد: ((بزودى بعضى از سبك مغزان مردم مى گويند چه چيز آنها (مسلمانان ) را از قبله اى كه بر آن بودندبرگردانيد))؟ (سيقول السفه من الناس ما وليهم عن قبلتهم التى كانوا عليها).اگـر قـبله اول صحيح بود اين تغيير چه معنى دارد؟ و اگر دومى صحيح است چرا سيزده سال و چند ماه به سوى بيت المقدس نماز خوانديد؟!.خـداونـد بـه پـيـامبرش دستور مى دهد: ((به آنها بگو شرق و غرب عالم از آن خداست , هركس را بخواهد به راه راست هدايت مى كند)) (قل للّه المشرق والمغرب يهدى من يش الى صراط مستقيم ).ايـن يك دليل قاطع و روشن در برابر بهانه جويان بود كه بيت المقدس و كعبه وهمه جا ملك خدا اسـت , اصـلا خـدا خـانـه و مـكـانى ندارد, مهم آن است كه تسليم فرمان او باشيد و تغيير قبله در حقيقت مراحل مختلف آزمايش و تكامل است و هريك مصداقى است از هدايت الهى .
آيه 143ـ تفسير:.

امت وسطـ.

در اين آيه به قسمتى از فلسفه و اسرار تغيير قبله اشاره شده است نخست مى گويد: ((همان گونه (كـه قـبله شما يك قبله ميانه است ) شما را نيز يك امت ميانه قرار داديم )) (وكذلك جعلناكم امة وسطا).قـبـلـه مـسلمانان , قبله ميانه است زيرا مسيحيان براى ايستادن به سوى محل تولد عيسى كه در بيت المقدس بود ناچار بودند به سمت مشرق بايستند.ولـى يهود كه بيشتر در شامات و بابل و مانند آن به سر مى بردند رو به سوى بيت المقدس كه براى آنان تقريبا در سمت غرب بود مى ايستادند.امـا ((كـعـبه )) كه نسبت به مسلمانان آن روز (مسلمانان مدينه ) در سمت جنوب و ميان مشرق و مغرب قرار داشت يك خط ميانه محسوب مى شد.جالب اين كه توجه خاص مسلمانان به تعيين سمت كعبه سبب شد كه علم هيئت و جغرافيا در آغاز اسلام درميان مسلمانان به سرعت رشدكند, زيراكه محاسبه سمت قبله در نقاط مختلف روى زمين بدون آشنايى با اين علوم امكان نداشت .سـپـس اضـافـه مـى كـند: ((هدف اين بود كه شما گواه بر مردم باشيد و پيامبر هم گواه بر شما باشد)) (لتكونوا شهدآ على الناس ويكون الرسول عليكم شهيدا).يعنى شما با داشتن اين عقايد و تعليمات , امتى نمونه هستيد همانطور كه پيامبر در ميان شما يك فرد نمونه است .سپس به يكى ديگر از اسرار تغيير قبله اشاره كرده مى گويد: ((ما آن قبله اى راكه قبلا بر آن بودى (بـيـت الـمقدس ) تنها براى اين قرار داديم كه افرادى كه ازرسولخدا پيروى مى كنند از آنها كه به جـاهـلـيت باز مى گردند باز شناخته شوند)) (وماجعلنا القبلة التى كنت عليه الا لنعلم من يتبـع الرسول ممن ينقلب على عقبيه ).
سـپس اضافه مى كند: ((اگرچه اين كار جز براى كسانى كه خداوند هدايتشان كرده دشوار بود)) (وان كانت لكبيرة الا على الذين هدى اللّه ).آرى ! تـا هـدايـت الـهى نباشد, آن روح تسليم مطلق در برابر فرمان او فراهم نمى شود و از آنجا كه دشـمـنـان وسوسه گر يا دوستان نادان , فكر مى كردند با تغييرقبله ممكن است اعمال و عبادات سابق ما باطل باشد, و اجر ما بر باد رود, در آخرآيه اضافه مى كند: ((خدا هرگز ايمان (نماز) شما را ضـايـع نمى گرداند, زيرا خداوندنسبت به همه مردم رحيم و مهربان است )) (وما كان اللّه ليضيع ايمانكم ان اللّه بالناس لرؤف رحيم ).
دسـتـورهـاى او هـمچون نسخه هاى طبيب است يك روز اين نسخه نجاتبخش است , و روز ديگر نـسـخه ديگر, هر كدام در جاى خود نيكو است , و ضامن سعادت و تكامل , بنابراين تغيير قبله نبايد هـيـچ گونه نگرانى براى شما نسبت به نمازها وعبادات گذشته يا آينده ايجاد نمايد كه همه آنها صحيح بوده و هست .

اسرار تغيير قبله .

از آنـجـا كـه خانه كعبه در آن زمان كانون بتهاى مشركان بود, دستور داده شدمسلمانان موقتا به سوى بيت المقدس نماز بخوانند و به اين ترتيب صفوف خود رااز مشركان جدا كنند.امـا هـنـگـامى كه به مدينه هجرت كردند و تشكيل حكومت و ملتى دادند وصفوف آنها از ديگران كـاملا مشخص شد, ديگر ادامه اين وضع ضرورت نداشت دراين هنگام به سوى كعبه قديمى ترين مركز توحيد و پرسابقه ترين كانون انبيابازگشتند.بـديهى است هم نماز خواندن به سوى بيت المقدس براى آنها كه خانه كعبه راسرمايه معنوى نژاد خود مى دانستند مشكل بود, و هم بازگشت به سوى كعبه بعد ازبيت المقدس بعد از عادت كردن به قبله نخست .مـسلمانان به اين وسيله در بوته آزمايش قرار گرفتند, تا آنچه از آثار شرك دروجودشان است در ايـن كـوره داغ بسوزد, و پيوندهاى خود را از گذشته شرك آلودشان ببرند و روح تسليم مطلق در برابر فرمان حق در وجودشان پيدا گردد.(آيه 144) ـ.

[ پنج‌شنبه 22 تیر 1391 ] [ 08:36 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران