مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

رمز موفقيت و نقش قرآن‏

به نظر مى‏رسد براى موفقيت در هر برنامه و سياستى، به خصوص در زمينه مسايل تربيتى و فرهنگى و اجتماعى، سه شرط اساسى وجود دارد.
1- درستى و صحت برنامه در جهت رسيدن به هدف مورد نظر؛

 

2- ايمان و باور نسبت به برنامه و دستورالعمل‏هاى آن؛

3- عمل بر مبناى احكام و دستورالعمل‏هاى مطرح شده در برنامه.

بديهى است كه كدام از شروط سه گانه منتفى باشد كارآيى برنامه مذكور آن طور كه بايد به ظهور نمى‏رسد و هدف مورد نظر

محقق نمى‏شود.همه ما مى‏گوييم قرآن كلام خدا و برنامه زندگى ما مسلمانان است. اما گفتن تنها و اقرار به اين مطلب كافى

نيست. اقرار و اظهار در صورتى ايمان به قرآن و دستورات حيات بخش آن محسوب مى‏شود كه از اعتقاد و باور قلبى حكايت كند و

انسان از عمق جان به قرآن و دستورات اميد بخش آن ايمان داشته باشد و در مقابل سخنان و پيام‏هاى الهى تسليم محض باشد.

با چنين ايمان و اعتقاد و باورى است كه شرط كارآيى قرآن در هدايت جامعه، يعنى عمل بر مبناى دستورات حيات بخش قرآن،

تحقق پيدا مى‏كند.

قرآن كريم مى‏فرمايدذلك الكتاب لا ريب فيه هدى للمتقين. الذين يومنون بالغيب و يقيمون الصلوه و مما رزقناهم ينفقون. و الذين يومنون بما انزل اليك و ما انزل من قبلك و بالاخره هم يوقنون. اولئك على هدى من ربهم و اولئك هم المفلحون ? آن كتاب الهى كه هيچ جاى ترديد در آن نيست هدايت‏گر پرهيزكارانى است كه ايمان به غيب دارند و نماز را به پا مى‏دارند و از آنچه ما به آنها روزى داديم انفاق مى‏كنند؛ كسانى كه به احكام و دستوراتى كه به صورت قرآن بر تو نازل شده ايمان مى‏آورند و كتب آسمانى پيش از تو را باور و به قيامت يقين دارند. چنين انسان‏هايى از هدايت پروردگارشان بهره‏مندند و به رستگارى مى‏رسند.البته توجه داريم كه ايمان داراى درجاتى است و جامعه اسلامى در صورتى مى‏تواند با غلبه بر مشكلات و پيروزى بر دشمنان خود به عزت و عظمت و به تعبير قرآن كريم فلاح و رستگارى دنيوى و اخروى اميدوار باشد كه دست‏اندركاران فرهنگى جامعه به حكومت دينى و دستورات و احكام قرآن ايمان و از صميم قلب باور داشته باشند، نه آن كه تنها با استفاده ابزارى از دين و فرهنگ دينى مردم، براى كسب وجاهت، خود را معتقد به قرآن معرفى كنند.
در قرآن كريم از انسان‏هايى كه به احكام و دستورات الهى ايمان ندارند و تنها براى فريب مسلمانان و رسيدن به مقاصد دنيوى خود اظهار ايمان مى‏كنند به نام منافقين ياد مى‏شود. خصوصيات ظاهرى و باطنى و رفتارى اين گروه در آيات متعددى از قرآن كريم بيان شده است.به هر حال نكته‏اى كه در اين جا بر آن تاكيد مى‏نماييم اين است كه اگر بخواهيم بر اساس دستورات قرآن زندگى كنيم و اين كتاب آسمانى مردم ما را سعادتمند كند، مى‏بايد همه مردم و به خصوص دست اندركاران امور فرهنگى جامعه به قرآن ايمان و اعتقاد داشته باشند و در مقابل اين كتاب الهى تسليم باشند؛ تسليمى ابراهيم گونه كه بر اساس آن، دستورات حيات بخش قرآن را بدون چون و چرا پذيرا باشند.

ابراهيم؛ الگوى تسليم و بندگى در قرآن كريم‏

قرآن كريم داستان تسليم بودن حضرت ابراهيم عليه‏السلام در مقابل اوامر و دستورات الهى را الگوى تسليم و رضا بيان مى‏كند و رمز موفقيت وى در مواجهه با مشكلات و پيروزى او بر مشركين را در ايمان و صبر و استقامت و توكل بر خداى متعال معرفى مى‏كند و از ما مى‏خواهد تا در مقابل امر خدا و قرآن كريم داراى چنين ايمان و اعتقادى باشيم و در عمل، ابراهيم گونه در اجراى احكام الهى پابرجا و ثابت قدم باشيم.ما در اين جا داستان حضرت ابراهيم عليه‏السلام را در اجراى فرمان خداى متعال، در ماجراى ذبح فرزندش، حضرت اسماعيل عليه‏السلام را به اختصار يادآور مى‏شويم. تا در ضمن آن، روحيه خدا محورى را در فرهنگ توحيدى توضيح داده، نقاط ضعف خود را در مواجهه با قرآن و دستورات نجات بخش آن روشن كنيم و در پرتو آن خوانندگان عزيز را با دردهاى اصلى جامعه آشنا نماييم.

 

 


از قرآن كريم استفاده مى‏شود كه در تقدير الهى چنين گذشته بود كه حضرت ابراهيم بعد از صد سال بى فرزندى و بعد از انتظارى بس طولانى در دمادم نوميدى صاحب فرزندى شود و اين آرزوى فرزندى صالح دارد و وجود فرزند صالح را ادامه وجود و بقاى خويش مى‏داند. پس از تولد اسماعيل، حضرت ابراهيم عليه‏السلام از طرف خداى متعال مامور شد تا فرزند خود را همراه با مادر بزرگوارش به سرزمين مكه ببرد تا در سخت‏ترين شرايط در وادئى كه آثارى از آب و حيات در آن به چشم نمى‏خورد تنها بگذارد و به دنبال انجام ماموريت الهى سرزمين مكه را ترك گويد. بعد از چندى، هنگام مراجعت و آن گاه كه فرزندش رشد كرده و جوانى مودب و خوش سيما شده است كه ديدن جمال زيبايش چشم هر انسانى را خيره مى‏كند و رخسار گلگونش غم‏ها و غصه‏ها را از ياد پدر مى‏برد و رنج هجران و مشكلات را بر او آسان مى‏كند ناگاه در اوج دلبستگى به داشتن چنين فرزندى كه شايستگى پيامبرى در او نمايان است، در خواب به او وحى مى‏شود كه بايد فرزندت را در راه خدا قربانى كنى. راستى شايسته است ايمان و اعتقاد خود را به خدا و قرآن و دستورات الهى و مراتب تسليم خود را در مقابل خدا با ايمان و مرتبه تسليم حضرت ابراهيم محك بزنيم تا فاصله بين خود و آنچه را قرآن و خداى متعال از ما خواسته است بهتر درك كنيم و در صدد تقويت ايمان و عمل بر مبناى اعتقاد دينى بيش به دست خويش آن هم در بيدارى نه در خواب مى‏داد ما تاب شنيدنش را نداشتيم چه رسد به اين كه فرمان و دستور الهى را در قربانى كردن فرزند خود اجرإ؛66 كنيم؛ لكن حضرت ابراهيم عليه‏السلام بى درنگ در صدد اجراى فرمان الهى بر مى‏آيد و بدون اين كه هيچ گونه ترديدى در صحت آنچه بر او وحى شده است به خود راه دهد، كه آيا چه مصلحتى در كشتن فرزند بى گناه است، مطلب را با فرزند خويش در ميان مى‏گذاردفلما بلغ معه السعى قال يا بنى انى ارى فى المنام انى اذبحك فانظر ماذاترى قال يا ابت افعل ما تومر ستجدنى ان شاءالله من الصابرين ? آن گاه كه فرزندش رشد يافته بود و در هنگام سعى بين صفا و مروه با پدر همراه بود به وى گفت اى فرزندم در عالم رويا چنين ديدم كه مى‏بايد تو را در راه خدا قربانى كنم نظر تو چيست ؟ ايمان و تسليم حضرت ابراهيم بدين مرتبه است. اينك مرتبه تسليم و ايمان فرزند را به تماشا بنشين و اطاعت فرزند در مقابل امر خدا و پدر خويش را نظاره كن و هم چنان از اخلاص و ايمان انسان‏هايى كه قلم و بيان از وصف آنها عاجز است در حيرت بمان و در نهادن نام مسلمان بر خويش احتياط از دست مده.حضرت اسماعيل اين فرزندى كه درس تسليم در مقابل خدا را از پدر خويش فراگرفته، با جوابى فراتر از يك اظهار موافقت، پدر خويش را در اجراى فرمان الهى تشويق مى‏كند كه مبادا امر خدا بر زمين بماند. حضرت اسماعيل نيز بدون آن كه از فلسفه كشته شدن خويش سوال كند و بى آن كه پدر را در اجراى ماموريتش به درنگ و تامل وادار كند به پدر مى‏گويديا ابت افعل ما تومر ستجدنى ان شاءالله من الصابرين ? اى پدر ماموريت خويش را انجام بده، ان شاءالله مرا در اجراى اين ماموريت صابر و ثابت قدم خواهى يافت. البته انسان‏هاى بزرگ در انجام همه كارها و به خصوص ماموريت‏هاى بزرگ با استمداد از خداى متعال و توكل بر او تصميم مى‏گيرند و اقدام مى‏كنند، در تمام كارها از او كمك و يارى مى‏خواهند و با كمال ادب چنين اظهار مى‏كنند كه اگر خدا بخواهد و اگر او كمك كند من فلان ماموريت را انجام مى‏دهم. در اين جا نيز حضرت اسماعيل به قدرت خويش تكيه نمى‏كند؛ بلكه به پدر خود چنين اظهار مى‏كند كه: ستجدنى ان شاءالله من الصابرين؛ ان شاءالله خدا به من كمك كند و من صبر مى‏كنم تا تو در انجام وظيفه الهى خويش موفق شوى.خداى متعال سيماى حضرت ابراهيم عليه‏السلام و حالت تسليم حضرت ابراهيم را در مقابل پروردگار از زبان ابراهيم چنين بيان و ترسيم مى‏كندانى وجهت وجهى للذى فطر السموات و الارض حنيفا و ما انا من المشركين ? من با ايمانى خالص، روى به خدايى آورده‏ام كه آفريننده آسمان‏ها و زمين است و من هرگز با عقيده جاهلانه مشركان موافق نخواهم بود.ما بايد در مقابل خدا و قرآن، اعتقادى همانند اعتقاد و ايمان ابراهيم عليه‏السلام داشته باشيم، در آن صورت است كه دومين شرط اساسى بهره مندى از قرآن كريم، يعنى هدايت جامعه بر مبناى راهنمايى‏هاى قرآن تحقق پيدا مى‏كند.
بنابراين وجود قرآن، بدون ايمان راسخ و اعتقاد قلبى هرگز انسان و جامعه را سعادتمند نمى‏كند البته روشن است كه علاوه بر ايمان و اعتقاد، آنچه به برنامه هدايت قرآن عينيت مى‏بخشد تحقق شرط سوم يعنى عمل طبق دستورات قرآن و عينيت بخشيدن به دستورات حيات بخش آن در متن زندگى فردى و اجتماعى است

[ چهارشنبه 20 دی 1391 ] [ 17:47 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران