|
مشعل هدایت قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
| ||
|
راز جاودانگى قرآن راز جاودانگى حيات قرآن در اين نكته نهفته است كه قرآن تجلى مبداء فاعلى خود يعنى ذات حى خداوندى است ، از جهت مبداء قابلى نيز با فطرت انسانى موافق ، هدايت گر و پاك كننده ى آن است ؛ به گونه اى كه همواره فطرت سالم ، بدون هيچ تغيير و دگرگونى ، طالب و مشتاق قرآن است . پديده آورنده ى فطرت مى فرمايد:فاءقم وجهلك للدين حنيفا فطرة الله التى فطر الناس عليها لا تبديل لخلق الله ذلك الدين القيم . (14)همچنين فرستادن پيامبر براى همه ى انسان ها، در تمامى عصرها، ضرورتى ناگريز است ؛ و ما كنا معذبين حتى نبعث رسولا (15) و رسلا مبشرين و منذرين لئلا يكون للناس على الله حجة بعد الرسل و كان الله عزيزا حكيما (16) و انما اءنت منذر و لكل قوم هاد (17) و و لو اءنا اءهلكناهم بعذاب من قبله لقالوا ربنا لولا اءرسلت الينا رسولا فنتبع اياتك من قبل اءن نذل و نخزى (18) و لم يكن الذين كفروا من اءهل الكتاب و المشركين منفكين حتى تاءتيهم البينة * رسول من الله يتلوا صحفا مطهرة * فيها كتب قيمة . (19)نيز آيات ديگرى كه نشانه ى ضرورت نبوت و دوام آن است . زيرا نبوت سنت تغيير ناپذير الاهى است و هر گونه استكبار و مسخره كردن و كشتن و شكنجه دادن پيامبران سبب نمى شود كه خداوند فيضش را نگه دارد و پيامبرى نفرستد و مردم را بدون حجت به حال خود رها كند؛ اءفنضرب عنكم الذكر صفحا اءن كنتم قوما مسرفين * و كم اءرسلنا من نبى فى الاءولين * و ما ياءتيهم من نبى الا كانوا به يستهزءون . (20)از اين رو، با وجود آن كه مردم ، غالب پيامبران را استهزا و شكنجه مى كردند و آنان را مى كشتند، باز هم از فرستادن پيامبر بعدى خوددارى نمى كرد. بر پايه ى نص قطعى ، پس از رسول خدا صلى الله عليه و آله و قرآن ، پيامبر و كتابى نيست . وجود عنصرى آن حضرت مانند ديگر انسان ها از دنيا رخت بر مى بندد و خداوند براى هيچ بشرى از ايشان عمر جاودانه قرار نداده است . از سوى ديگر، قرآن ممكن الوجود و حقيقتش ربط محض است و به قيوم مستقل محض و بى نياز مطلق ، نيازمند است . در درگاه قيوم مستقل محض و غنى ، هيچ شاءنى از شئون قرآنى ذاتى او نبوده ، بلكه از شئون تبعى خداست .بنابراين ، دوام قرآن در گرو دوام متكلم آن است كه براى مردم در كتابش رخ نموده است و بقاى آن در اختيار فرو فرستنده ى آن است انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون (27)؛ يعنى حفظ قرآن در عالم طبيعت به دستان آدميان ، در حقيقت با دست خداوند سبحان است و مردم در حراست از آن استقلال ندارند؛ همان گونه كه حفظ آن از تغييرات طبيعى در موطن لوح محفوظ، در گرو نگهدارى خداوندى است كه خود حفيظ بالذات است راز مطلب در اين نهفته است كه بر پايه ى حقيقت توحيد، وجود و ظهور هر چيزى به هويت خالص و محض و مطلق هستند است ، به گونه اى كه از قيد اطلاق در مقابل تقييد نيز آزاد است . بدين جهت در پاسخ به سؤ ال پسر صلت كه درباره ى قرآن چه مى فرماييد، حضرت رضا عليه السلام فرمودند: كلام الله لا تتجاوزوه ؛ يعنى از حد وجودى آن نگذريد. زيرا ماندگارى و پايائى كلام به سبب متكلم آن است و قوام و دوام قرآن نيز به گوينده ى آن است ، ذاتا و به خودى خود باقى و جاويد نيست [ جمعه 04 اسفند 1391 ] [ 07:24 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
|
||
| [ تمام حقوق مادی ومعنوی این وبلاگ متعلق : به اکبر احمدی می باشد ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||