ذبیحی بزرگتر از اسماعیل(ع)
از جمله تفسیرهاى آیه «و فدینـه بذبح عظیم » ، این است كه گفته اند: منظور از «ذبح عظیم » ، حضرت سیدالشهدا(علیه السلام ) است . به توضیح این مطلب می پردازیم:
تنها تعداد انگشت شمارى از مفسران به تفسیر یاد شده اشاره كرده اند . منشأ این تفسیر ، روایتى است كه مرحوم صدوق (ره) در كتاب خصال نقل مى كند كه پیش از بیان پاسخ آن را بیان مى كنیم :
«هنگامى كه خداوند ، گوسفندى را به جاى ذبح اسماعیل ، براى حضرت ابراهیم (علیه السلام ) فرستاد ، حضرت درخواست كرد كه فرزندش را ذبح كند ، تا با تحمل غم و اندوه دل پدرى كه به دست خویشتن ، فرزندش را ذبح كرده است درجاتش بالا رود . خداوند از او پرسید: محبوب ترین مخلوقاتم نزد تو كیست ؟» پاسخ داد: «محبوب تر از حبیبت محمد(صلی الله علیه و آله ) نیافریدى .» فرمود: «نزد تو ، او محبوب تر است یا خودت ؟» گفت : او ، فرمود: «فرزند او نزد تو محبوت تر است یا فرزند خودت ؟» گفت : «فرزند او» فرمود: «این كه فرزند او را دشمنانش از روى ستم ذبح كردند ، تو را بیشتر اندوهگین مى سازد یا این كه فرزندت را به دست خود ذبح كنى ؟» گفت : «پروردگارا ! ذبح او به دست دشمنانش دلم را اندوهگین كرد .» فرمود: «اى ابراهیم ! شخصى از امت محمّد ، فرزندش حسین را بعد از او ، از روى ظلم همچون گوسفند ذبح مى كند و با این كار گرفتار غضب من مى شود .» دل ابراهیم اندوهگین شد و ناله و گریه سر داد .
وحى آمد كه اى ابراهیم ! ناله ات را پذیرفتم و آن را جایگزین ناله و زارى براى فرزندت ـ اگر او را ذبح مى كردى ـ كردم و برایت درجات اهل ثواب بر مصیبت ها را واجب كردم و این همان قول خداوند است كه فرمود: «و فدینـهُ بذبح عظیم .» (صلی الله علیه و آلهافات ، 107)
با توجه به روایت فوق سه نكته را بیان مى كنیم :
1ـ روایت یاد شده ، ظاهراً از نظر سند مشكلى ندارد; زیرا راویان آن عبارتند از: 1ـ عبدالواحدبن محمدبن عبدوس نیشابورى العطّار (استاد مرحوم صدوق ) 2ـ على بن محمدبن قتیبة النیشابورى 3ـ فضل بن شاذان (از اصحاب ائمه (علیه السلاملیهم السلام )) كه همه آنان یا مورد اعتماد و ستایش قرار گرفته اند و یا از اصحاب و بزرگان هستند .
بر فرض چشم پوشى از سند روایت ، به نظر مى رسد ، روایت یاد شده این مقام را فقط شایسته حضرت سیدالشهداء(علیه السلام ) مى داند . توضیح این كه : در این صورت عبارت «قدیناه » ، به معناى «عوّضناه » است ; یعنى خداوند مصیبت شهادت امام حسین (علیه السلام ) را ـ كه به دست دشمنانش ذبح خواهد شد ـ ، به جاى مصیبتى كه بنا بود حضرت ابراهیم (علیه السلام ) متحمل شود ، قرار دارد; به این معنا كه حضرت ابراهیم (علیه السلام ) براى بالا بردن درجات خویش مى تواند بر مصیبت امام حسین (علیه السلام ) بگرید; بنابراین ، از این روایت ، هرگز استفاده نمى شود كه امام حسین (علیه السلام ) فدایى اسماعیل شد . این برداشت از روایت ناصحیح است .•
2 . بر فرض كه بتوان امام حسین (علیه السلام ) را به جاى «ذبح عظیم » گذاشت ، با توجه به معناى «فدیناه » مقصود این خواهد بود: از آنجا كه مقام ذبح عظیم كه با گریستن بر آن ، درجات انسان بالا مى رود ، فقط شایسته امام حسین (علیه السلام ) بود ، ذبح عظیمى را جایگزین ذبح حضرت ابراهیم (علیه السلام ) كردیم .
3 . بر فرض پذیرفتن دلالت روایت لسان این گونه از روایات ، تأویل آیات است نه تفسیر ، و تأویل با ظاهر معناى آیات ارتباطى ندارد ، بلكه مربوط به بطون قرآن بوده ، از عهده قضاوت ما خارج است.
پی نوشتها :
1 . ر .ك : تفسیر كنزالدقائق ، محمدرضا قمى ، ج 11 ، ص 171 ـ 172 ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
2 . ر .ك : خصال ، شیخ صدوق ، ج 1 ، ص 58 ـ 59 ، مؤسسه نشر اسلامى ـ ترجمه آزاد .
3 . ر .ك : طبقات اعلام الشیعه تا شیخ آغا بزرگ تهرانى ، ج 1 ، ص 205 ، اسماعیلیان
4 . ر .ك : خصال ، همان ، ص 59 ، حاشیه ، على اكبر غفارى .
امام حسین و قرآن
آری! حضرت امام حسین علیه السلام که قربانی تحقق آرمانها و رسالت قرآن است، سر بریده او بالا نی تلاوت قرآن مینماید.
بانگ لبیک که حجاج به لب میآورند
آیههایی است که بر نیزه تلاوت کردی
بله، این از بزرگترین معجزات الهی و بالاترین نمایش قدرت الهی و اثبات حقانیت حسینیان و بر خلاف عادت در نظام تکوین است؛ زیرا هر زمانی خداوند برای تجلّی قدرت خویش اراده نماید، همان شود.
خداوند در قرآن کریم میفرماید: «اِذْا اَرْادَ اللَّهُ شَیئاً اَن یَقُولَ لَهُ کُن فَیَکُون؛ " 1 " زمانی که خداوند اراده نماید، که چیزی بشود، میشود».
قرآن خواندن سربریده حضرت امام حسین علیه السلام برای اثبات حقانیت آن حماسه خونین و راه و اهداف آن قیام مقدس میباشد.
حضرت امام حسین علیه السلام بهرهگیری مردم را از قرآن بر چهار وجه بیان میفرماید: «کِتابُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ عَلی اَرْبَعَةِ اَشْیآءِ، عَلَی الْعبادَةِ وَ الاِْشارَةِ وَ اللَّطآئِفِ وَ الْحَقآئِقِ، فَالعِبادَةُ لِلْعَوامِ، وَ الاِْشارَةُ لِلْخَواصِّ، وَ اللَّطائِفُ لِلاَْوْلیاءِ وَ الْحَقآئِقُ لِلاَْنْبِیاءِ عَلَیهمُ السَّلامُ؛ " 2 " کتاب خداوند عزیز و بزرگ چهار چیز در بر دارد؛ عبادت و اشاره، لطیفهها و حقیقتها، پس عبادت آن برای عوام و اشارات آن برای خواص و ظرافتها و دقتهایش برای دوستان (خدا و رسول و اهل بیت علیهم السلام) و حقیقتهای آن برای انبیاء الهی میباشد».
لذا هر کسی بر حسب استعداد و شناخت و فهم خود از این دریای علوم به گونهای بهرهبرداری مینماید، یکی عبادت را پیگیری و از آن لذت میبرد، دیگری رمزها و اشارات قرآن را مورد بررسی قرار میدهد و گروهی از دوستان الهی به ظرافتهای تربیتی، سیاسی، فرهنگی و... پرداخته و چهارمی به استخراج احکام واقعی و حقیقی آن در تمام ابعاد فکری، فرهنگی و علمی میپردازد. تا بشریت را با آن هدایت نماید و به مقصد برساند.
امام حسین علیه السلام فرمود: «القرآنُ ظاهِرُهُ اَنیقٌ و باطِنُهُ عَمیقٌ؛ " 3 " قرآن ظاهرش زیبا و شگفتانگیز و درون آن ریشهدار و عمیق است.»
داستان
ناپلئون روزی درباره مسلمین فکر کرد و پرسید: مرکز آنان کجاست؟ گفتند: مصر. وقتی با یک مترجم به کشور مصر مسافرت کرد و به کتابخانه آنجا وارد شد. مترجم قرآن را باز کرد، این آیه آمد:«اِنَّ هَذَا القُرآنِ یَهدِی لِلَّتی هِیَ اَقوَمُ وُ یُبَشِّرُ المؤمنین؛ " 4 " به درستی که این قرآن هدایت میکند به آنچه درست و محکمتر است و بر مؤمنان بشارت میدهد)، وقتی مترجم این آیه را برای او خواند و ترجمه کرد؛ از کتابخانه بیرون آمد و شب را تا صبح بفکر این آیه بود. صبح باز به کتابخانه آمد و مترجم آیاتی دیگری از قرآن را برایش ترجمه کرد.
روز سوم هم مترجم از قرآن برای او ترجمه کرد و خواند. ناپلئون از قرآن سؤال کرد.
گفت: اینان معتقدند که خداوند قرآن را بر پیامبر آخر الزمان محمدصلی الله علیه وآله وسلم نازل کرده است و تا قیامت کتاب هدایت آنان است.
ناپلئون گفت: آن چه من از این کتاب استفاده کردم، این طور احساس نمودم،
اول؛ اگر مسلمین از دستورات جامع این کتاب استفاده کنند، روی ذلت نخواهند دید.
دوم: تا زمانی که قرآن بین آنها حکومت کند، مسلمانان تسلیم ما غربیها نخواهند شد؛ مگر ما بین آنها و قرآن جدایی بیافکنیم. " 5 ".
بر بام فلق سپیده قرآن میخواند
خورشید بخون طپیده قرآن میخواند
بر بوسه گه رسول زد چوب یزید
چون دید سر بریده قرآن میخواند
پیامها
1. هر یک از موارد استفاده از قرآن لذت و شیرینی خاص خود را به طالب آن علوم الهی میچشاند. مثل اینکه هر غذایی طعم ویژه خود را دارا میباشد.
چو از جان پیش پای عشق سرداد
سرش بر نی نوای عشق سرداد
2. همه مردم لذت و بهرهبرداری از این دریای علوم الهی را دارند.
3. اگر تمام استعدادها در جهت استخراج هدفها و گوهرهای ناب قرآن شریف بسیج گردند، قادر به کشف همه علوم آن نخواهند بود، قرآن گل همیشه بهاری است، که هر لحظه طراوت و تازگی خود را در طول تاریخ حفظ نموده و مبتکران علوم از آن بهرهمندند.
4. فیلسوف و متکلم، فقیه و محدث، منطقی و عالم به علوم طبیعی، هر یک از آنها در جایگاه علمی خویش از قرآن کریم بهره میبرند و این کتاب عزیز جوابگو و اشباع کننده همه آنها میباشد.
امام حسین و نماز عاشق
همه حرکتها و تلاشها، بیانها و خطبهها، نامهها و برخوردها از مدینه رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم تا کرببلا و نینوا یکی پس از دیگری سپری گشت. تا این که روز عاشورا، روز عشق و شوق، روز هجرت و جهاد و شهادت، روز ملاقات با محبوب و معشوق خویش یعنی ملاقات با خدا، رسیدن به محضر حضرت رب العالمین فرا رسید، طلوع خورشید پهنه گیتی را روشن کرد، رمزها و سخنان بین لشگر حق و باطل تبادل گردید. تا این که اذان ظهر شد، «ابوثامه صیداوی» از رزم آوران لشگر توحید، از منادیان حق، از عاشقان دلباخته حسین بن علی علیه السلام به محضر امامش شرفیاب گردید و عرضه داشت؛ یا اباعبداللَّه علیه السلام! جانم فدای تو، این لشگر به جنگ تو نزدیک گشته است، سوگند به خدا کشته نشوی، تا کشته شوم و به خون خویش غلطان گردم، دوست دارم که نماز ظهر را با تو اقامه کنم، آن گاه خدای خویش را ملاقات نمایم، حضرت سر به آسمان برداشت و فرمود: نماز را یاد کردی، خدا ترا از نمازگزاران و ذاکرین قرار دهد، بله، اول وقت است، به این قوم بگویید؛ دست از جنگ بردارند، تا ما نماز بگذاریم. در این حال «حصین بن تمیم» چون این را بشنید، فریاد برداشت؛ که نماز شما قبول درگاه خدا نیست، حبیب بن مظاهر اسدی این پیر کربلای حسینی فریاد برداشت؛ ای حِمارِ غَدّار! نماز پسر رسول خدا قبول نمیشود، از تو قبول خواهد شد. در این جا، جنگی بین حبیب و دشمنان رخ داد، که تفصیل آن در «منتهیالآمال» آمده است.
ای نمازت آبروی دین ما
خون تو آوازه آئین ما
آری! نماز عشق را با هجرت و جهاد، جنگ و شهادت و خون، اقامه نمودند تا به همه انسانها در طول تاریخ بگویند؛ که حسینیان در کربلا و نینوا، نمایش عبادت و سجده الهی را با عزیزترین سرمایهها که جانها میباشد، حفاظت و حراست نمودند. لذا در زیارتنامه حضرت میخوانیم: «وَ اَشهَدُ اَنَّکَ قَد اَقَمتَ الصَّلوة؛ شهادت میدهم که تو (با خون و جان، فرزندان و اصحاب خویش و اسارت خاندانت) نماز را زنده و پایدار نمودی». و حضرت زهرا علیها السلام برای دفاع از ولایت و امامت، زنده نمودن دین و نماز، جان را فدا کرد.
نماز عشق را خواندم به پشت درب این خانه
ولی من سجده خود را میان کوچهها کردم
نماز عشق در سر راه کوفه: حضرت امام حسین علیه السلام به راه کوفه که رسیدند، حر بن یزید ریاحی با چهار هزار سوار راه را بسته بودند، صحبتها و مذاکرات تا وقت نماز ظهر ادامه یافت، حضرت حجاج بن مسروق را فرمود: تا اذان بگوید. سپس حضرت خطاب به لشگر دشمن سخنانی بیان کردند و بعد فرمود: اقامت نماز گفتند. و به حر فرمود: تو هم با لشگر خود نماز اقامه کن. حر جواب داد، پشت سر شما اقامه مینمائیم،هر دو لشگر نماز را خوانند و در نماز عصر هر دو لشگر به امام حسین علیه السلام اقتداء نمودند. " 6 ".
آری! زنده کردن نماز از آرمانهای قیام حسینی است.
اقامه نماز خونین کربلا: روایت شده؛ حضرت سیدالشهداء علیه السلام به زهیر بن قین و سعید بن عبداللَّه فرمود: که پیش روی من بایستید تا نماز به جای آورم. بر حسب فرمان حضرت ایستادند و خود را هدف تیرها و نیزهای دشمن قرار دادند، تا این که حضرت با نیمی از اصحاب نماز خوف را اقامه نمودند (و نیم دیگر لشگر بعد از آنها با امام نماز خواندند). تا این که روی زمین افتاد، و در آن حال عشق بازی میفرمود:
خدایا! سلام مرا به پیامبرت برسان و به او ابلاغ کن، که در این کار قصد کردم نصرت ذریّه ترا و جان داد در حالی که سیزده چوبه تیر در بدن او یافتند، غیر از زخمهای شمشیر و نیزهها دیگر. " 7 ".
آری! نماز عشق از ظهر روز جنگ احد در اطراف مدینة الرسول صلی الله علیه وآله وسلم، تا نماز ظهر جنگ صفین به امامت مولای عارفان علی بن ابیطالب علیه السلام، تا نماز خونین سحرگاه نوزده رمضان در محراب رنگین مسجد کوفه، تا نماز عشق در نینوا و کرببلا، همه گویای نقش تربیتی و انسان سازی این دانشگاه عشق و محبت است. آری! همه مردم بیائیم و این مانور و نمایش عبادی و سیاسی، اجتماعی و فردی را در همه ابعاد زندگی خویش جهت آبادی دنیا و آخرت خود زنده نمائیم. این راه همه انبیای الهی و طریق فطرت و عقل سلیم است. لذا کسانی که از این مسیر فاصله گرفتهاند، راه شیطانی و باطل، گمراهی و سقوط را انتخاب نمودهاند. تاریخ در سطرهای خود بیانگر این واقعیت میباشد.
داستان
خواجه منصور» وزیر «سلطان طغرل» مردی دانا، با تقوی و درستکار بود، روزی سلطان طغرل وزیر را قبل از طلوع آفتاب احضار کرد. مأموران به منزل وی رفتند و او را در حال خواندن دعا دیدند. امر پادشاهی را ابلاغ نمودند، ولی وزیر به گفته آنان توجهی نکرد و همچنان به خواندن دعا ادامه داد. مأموران بیاعتنایی او را به عرض رساندند، سلطان طغرل به سختی خشمگین گردید.
وزیر پس از فراغت از نماز و دعا به دربار آمد. به محض ورود، شاه با تندی به وی گفت: چرا دیر آمدی؟
وزیر در کمال آرامش خاطر عرض کرد: ای پادشاه! من بنده خداوندم، چاکر سلطان طغرل، تا از بندگی خدا فارغ نشوم، نمیتوانم به وظایف چاکری پادشاه قیام کنم.
گفتار محکم و پر از حقیقت وزیر، شاه را سخت تحت تأثیر قرار داد و دیدهاش را اشک آلود کرد و به وزیر آفرین گفت و سفارش کرد؛ که همواره به این روش ادامه بده و بندگی خدا را بر چاکری ما مقدّم بدار، تا از برکت آن امور کشور همواره صحیح و استوار بماند. " 8 ".
سبب عزت موجود نماز است نماز
زینت درگه معبود نماز است نماز
بی نماز از نظر لطف خدا محروم است
شرع را مقصد و مقصود نماز است نماز
روز و شب گر به حسین بن علی گریه کنی
شرط اول که دهد سود نماز است نماز
پیامها
1. انسانی که عاشق حضرت امام حسین علیه السلام و یارانش میباشد، هرگز نماز را سبک نشمرده، چه رسد که آن را ترک نماید.
2. زمانی که پیامبر و امام ما در سختترین شرائط نماز جماعت عشق و خوف را برقرار مینمایند، معلوم است، که وظیفه ما در قبال دین و اعتقادات، رفتار و عمل بسیار سنگین میباشد.
3. نماز رکن اساسی عملی دین اسلام است، که اگر آن عمل در پرونده مسلمان نباشد، بقیه اعمال او ارزشی ندارد.
4. جایگاه نماز جماعت و اهمیتش از اُحد تا کرببلا بر همگان واضح است و ترک آن تقصیری بزرگ است.
5. یاد آوران نماز مورد دعای خاص حجت الهی قرار میگیرند.
پینوشتها:
1- یس 82:36
2- بحار، ج 75،ص 278
3- بحارالانوار، ج 75، ص206
4- الاسراء 9:17
5- رهنمای سعادت 478:2 - همای سعادت ص 96
6- منتهی الآمال
7- همان
8- تحفة الواعظین، ص 45