مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

يكى از نقش‌هاى آب در زندگى انسان را مى‌توان درمان برخى بيمارى‌ها دانست كه در آيه 41 و 42 ص/38 به اين تأثير اشاره شده است: «وَاذكُر عَبدنا أَيّوبَ إِذ نَادى رَبَّه أَنِّى مَسَّنِى الشَّيطـنُ بِنُصب و عَذاب * اركُض بِرجلِكَ هذا مُغتَسلٌ بَارِدٌ و شَرابٌ». در اين دو آيه، حال ايّوب پيامبر(عليه السلام)گزارش شده است كه از رنج و بيمارى خود به پروردگارش شكايت برد كه به او وحى شد: پاى خود را بر زمين بزن؛ چشمه‌اى با آبى خنك پديدار مى‌شود. از آن بنوش و خود را نيز با آن شستوشو ده. بدين وسيله بيمارى از جسم و جان ايّوب رخت بربست. در روايتى، بيمارى ايّوب*(عليه السلام)درآمدن دمل در تمام بدنش دانسته شده است.[1] هرچند ظاهر آيه، جوشش آب براى ايّوب را به صورت خارق‌العاده گزارش كرده، براساس آيه شايد نتوان تأثير آب يا انواعى خاص از آن را بر درمان برخى بيمارى‌ها انكار كرد. يكى از مصاديق آيات آشكار و روشن الهى در آيه 97 آل‌عمران/3  (فِيه ءَايـتٌ بَيّنـتٌ مَقامُ إبرهيم) نيز آب زمزم دانسته شده[2] و رواياتى از پيامبر(صلى الله عليه وآله)و پيشوايان معصوم(عليهم السلام)با اين مضمون نقل شده كه آب زمزم، موجب شفا و برطرف شدن بيمارى است[3] يا اين‌كه آب زمزم به هر نيّتى نوشيده شود، همان اثر را خواهد داد (ماءُ زمزم لِما شُرِبَ لَه). اگر براى شفا نوشيده شود، شفابخش است و اگر براى حفظ خود بنوشد، خدا او را حفظ مى‌كند و اگر براى رفع تشنگى بنوشد، تشنگى او برطرف خواهد شد.[4] رواياتى ديگر نيز از تأثيرهاى سودمند يا مضر براى فراوان نوشيدن، كم نوشيدن آب، نوشيدن آب سرد يا گرم خبر مى‌دهد.[5]


اگر درمان را بتوان به معناى گسترده‌ترى گرفت و استفاده از آن‌چه را بر سلامت جسم انسان تأثير ويژه دارد، نوعى درمان به شمار آورد، از آيات ديگرى هم مى‌توان اشاره‌اى به اين نقش آب به دست آورد؛ نظير آيه «و‌نَزَّلنا من السَّماءِ مَاءً مُبـرَكاً» (ق/50‌، 9) كه بر وجود خير و نفع بسيار در آب باران دلالت دارد يا آيه «و‌يُنَزِّلُ عَليكُم مِن‌السَّماءِ مَاءً لِيُطهِّركُم بِه و يُذهِبَ عَنكُم رِجزَ الشَّيطـن (انفال/8‌،11) در روايتى از اميرمؤمنان(عليه السلام)با استناد به همين آيه آمده است: از آب آسمان بنوشيد كه بدن را پاكيزه و بيمارى‌ها را رفع مى‌كند.[6]

تأثير تقوا و استغفار بر فراوانى آب:

قرآن كريم به طور كلّى بر تأثير امور معنوى بر امور مادّى تأكيد دارد. از يك طرف ايمان* و تقوا را موجب افزايش نعمت و از سوى ديگر پاره‌اى گناهان را موجب زوال آن مى‌داند. اين تأثير در روايات به طور مشخّص‌تر تبيين شده است.[7] آيه 97 اعراف/7 ضمن اشاره به اين كه اقوامى در گذشته به دليل عدم ايمان و تقوا*، و‌تكذيب رسولان الهى، به سختى‌ها و تنگى‌هايى در زندگى دچار شدند، ايمان و تقوا را عامل بهره‌مندى از بركات آسمان و زمين معرّفى مى‌كند: «و‌لَو أَنَّ أَهلَ القُرى ءَامَنوا واتَّقَوا لَفتَحنا عَليهِم بَركـت مِنَ‌السَّماءِ و الأَرضِ و لـكن كَذَّبوا فَأَخذنـهُم بِمَاكَانوا يَكسِبون (اعراف/7، 96) در تفسير مشهورى از آيه، بركات آسمان به باران و بركات زمين به رويش گياهان كه معلول بارش باران است، تفسير شده؛[8] چنان كه آيه 66 مائده/5 نيز درباره يهود و نصارا مى‌گويد: اگر تورات و انجيل و آن‌چه را از جانب خداوند نازل شده بر پا مى‌داشتند، از نعمت‌هاى بسيارى كه از آسمان (باران) و زمين به آن‌ها روى مى‌آورد، برخوردار مى‌شدند[9]:«و‌لَو أنَّهم أَقامُوا التَّورةَ و الإِنجِيلَ و مَا أُنزِلَ إِليهِم مِن رَبِّهم لاََكلوا مِن فَوقِهم و مِن تَحتِ أَرجُلهِم». آيه 52 هود/11 و 10 تا 12 نوح/71 كه پيش از اين به آن‌ها اشاره شد نيز بر تأثير استغفار* و توبه مردم يك جامعه بر برخوردارى آنان از آبِ فراوان تأكيد دارند كه عامل اصلى نعمت‌هاى فراوان و گوناگون است: «و‌يـقَومِ اسْتغفِروا رَبَّكم ثُمّ توُبوا إليه يُرسِلِ‌السَّماءَ عَليكُم مِدرَاراً و يَزِدكُم قُوَّةً إلى قُوَّتِكُم». تشريع نماز استسقا* با عمل پيامبر(صلى الله عليه وآله)در سال ششم هجرى پس از آن‌كه اهل مدينه به دليل خشك‌سالى از وى تقاضاى باران كردند،[10] در جهت اين دو آيه قابل تفسير است.[11] ذيل آيه 52 هود پس از بيان نزول باران، از افزايش نيرو ياد شده است: «و‌يَزِدكُم قُوَّةً إلى قُوَّتِكم» كه اين مقارنت مى‌تواند اشاره به تأثير آب بر قدرتمندى باشد. برخى، در تفسير اين آيه گفته‌اند: مراد از «قُوَّة» نيروى ايمان است كه خداوند وعده داد آن را با نزول باران بر نيروى بدنى و جسمى كه پيش‌تر به قوم* هود بخشيده بود، بيفزايد و برخى ديگر گفته‌اند: مقصود از آن، نيروى جسمانى بيش‌تر است؛ امّا علاّمه طباطبايى ترجيح داده است كه مراد از «قوّة» هر دو نيرو باشد.[12] آيات 10 تا 12 نوح/71 كه سخن نوح به قومش را نقل مى‌كند و از نظر سياق و مضمون با آيه هود هماهنگ است، مى‌تواند تفسيرى براى افزايش نيرو باشد: «فَقُلتُ اسْتَغفِروا رَبَّكم إِنَّه كَانَ غَفّاراً * يُرسِلِ السَّماءَ عَليكُم مِدرَاراً * و يُمدِدكُم بِأَمول و بَنِينَ و يَجعَلْ لَكُم جَنـّت و يَجعَلْ لَكم أَنهَـراً = و گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او همواره آمرزنده است تا پى‌درپى بر شما باران ببارد و شما را به مال‌ها و پسران يارى كند و به شما بوستان دهد و برايتان جوى‌ها پديد آرد». از جمله آياتى كه بر رابطه ايمان و برخوردارى از آب تأكيد و پاى‌دارى بر ايمان را عامل برخوردارى از آب شناسانده، آيه 16 جن/72 است: «وأَلَّوِ اسْتَقـموا عَلى الطَّريقةِ لاََسقينـهُم مَاءً غَدَقاً» . عموم مفسّران اين آيه را كنايه از توسعه رزق و فراوانى نعمت‌هاى مادّى دانسته‌اند كه به مهيّا كردن عامل اوّلى آن (آب) اشاره كرده است.[13]
آيات پيشين چنان‌كه‌ازتأثيرايمان و استغفار بر فراوانى آب خبر مى‌دهد، كفر و برخى گناهان ديگر چون تكذيب رسولان الهى را مانع برخوردارى از نعمت آب مى‌داند. آيات 32 تا 42 كهف/18 نيزبرآن تأكيد دارد. اين آيات، مناظره دو فرد همراه‌راگزارش كرده‌كه يكى‌از آن دو، صاحب دوباغ بود كه‌ازانواع خوردنى*ها هيچ كم‌نداشت و در لابه‌لاى آن، نهر*هاى آب جارى بود و آن‌چه را داشت، جاودانه مى‌پنداشت؛ به طورى كه او را به انكار معاد وا داشته بود؛ امّا همراهش به وى هشدار مى‌داد كه ممكن است خداوند، به سزاى كفرت، آب جارى درآن باغ‌ها رادرزمين فرو برد و تو توان بيرون آوردن آن را نداشته باشى: «أويُصبحَ مَاؤُهَا غَورَاً فَلن تَستطِيعَ لَه طَلَباً». (كهف/18،41)



[ سه‌شنبه 22 فروردین 1391 ] [ 17:45 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران