|
مشعل هدایت قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
| ||
|
به نظر شما در حوزه چه روش ها و متد آموزشی وجود دارد که می تواند در محافل علمی دیگر همچون دانشگاه ها مورد استفاده قرار بگیرد. یکی از ابعاد قابل توجه نظام آموزشی حوزوی، تنوع اساتید آن و آزادی طلبه در انتخاب استاد مورد نظر خود است که شاید به این کیفیت در دانشگاه ها نیز وجود نداشته باشد، چرا که در دانشگاه ها انتخاب استاد صرفاً براساس واحدهای درسی است که ارائه می شودیکی دیگر از روش های آموزشی کارا و مفید در نظام حوزه که در سالهای اخیر مورد توجه برخی مجامع علمی نیز قرار گرفته است، «مباحثه» است، یعنی دو طلبه، درسی را که از استاد گرفته اند با هم به بحث و گفتگو می گذارند و یکی استاد می شود و دیگری شاگرد و موضوع علمی را عمیقاً واکاوی و بررسی می کنند. متأسفانه گاهی در جامعه شاهد فاصله هایی بین جوانان و قشر روحانی هستیم. بنظر شما دلیل آن چیست؟ ببینید اولا بنده معتقدم این فاصله به این شدتی که تبلیغ می شود نیست. به نظر در مواردی یک نوع احساس نا آشنایی نسبت به هم وجود دارد که این ضعف در ارتباط را می توان با شناساندن توانمندی ها و نیازمندی ها برطرف یا به حداقل رساند. اگر حوزه و توانائی های آن به جوانان خوب معرفی شده و اطلاع رسانی شود؛ حوزویان هم بیش از گذشته با نیازمندی های این قشر و گفتمان روز آنها آشنا شود و در گام سوم، سعی کند در حیطه خود دردی از جوانان ما دوا کند آنوقت شاهد آن خواهیم بود چقدر این رابطه گرمتر و صمیمانه تر خواهد شد. اگر شما بین منبر رفتن و تبلیغ مستقیم و چهره به چهره از یک سو و فعالیت تبلیغی در فضای مجازی اینترنت و سایبر، مخیّر شوید، کدام یک از این دو روش را برای تبلیغ دین انتخاب می کنید؟ بنده یادم هست یک زمانی در برنامه ای تلویزیونی پرفسور مولانا، جمله ای گفتند که چون ایشان در زمینه ی روابط بین الملل صاحب نظر هستند بسیار برایم جالب بود. ایشان جمله ای به این مضمون گفتند که منبر و ارتباط مستقیم با مخاطب هنوز هم در دنیا رتبه اول را در پیام رسانی دارا می باشد. به نظر در دنیای امروز همانطور که فعالیت در فضای سایبری بسیار نیاز است و به گسترش فرهنگ دینی بسیار کمک می کند، نباید از منبر نیز غافل شد، چون هر کدام از این دو مخاطبان خاص خود را دارند، یعنی بعضی افراد که پای منبر می نشینند ممکن است با فضای مجازی اینترنت مرتبط نباشند و یا بالعکس، بنابراین آنچه مهم است به روز بودن و استفاده از حداکثر امکانات جهت تبلیغ هر چه بهتر دین است، چنانکه حضرت آقا نیز این موضوع را مورد تأکید قرار داده اندغمهای رایج در جامعه ما یا برای از دست دادن داشته هاست یا برای نرسیدن به نداشته ها. وضع مالی ویژه ای ندارم، یک طلبه کاملا عادی هستم؛ هیچ وقت غصه نداشته هایم را نمی خورم و نگران از دست دادن این چندتا هم نیستم. خدا را شکر که از هر دوی این ها فارغیم و می گوییم خدایا به داده و نداده ات شـُکر! یک خاطره از دوران طلبگی و تبلیغی خود بفرمایید. یادم می آید که یک ماه مبارک رمضان در جایی منبر می رفتم تا رسید به عید فطر. یادم هست در یکی از خطبه های نماز عید درباره رابطه بین والدین و فرزندان صحبت می کردم. در همان اثنا که داشتم مردم را توصیه می کردم به محبت و مهرورزی به فرزندانشان یک موقع دیدم یک پدری از صف جلو پا شد و رفت ته مسجد سمت بچه هایی که در آن انتها داشتند بازی و سرو صدا می کردند. ناگهان دیدم در همان حالی که من داشتم آن توصیه ها را می کردم این پدر یک سیلی محکم زد در گوش فرزندش و از همانجا بچه را با کتک از مسجد انداخت بیرون. حالا من هم حیرت زده مانده بودم که خطبه را ادامه دهم یا نه! آنجا بود که دیدم چه نفس حقی دارم! ببینید ما که تلاش می کنیم حرف قرآن و اهل بیت ع را به گوش مردم برسانیم در درجه اول باید سعی کنیم خودمان به آن عمل کنیم؛ دیگران هم که می شنوند سعی کنند به آن عمل کنند، نه اینکه فقط پای منبر بشینند و گوش دهند. نگاه تشریفاتی به منبر و وعظ و برگزاری مراسم دینی آفت بسیار بزرگی است که باید مراقب بود به آن گرفتار نشویم.
[ دوشنبه 30 بهمن 1391 ] [ 18:57 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
|
||
| [ تمام حقوق مادی ومعنوی این وبلاگ متعلق : به اکبر احمدی می باشد ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||