مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

 در بيان مقصود از خلق عظيم پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله اقوالى گفته شده است، از جمله:
 الف - تو بر دين بزرگى هستى كه دين اسلام است.
 ب - تو متخلّق به اخلاق اسلام و بر طبع بزرگى هستى و حقيقت اخلاق آن است كه انسان، نفس خود را به آن آراسته كند.
 ج - خلق عظيم همان صبر بر حق و بخشش وسيع و تدبير بر اقتضاى عقل است.
 د - عايشه مى‏گويد: اخلاق پيامبر متضمن موارد دهگانه‏اى بود كه در اول سوره‏ى مؤمنون آمده است و كسى را كه خداوند به داشتن اخلاق بزرگ ستايش كند، برتر از آن ستايشى نيست.
 ه - خداوند خلق او را عظيم ستود. چون با اخلاقش با مردم معاشرت داشت و با قلبش از آنان جدا بود. پس ظاهرش با مردم و باطنش با خدا بود.
 و - چون حضرت امتثال كرد به دستورى كه خداى سبحان فرمود؛ «خذ العفو و ءامر بالعرف و أعرض عن الجاهلين».
 ز - به جهت اجتماع مكارم اخلاق در آن حضرت و مؤيد اين معنا سخن معروف نبوى است؛ «انّما بعثت لأتممّ مكارم الاخلاق».
 ح - از عايشه پرسيدند: اخلاق پيامبر چگونه بود؟ پاسخ داد: «كان خلقه القرآن».
 ط - بعضى گفته‏اند: سرّ اين كه خداوند پيامبر را بر عظمت در اخلاق ستايش كرد، آن است كه به او دستور داد تا به هدايت انبيا اقتدا كند؛ «أولئك الّذين هديهم اللّه فبهديهم اقتدهْ»؛ يعنى به تمام فضايل اخلاقى كه در انبيا متفرق است، اقتدا كن و چون اين درجه عاليه براى هيچ يك از انبياى پيشين ميسّر نشد، ناگزير خداوند اورا به اخلاق عظيم ياد كرد.(437)


خاتميّت پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله‏

  «ما كان محمّد أبا أحد من رجالكم ولكن رسول اللّه و خاتم النّبييّن»(438)
 «خاتم»: چيزى كه به وسيله‏ى آن پايان داده مى‏شود و نيز چيزى كه با آن، اوراق و مانند آن را مهر مى‏كنند. اين كلمه از ريشه‏ى «ختم» به معناى پايان، گرفته شده و از آنجا كه اين كار (مهر زدن) در خاتمه و پايان قرار مى‏گيرد، نام خاتم بر وسيله‏ى آن گذارده شده است و اگر يكى از معانى خاتم انگشتر است، آن نيز به همين دليل است كه نقش مهرها را معمولاً روى انگشترها مى‏كندند و به وسيله‏ى انگشتر، نامه‏ها را مهر مى‏كردند.
 اين ماده در قرآن كريم در همه جا به معناى پايان دادن و مهر نهادن به كار رفته است، مانند: «ختم اللّه على قلوبهم و على سمعهم و على أبصارهم عشاوة»(439)؛ خداوند زمانى بر قلب كفار مهر مى‏زند كه كار هدايت آنان پايان پذيرفته و در قلب آن‏ها سخن حق تأثيرى نكند.
 بنا بر اين، كسانى كه در دلالت آيه‏ى 40 سوره‏ى احزاب بر خاتميت پيامبر و پايان گرفتن سلسله‏ى انبيا به وسيله‏ى او وسوسه كرده‏اند، به كلى از معناى اين واژه ناآگاه بوده‏اند يا خود را به بى‏اطلاعى زده‏اند، وگرنه هر آن كه كمترين اطلاعى از ادبيات عرب داشته باشد، مى‏داند كلمه‏ى «خاتم النّبييّن» به وضوح دلالت بر معناى خاتميت دارد.(440)
  
نام مبارك پيامبرصلى الله عليه وآله‏

  «يس و القرآن الحكيم * إنّك لمن المرسلين»(441)
 امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد: «يس» نام رسول خداصلى الله عليه وآله است. چون پس از آن مى‏فرمايد: تو از مرسلين و بر صراط مستقيم هستى؛ «يس اسم رسول اللّه و الدليل على ذلك قوله تعالى: انّك لمن المرسلين على صراط المستقيم».(442)
 
  عصمت پيامبرصلى الله عليه وآله‏

  «فلا و ربّك لايؤمنون حتّى يحكّموك فيما شجر بينهم ثمّ لايجدوا فى أنفسهم حرجاً ممّا قضيت و يسلّموا تسليماً»(443)
 اين آيه‏ى شريفه، دليل روشنى بر عصمت پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله است. زيرا دستور به تسليم مطلق از نظر گفتار و كردار در برابر همه فرمان‏هاى پيامبرصلى الله عليه وآله و حتّى تسليم قلبى در برابر او، نشانه‏ى روشنى بر اين است كه او در احكام و فرمان‏ها و داورى‏هايش اشتباه نمى‏كند و عمداً چيزى برخلاف حق نمى‏گويد. از خطا و گناه معصوم است.(444)
 
عصمت پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله در سه مقام‏

  قرآن كريم در سه مقام عصمت پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله را تضمين كرده است:
 الف - دريافت وحى؛ «إنّك لتلقّى القرآن من لدن حكيم عليم».(445)
 ب - ضبط و نگهدارى آن؛ «سنقرئك فلا تنسى».(446)
 ج - تعليم وحى به مردم؛ «و ما ينطق عن الهوى * إنّ هو إلاّ وحى يوحى».(447)
 
  تفاوت ميان صلوات و سلام‏

  «انّ اللّه و ملئكته يصلّون على النّبىّ يا أيّها الّذين ءامنوا
 صلّوا عليه و سلّموا تسليماً»(448)
 «صلّوا» امر به طلب رحمت و درود فرستادن به پيامبر است، اما «سلّموا» به‏4 معناى تسليم در برابر فرمان‏هاى پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله است. چنان كه در آيه‏ى «... ثمّ لا يجدوا فى أنفسهم حرجاً ممّا قضيت و يسلّموا تسليماً»(449)آمده است. مؤمنان راستين كسانى هستند كه به داورى تو تن دهند و در دل خود نيز از اين قضاوت كمترين ناراحتى نداشته باشند و تسليم مطلق تو گردند.
 ابو بصير از امام صادق‏عليه السلام از معناى تسليم در برابر پيامبرصلى الله عليه وآله پرسيد. حضرت فرمود: «هو التسليم له فى الأمور»؛ منظور، تسليم بودن در برابر او در همه‏ى كارهاست.
 ابوحمزه ثمالى از يكى از ياران پيامبرصلى الله عليه وآله به نام كعب چنين نقل مى‏كند: هنگامى كه اين آيه نازل شد، عرض كرديم: سلام بر تو را مى‏دانيم، ولى صلوات بر تو چگونه است؟ فرمود: اين گونه بگوييد: «اللّهمّ صلّ على محمد و آل محمد كما صلّيت على ابراهيم انّك حميد مجيد و بارك على محمد و آل محمد كما باركت على ابراهيم و آل ابراهيم انّك حميد مجيد».(450)

[ سه‌شنبه 09 خرداد 1391 ] [ 16:42 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(1) ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران