|
مشعل هدایت قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
| ||
|
اين كه ميگويم شرك، حديث داريم از راه رفتن مورچه روي سنگ سياه، پنهانتر است. اين خيلي مهم است. اين آقا در هيأت خودش خوب سينه ميزند، اما هيأت ديگران كه ميرود چطور سينه ميزند؟ اين آقا براي محلهي خودش، نزد من آمده ميگويد: آقا يك مسجد ميخواهم بسازم در روستايي كه پدرم زندگي ميكرده است. كنار جاده! گفتم: آقاجان اين جاده در روز چند تا مسافر دارد؟ ما الآن جادههايي داريم ساعتي هزار تا ماشين رد ميشود. آنجا مسجد ميخواهيم. ميگويد: نه مسجد من بايد روستاي پدرم باشد كه مردم بگويند: پسر فلاني مسجد را ساخت. گفتم: اگر ميخواهي بسازي برو بساز. با من مشورت نكن. چون من الآن در اخلاص تو شك دارم. شما اگر ميخواهي مسجد بسازي، بگو كدام جاده نيازش بيشتر است؟ نياز را ببين. من خوشم نميآيد به اين خمس بدهم. مگر خمس خوش آمدني است. وظيفهات است خمس بدهي. من خوشم ميآيد، من خوشم نميآيد. همهجا سليقهي خودمان را به كار ميبريم. «خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمأَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلا» (ملك/2) حديث داريم «إِنْ كُنْتَ عَاقِلًا فَقَدِّمِ الْعَزِيمَةَ الصَّحِيحَةَ وَ النِّيَّةَ الصَّادِقَة» (بحارالانوار/ج73/ص301) اگر عاقلي نيت خالص كن. واقعاً هم همينطور است. آدم وقتي مينشيند فكر ميكند چرا براي دنيا كار كنيم. بگذاريد سيماي دنيا را بگويم. شما اگر براي پول كار بكني سي سال خدمت ميكني، بيست سال هم بازنشسته ميشود 50 سال، 50 تا 12 ماه ميشود، 600 ماه، 600 تا صد هزار تومان ميشود، صد هزار تومان را پنج تا نقطه بگذار. چقدر ميشود؟ 60 ميليون! اگر براي پول كار بكني اگر ماهي صد هزار تومان پسانداز كني، 60 ميليون ميشود. پول يك آپارتماني، يك خانهاي چيزي است. چه دادي؟ 50 سال. سي سال سر كار بودم و بيست سال هم بازنشسته. 50 سال عمر دادم و يك آپارتمان گرفتم. اگر نيت، آدم عاقل ميآيد 50 سالش را به يك آپارتمان بفروشد؟ اين براي پولش! اما شهرتش، من ميخواهم فوتباليست درجه يك شوم. من ميخواهم همه ايران مرا بشناسند، همه دنيا بشناسند، هيماليا ميشوي! كوه هيماليا را همه دنيا ميشناسند. يعني واقعاً ميخواستي 50 سال جوانيات را خرج كني، هيماليا شوي؟ اين عقل است؟ نه من ميخواهم يك كاري كنم كه در خيابان كه راه ميروم همه مرا نگاه كنند. خوب يك فيل راه برود نگاهش نميكنند؟ يك فيل هم راه برود نگاهش ميكنند. امام ميگويد: اگر عاقل هستي از اينها دل بكن. اگر عاقل هستي. من ميخواهم زن و بچهام خوش باشند. خوب است خوش باشند. منتهي از راه حرام؟ از راه حرام! از راه حلال هرچه بتواني زن و بچه خوش باشند خوب است. زندگيشان را در رفاه تأمين كن. اما از راه حرام مثلاً كمفروشي كنيم كه مثلاً خانهمان را گشاد كنيم. حديث داريم اگر عاقل هستيد، نيتهايتان را درست كنيد. ما نميتوانيم نيت هم درست كنيم. كار ما نيست. امام سجاد سحرهاي ماه رمضان از خواب بلند ميشود ميگويد: «ربنا طهر قلبي من الشرك» خدايا قلب من را از شرك پاك كن. يعني مويرگهاي شرك، شرك فقط خورشيد پرستي و ماه پرستي نيست. هواپرستي، نفس پرستي، وطن پرستي، وطن دوستي داريم. آدم بايد وطنش را دوست داشته باشد. اما وطن پرست... ما حتي يك جاهايي داريم كه ميگويد: نيت، اگر هم كافر است، يك صلواتي بفرستيد ببينم هست. من اين حديث را ديروز ديدم. (صلوات حضار) اين حديث را ديروز ديدم. پيغمبر فرمود: «يا علي أكرم الجار و لو كان كافرا» (جامعالاخبار/ص84) احترام همسايه را بگير، ولو همسايهات كافر است. «أكرم الضيف و لو كان كافرا» از مهمان پذيرايي كن ولو كافر است. خوشم نميآيد، يك غذا به او بدهيم ديگر پايش را اينجا نگذارد. «أكرم الضيف و لو كان كافرا»! «و أطع الوالدين و لو كانا كافرين» به پدر و مادرت احترام بگذار گرچه پدر و مادرت كافر باشند. «و لا ترد السائل و إن كان كافرا» يك سائلي كه آمد سؤال كرد، كمكش كن. اين سائل حالا بالاخره دستش را آورده، فقير است يك چيزي به او بدهيد. ما گاهي وقتها يك چيزي كه مي خواهيم به يك كسي بدهيم پير طرف را درميآوريم. يك قصهاي هست نميدانم گفتم يا نه. گفتم منتهي نميدانم در تلويزيون گفتم يا در سخنرانيهاي ديگر. يك بندهي خدايي بود به هركس ميخواست كمك كند، كلي اذيتش ميكرد. خوب حمدت را بخوان ببينم. نمازت چطور است. چيه؟ يك دور اين را ايدئولوژي و جهانبيني و معارف ديني، كلي از اين سؤال و جواب ميكرد، تا بالاخره يك كمكش كند. يك مرده شور آمد گفت: آقا مدتي است كسي نمرده ما كارمان كساد شده، اگر ميشود يك كمكي بكن. گفت: بنشين ببينم. مرده چطور غسل ميدهي؟ چند تا غسل دارد؟ چند تا پارچه كفني است؟ چه و چه و چه... تلقين هم ميخواني؟ چطور تلقين ميخواني؟ تلقين را بخوان ببينم. يك دو سه ساعت با كم و زيادش اين مرده شور را الاف كرد. بعد آقا يك چيزي به او داد. مرده شور گفت: آقا يك چيزي يادم رفت بگويم. گفت: چه؟ گفت: ما وقتي كلمهي آخر را در قبر ميگوييم تلقين كه خاك رويش بريزند، در گوش مرده يك چيزي هم ميگوييم غير از تلقين. گفت: ديگر چه ميگويي؟ پول را بده، پول را بده، چه ميگويي؟ گفت: ميگويم اي مرده خوشا به حالت مردي، نيازت به اين آقا نشد! (خنده حضار) حديث داريم سائل را كمك كن اگر كافر است. مهمان را پذيرايي كن اگر كافر است. پدر و مادر را احترام بگذار ولو منحرف هستند. همسايه را احترام كن ولو كافر است. اينها اخلاق اسلامي است. نشانهي عقل اين است. - نيت خالص شكست ندارد اگر كسي نيتش خوب باشد به نتيجه برسد يا نرسد به هدف رسيده است. يعني هيچ وقت دماغش نسوخته است. براي آدم مخلص شكست نيست. شما براي رضاي خدا خودت را كانديدا ميكني. رأي آوردي الحمدلله، رأي هم نياوردي الحمدلله! اما اگر رأي آوردم، اين مردم ايران فهيم هستند. اما اگر رأي نياوردم، اين تودهي ناآگاه! عوام هستند. اگر به تو رأي دادند فهيم هستند. اگر به تو رأي ندادند، ناآگاه هستند. ببين اين ديگر صد در صد پيداست اخلاص ندارد. آدم مخلص يك كاري را ميكند، شد شد، نشد نشد. البته من اينهايي را كه ميگويم معنايش اين نيست كه خودم اخلاص دارم. دعا ميكنيم خدايا تو را به حق محمد و آلمحمد اخلاص به همهي ما بده. اگر از بنده فيلم گرفتند و پخش نكردند طوريام نميشود. من حرف زدم براي اينكه همه مردم ايران گوش بدهند. حالا پخش نكردند، من ثوابش را دارم. مسجد رفتيم آقا نبود. نماز فرادي بخوان ثواب جماعت داري. اگر آدم نيتش خدا باشد، چه به هدف برسد چه نرسد... قرآن ميگويد: «وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّه» (نساء/100) كسي كه براي رضاي خدا از خانهاش بيرون بيايد، ميگويد: «فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ» اجرش با خداست. چه به مقصد برسد، چه نرسد. اين آيهي قرآن است. «وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّه»، «يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ» از خانهاش خارج شود، «مُهاجِراً إِلَى اللَّه» براي رضاي خدا از خانهاش بيرون ميآيد. برسد يا نرسد. آقا يك چيز ديگر بگويم. يك آدم پستي را، خلافكار، جنايتكاري را شما خبر از جنايتهايش نداري. فكر ميكني اين آدم خوبي است. ميگويي: سلام عليكم، خدا حفظت كند انشاءالله! من خيلي به شما ارادت دارم. شما به خاطر خوبياش احترامش را ميگيري. ولو او جهنمي باشد. شما به اجر خودت ميرسي. به اجر خودت ميرسي. اين خوبياش است. برعكس، اگر يك آدمي را به قصد ظلم كشتي. ناراحت شدي، يك آدمي را كشتي. بعد گفتند: چه خوب شد او را كشتي، قاضي دارد دنبالش ميگردد. اين اصلاً حكم اعدامش آمده است و فراري بود. هيچكس به تو نميگويد: آفرين. با اينكه كسي را كشتي كه بايد كشته شود. اما چون نيت تو اجراي حكم خدا نبوده، كينهي خودت بوده. هيچكس نميگويد تو آدم خوبي هستي. ببين نيتها چقدر به كارها ارزش ميدهد. كارهاي ديگر شرايط ميخواهد. مثلاً هركاري ميخواهي بكني، يا پول ميخواهد، يا زمان ميخواهد، يا مكان ميخواهد، ماشين ميخواهد، امكانات ميخواهد. هر كاري انجامش يك سري شرايط دارد. تنها چيزي كه هيچ شرطي ندارد، نيت است. نيت هيچ شرطي ندارد. آدم با نيت ميتواند در كل هستي كمك كند. مثلاً من يك پولي ميخواهم براي سلامتي خودم بدهم. ميگويم: براي سلامتي همه مردم. هم خودم هم همهي مردم. نيت من است، همينطور كه نشستم. نه پول من اضافه شد، نه تكان خوردم. هيچي، نيت! شما بعد از نماز صبحت دعا كن خدايا همهي منحرفين كرهي زمين را وسيله هدايتشان را فراهم كن. دعا كن بگو. نيت ساده ترين كار است در عين اينكه مشكلترين كار است. اگر كسي خالص نباشد كارهايش هدر رفته است. «ضاع من كان له مقصد غير الله» (غررالحكم/ص95) حضرت امير فرمود: هركس براي غير خدا كار كند، هدر رفته است. «العمل كله هباء إلا ما أخلص فيه» (غررالحكم/ص155) تمام كارها پودر ميشود، جز آن كاري كه اخلاص دارد. اخلاص مثل نخ اسكناس است. اگر اين نخ در اسكناس بود، اسكناس ارزش دارد. اگر اين نخ نباشد، اسكناس هرچه هم سبز باشد، قرمز باشد ارزش ندارد. [ دوشنبه 23 آبان 1390 ] [ 17:30 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
|
||
| [ تمام حقوق مادی ومعنوی این وبلاگ متعلق : به اکبر احمدی می باشد ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||