|
مشعل هدایت قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
| ||
|
خلاصه دست خدا باز است. خدا ميتواند هر چيزي را لشگر خودش قرار بدهد. يعني سبب ساز و سبب سوز است. سبب سوز يعني چه؟ خوب آتش سببي براي سوختن است. ولي ابراهيم كه در آتش ميافتد، خدا اين سببيت را از آتش ميگيرد، نميسوزد ميشود سبب سوز! مثل اينكه حرارت را از آتش ميگيريم. ميگويند: سبب سوز است. سبب ساز، يعني چه؟ يعني عصا را حضرت موسي به سنگ ميزند و آب درميآيد. زدن عصا سبب ميشود آب دربيايد، هم سبب ساز است، هم سبب سوز. ممكن است شما براي امتحان مطالعه كني. سر جلسهي امتحان همهي آنچه خواندهاي فراموش كني. ميشود سبب سوزي. اطلاعات سبب نمرهي بيست بود. خدا اطلاعات را از ذهنت پاك ميكند، همهي اينها ميسوزد. ميتواند سبب ساز باشد. يعني چيزي را كه هيچ مطالعه نكردي، لحظهي امتحان يك مرتبه به ذهنت برسد. سبب ساز و سبب سوز، بنابراين كارهايي كه ما ميكنيم بايد آموزش نظامي ببينيم، اينها پنجاه درصد كار است. بايد آموزش ببينيم، نظم و انضباط و تخصص و با تكنولوژي آشنا شدن و همهي اينها درست است اما خدا هم هست. يكوقت ممكن است همهي تدبيرت را به كار بزني، مثل اينكه آمريكا و اروپا و شرق و غرب همه تصميم گرفتند شاه را نگه دارند. خدا اراده كرد شاه برود. همهي برادرها يك تنه «أَجْمَعُوا» (يوسف/15) در قرآن يك كلمهي «أَجْمَعُوا» داريم، اجماع، يعني به اتفاق گفتند: يوسف را سر به نيست كنيم. اجماع كردند كه يوسف را در چاه بياندازند. همهي برادرها يك تصميم گرفتند، خدا يك تصميم ديگري گرفت. «وَ أَرادُوا بِهِ كَيْداً فَجَعَلْناهُمُ الْأَخْسَرينَ» (انبيا/70) اينها يك ارادهاي كردند، خدا هم ارادهي ديگري كرد. بنابراين شما نگو در ازدواج اگر داماد فلاني شوم، وضعشان خوب است. چون بابايش پولدار است، پير هم شده و يكي دو دفعه هم سكته كرده است. به سلامتي ما دامادش شويم سكتهي سوم هم خلاص! ما به يك ارثي ميرسيم. اين خوابها را نبينيد براي ازدواج! من اگر فلان جا استخدام شوم، من اگر فلان جا مغازهدار شوم، خيلي از ادمها در ناف شهر مغازهي دم نبش در فلكه دارند، اخر سال ورشكست ميشوند، و خيلي از آدمها زير يك راه پله يك جايي به اندازهي يك قبر، در يك جاي كوچكي زير يك راه پله غير رسمي دارند كار ميكنند، و آخر سال ورشكست هم نميشوند. حديث داريم نگو: خدايا پول به من بده مكه بروم. به تو چه! بگو: «اللهم ارزقني حج بيتك الحرام» خدايا ميخواهم مكه بروم. نگو: «اللهم ارزقني مالا لاحجة» پول به من بده مكه بروم. به تو چه؟ ممكن است پول داشته باشي مكه نروي، و ممكن است مكه بروي پول نداشته باشي. [ سهشنبه 17 آبان 1390 ] [ 10:19 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
|
||
| [ تمام حقوق مادی ومعنوی این وبلاگ متعلق : به اکبر احمدی می باشد ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||