مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

درست است كه انسان بايد با نيروى جاذبه اخلاق دشمنان را به سوى حق دعوت كند, ولى اين در مـقـابل افراد انعطاف پذير است , اما كسانى كه هرگز تسليم حرف حق نيستند, نبايد در فكر جلب رضايت آنها بود, اينجا است كه اگر ايمان نياوردند بايد گفت : به جهنم ! و بيهوده نبايد وقت صرف آنها كرد.2ـ.

حق تلاوت چيست ؟.

ايـن تـعـبـيـر پـرمعنايى است در حديثى از امام صادق (ع ) در تفسير اين آيه مى خوانيم كه فرمود: ((مـنـظـور ايـن است كه آيات آن را با دقت بخوانند و حقايق آن رادرك كنند و به احكام آن عمل بـنمايند, به وعده هاى آن اميدوار, و از وعيدهاى آن ترسان باشند, از داستانهاى آن عبرت گيرند, به اوامرش گردن نهند و نواهى آن رابپذيرند, به خدا سوگند منظور حفظ كردن آيات و خواندن حـروف و تلاوت سوره هاو يادگرفتن اعشار و اخماس ((16)) آن نيست ـ آنها حروف قرآن را حفظ كردند اماحدود آن را ضايع ساختند, منظور تنها اين است كه در آيات قرآن بينديشند و به احكامش عمل كنند, چنانكه خداوند مى فرمايد: اين كتابى است پر بركت كه ما برتو نازل كرديم تا در آياتش تدبر كنند)).
(آيـه 122) ـ بـار ديـگـر خـداونـد روى سخن را به بنى اسرائيل كرده مى فرمايد:((اى بنى اسرائيل بـه خـاطـر بـيـاوريـد نعمتهايى را كه به شما ارزانى داشتم و نيز به خاطربياوريد كه من شما را بر جـهـانـيـان (بر تمام مردمى كه در آن زمان زندگى مى كردند)برترى بخشيدم )) (يا بنى اسرائيل اذكروا نعمتى التى انـعمت عليكم وانى فضلتكم على العالمين ).
(آيه 123)ـ ولى از آنجا كه هيچ نعمتى بدون مسؤوليت نخواهد بود, بلكه خداوند در برابر بخشيدن هـر مـوهـبـتـى تـكـلـيف و تعهدى بر دوش انسان مى گذارد دراين آيه به آنها هشدار مى دهد و مـى گـويد: ((از آن روز بترسيد كه هيچ كس از ديگرى دفاع نمى كند)) (واتقوا يوما لاتجزى نفس عـن نـفس شيئا) ((و چيزى به عنوان غرامت و يا فديه كه بلاگردان آنها باشد پذيرفته نمى شود)) (ولا يقبل منها عدل ).
((و هيچ شفاعتى (جز به اذن پروردگار) او را سود ندهد)) (ولاتنفعها شفاعة ).
و اگـر فـكـر مـى كـنـيد كسى در آنجا ـجز خداـ مى تواند انسان را كمك كند اشتباه است چرا كه ((هيچ كس در آنجا يارى نمى شود)) (ولاهم ينصرون ).(آيه 124) ـ.


((امامت )) اوج افتخار ابراهيم (ع ).

از ايـن آيـات به بعد سخن از ابراهيم قهرمان توحيد و بناى خانه كعبه واهميت اين كانون توحيد و عبادت است كه ضمن هيجده آيه اين مسائل را برشمرده است .
هـدف از ايـن آيات در واقع سه چيز است : نخست اين كه مقدمه اى براى مساله تغيير قبله است , و ديـگـر اين كه يهود و نصارى ادعا مى كردند ما وارثان ابراهيم و آيين او هستيم و اين آيات مشخص مى سازد كه آنها تا چه حد از آيين ابراهيم بيگانه اند.
سـوم ايـن كه مشركان عرب نيز پيوند ناگسستنى ميان خود و ابراهيم قائل بودند, بايد به آنها نيز فهمانده شود كه برنامه شما هيچ ارتباطى با برنامه اين پيامبربزرگ بت شكن ندارد.
در ايـن آيـه بـه مهمترين فرازهاى زندگى ابراهيم (ع ) اشاره كرده , مى گويد:((به خاطر بيارويد هـنگامى را كه خداوند ابراهيم را با وسايل گوناگون آزمود و او راعهده آزمايش به خوبى برآمد)) (واذابتلى ابرهيم ربه بكلمات فاتـمـهـن ).
خداوند مى بايد جايزه اى به او بدهد ((فرمود: من تو را امام و رهبر و پيشواى مردم قرار دادم )) (قال انى جاعلك للناس اماما).
((ابراهيم تقاضا كرد كه از دودمان من نيز امامانى قرار ده )) تا اين رشته نبوت وامامت قطع نشود و قائم به شخص من نباشد (قال ومن ذريتى ).
امـا خـداوند در پاسخ او ((فرمود: پيمان من , يعنى مقام امامت , به ظالمان هرگز نخواهد رسيد)) (قال لاينال عهدى الظالمين ).
تقاضاى تو را پذيرفتيم , ولى تنها آن دسته از ذريه تو كه پاك و معصوم باشندشايسته اين مقامند!.
از آيـه فـوق اجـمالا چنين استفاده مى شود: مقام امامتى كه به ابراهيم بعد ازپيروزى در همه اين آزمونها بخشيده شد فوق مقام نبوت و رسالت بود اين حقيقت اجمالا در حديث پر معنى و جالبى از امـام صادق (ع ) نقل شده , آنجا كه مى فرمايد:((خداوند ابراهيم را بنده خاص خود قرار داد پيش از آن كه پيامبرش قرار دهد, وخداوند او را به عنوان نبى انتخاب كرد پيش از آن كه او را رسول خود سازد, و او رارسول خود انتخاب كرد پيش از آن كه او را به عنوان خليل خود برگزيند, و او راخليل خـود قـرار داد پيش از آن كه او را امام قرار دهد, هنگامى كه همه اين مقامات راجمع كرد فرمود: مـن تـو را امام مردم قرار دادم , اين مقام به قدرى در نظر ابراهيم بزرگ جلوه كرد كه عرض نمود: خداوندا! از دودمان من نيز امامانى انتخاب كن ,فرمود: پيمان من به ستمكاران آنها نمى رسد يعنى شخص سفيه هرگز امام افراد باتقوا نخواهد شد)).
نكته ها:.
1ـ.
منظور از ((كلمات )) چيست ؟.

از بررسى آيات قرآن چنين استفاده مى شود كه مقصود از ((كلمات ))(جمله هايى كه خداوند ابراهيم را به آن آزمود) يك سلسله وظايف سنگين ومشكل بوده كه خدا بر دوش ابراهيم گذارده بود.
ايـن دسـتورات عبارت بودند از: بردن فرزند به قربانگاه و آمادگى جدى براى قربانى او به فرمان خدا!.
بردن زن و فرزند و گذاشتن آنها در سرزمين خشك و بى آب و گياه مكه !.
قـيـام در بـرابـر بـت پـرستان بابل و شكستن بتها و دفاع بسيار شجاعانه در آن محاكمه تاريخى و قـرارگرفتن در دل آتش ! مهاجرت از سرزمين بت پرستان و پشت پازدن به زندگى خود, و مانند اينها كه هريك آزمايشى بسيار سنگين بود, اما او باقدرت و نيروى ايمان از عهده همه آنها بر آمد و اثبات كرد شايستگى مقام ((امامت ))را دارد.2ـ.

[ چهارشنبه 21 تیر 1391 ] [ 08:11 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران