مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

 

دكتر گوستاولوبون دانشمند مشهور فرانسوى راجع به نفوذ اسلام در افكار مسلمانان گويد:
ديدن اسلام از نظر تأثير در پيروان خود از هيچيك از اديان و مذاهب دنيا كمتر نيست و اقوامى كه اين احكام براى دلالت آنها نازل شده اگر چه هر قدر زماناً با هم اختلاف داشته باشند حاليه هم بهمان درجه پاى بند احكامند كه در هزار و سيصد سال قبل پايبند بوده‏اند.
روزه رمضان كه از روزه اربعين بعضى فرقه‏هاى نصارى هم سختر است معذلك مردم مسلمان دنيا با كمال مراقبت از عهده آن بر مى‏آيند، و همچنين است حال نماز در تمام اقطار آسيا و امريكا و نقاطيكه من سفر كرده‏ام مخصوصاً ديده‏ام كه هميشه اين ركن اعظم اسلامى را با كمال اهتمام سر وقت ادا ميكنند.
در رودخانه نيل اتفاق افتاد كه با جمعى از اعراب همسفر بودم و يك عده مقصر در ميان آنها بودند كه همه را به زنجير بسته ميبردند.
چيزيكه بر تعجب من مى‏افزود اين بود كه ديدم اين مقصرين بدون خوف از مجازات حكومت وقت حدود قانون مدنى را شكسته‏اند ولى نسبت بقانون مذهبى جرئت مخالف ندارند، چنانكه وقت نماز ميشد زنجيرهاى خود را كنار گذاشته به ركوع و سجود و پرستش خدا مشغول مى‏شدند207.

تزوير يغما و جلب عواطف حاكم

اگر كسى تظاهر بعمل كردن به قوانين اسلام نمايد باز در نفوس و روحيه مردم يك نوع اثر وضعى دارد. معروف است يغما شاعر معروف جندقى208 وقتيكه در كاشان بوده مردم شهر از وى به قاضى شكايت ميكنند كه يغما اهل عيش و نوش باده گسارى است و اعتنائى به مذهب ندارد، قاضى دستور ميدهد كه حد شرعى بر او جارى كنند و شلاقش بزنند. شب قبل از اجراى حكم يغما در زندان وسايل نماز ميخواهد و نيمه شب قاضى صداى مناجات او را مى‏شنود از حكمى كه داده بود پشيمان مى‏شود و او را مى‏بخشايد يغما كه اين جريان را قبلاً پيش بينى ميكرد، در همان شب عفو، غزلى مى‏سرايد و آنرا روى تكه كاغذى نوشته زير مخده ميگذارد بعد از رفتن او متوجه ميشوند كه عبادت او تظاهر بوده بدنبالش ميگردند ولى او را نمى‏يابند.
چند بيت از آن غزل در ذيل آورده ميشود:

بهار ارباده در ساغر نميكردم چه مى‏كردم چرا گويند درخم خرقه صوفى فرو كردى ز شحنه شهر جان بردم به تزوير مسلمانى گشود آنچه از حرم بايست از ديرم اگر يغما

 

ز ساغر گر دماغى تر نميكردم چه مى‏كردم به زهد آلوده بودم گر نميكردم چه ميكردم مداراگر به اين كافر نميكردم چه ميكردم؟ رخ اميد بر اين در نميكردم چه ميكردم؟

يغما باقاآنى معاصر بوده و در سالهاى نخستين زندگيش تخلص او مجنون بود اما بعد از آنكه حاكم سمنان اموال او را مصادره كرد، تخلص يغما را برگزيد و اين بيت را پس از غارت اموال سروده است:

مرا از مال دنيا يك تخلص ماند مجنونم

 

بكار آيد گر اين ليلى وش آنرا نيز يغما كن209

اين مرد با آنكه زادگاهش و زندگيش و مردن و مدفنش نيز در خور بود فقط در جندق صاحب آب و ملك بوده به چه علل با جندقى شهرت يافته بدست نيامده است.


[ شنبه 22 مهر 1391 ] [ 16:16 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران