در تفسير آيات گذشته خوانديم كه يهود به خاطر اين كه اين پيامبر ازبنى اسرائيل نيست , و منافع شخصى آنها را به خطر مى اندازد از اطاعت و ايمان به او سر باز زدند.
در تـعقيب آن در اين آيه به جنبه تعصبات نژادى يهود كه در تمام دنيا به آن معروفند اشاره كرده , چـنـيـن مـى گويد: ((هنگامى كه به آنها گفته شود به آنچه خداوندنازل فرموده ايمان بياوريد, مى گويند: ما به چيزى ايمان مى آوريم كه بر خود ما نازل شده باشد (نه بر اقوام ديگر) و به غير آن كافر مى شوند)) (واذا قيل لهم آمنوا بم انـزل اللّه قالوا نؤمن بم انـزل علينا ويكفرون بما ورآئه ).
آنـهـا نـه به انجيل ايمان آوردند و نه به قرآن , بلكه تنها جنبه هاى نژادى و منافع خويش را در نظر مى گرفتند ((در حالى كه اين قرآن حق است و منطبق بر نشانه ها وعلامتهايى است كه در كتاب خويش خوانده بودند)) (وهوالحق مصدقا لما معهم ).
پـس از آن پـرده از روى دروغ آنـان بـرداشـته و مى گويد: اگر بهانه عدم ايمان شمااين است كه محمد(ص ) از شما نيست پس چرا به پيامبران خودتان در گذشته ايمان نياورديد؟ ((بگو: پس چرا آنـهـا را كشتيد اگر راست مى گوييد و ايمان داريد))؟! (قل فلم تقتلون انـبياللّه من قبل ان كنتم مؤمنين ).
(آيـه 92) ـ اگـر بـه راسـتـى آنـها به تورات ايمان داشتند, توراتى كه قتل نفس را گناه بزرگى مى شمرد نمى بايست پيامبران بزرگ خدا را به قتل برسانند.
قـرآن براى روشنتر ساختن دروغ و كذب آنها, سند ديگرى را بر ضد آنها افشامى كند و مى گويد: ((موسى آن همه معجزات و دلايل روشن را براى شما آورد, ولى شما بعد از آن گوساله را انتخاب كرديد و با اين كار ظالم و ستمگر بوديد))! (ولقدجكم موسى بالبينات ثم اتخذتم العجل من بعده وانـتم ظالمون ).
اگر شما راست مى گوييد و به پيامبر خودتان ايمان داريد پس اين گوساله پرستى بعد از آن همه دلايل روشن توحيدى چه بود؟.
(آيـه 93)ـ ايـن آيه سند ديگرى بر بطلان اين ادعا به ميان مى كشد ومى گويد: ((ما از شما پيمان گـرفتيم و كوه طور را بالاى سرتان قرار داديم و به شماگفتيم دستوراتى را كه مى دهيم محكم بـگـيـريد و درست بشنويد اما آنها گفتند:شنيديم و مخالفت كرديم )) (واذ اخذنا ميثاقكم ورفعنا فوقكم الطور خذوا م آتيناكم بقوة واسمعوا قالوا سمعنا وعصينا).
((آرى ! دلـهـاى آنـهـا به خاطر كفرشان با محبت گوساله آبيارى شده بود))!(واشربوا فى قلوبهم العجل بكفرهم ).
شـگـفـتـا ! اين چگونه ايمانى است كه هم با كشتن پيامبران خدا مى سازد و هم گوساله پرستى را اجازه مى دهد, و هم ميثاقهاى محكم الهى را به دست فراموشى مى سپرد؟!.
آرى ((اگـر شما مؤمنيد ايمانتان بد دستوراتى به شما مى دهد)) (قل بئسمايامركم به ايمانكم ان كنتم مؤمنين ).
آيه 94ـ.
تفسير: گروه از خود راضى ـ.
از تـاريخ زندگى يهود ـعلاوه بر آيات مختلف قرآن مجيدـ چنين بر مى آيد كه آنها خود را يك نژاد برتر مى دانستند, و معتقد بودند گل سر سبد جامعه انسانيتند,بهشت به خاطر آنها آفريده شده ! و آتش جهنم با آنها چندان كارى ندارد! آنهافرزندان خدا و دوستان خاص او هستند, و خلاصه آنچه خوبان همه دارند آنها تنهادارند!.
قـرآن مـجـيد در اين آيه و دو آيه بعد به اين پندارهاى موهوم پاسخ دندانشكنى مى دهد مى گويد: ((اگر (آنچنان كه شما مدعى هستيد) سراى آخرت نزد خدامخصوص شما است نه ساير مردم پس آرزوى مرگ كنيد اگر راست مى گوييد)) (قل ان كانت لكم الدار الا خرة عنداللّه خالصة من دون الناس فتمنوالموت ان كنتم صادقين ).
يهود با گفتن اين سخنها كه بهشت مخصوص ما است مى خواستند مسلمانان را نسبت به آيينشان دلـسـرد كـنند ولى قرآن پرده از روى دروغ و تزوير آنان برمى دارد, زيرا آنها به هيچ وجه حاضر به ترك زندگى دنيا نيستند و اين خود دليل محكمى بر كذب آنها است .
(آيـه 95)ـ در اين آيه , قرآن اضافه مى كند: ((آنها هرگز تمناى مرگ نخواهندكرد, به خاطر اعمال بدى كه پيش از خود فرستادند)) (ولن يتمنوه ابدا بما قدمت ايديهم ).
((و خداوند از ستمگران , آگاه است )) (واللّه عليم بالظالمين ).
آرى ! آنـهـا مى دانستند در پرونده اعمالشان چه نقطه هاى سياه و تاريك وجوددارد, آنها از اعمال زشت و ننگين خود مطلع بودند, خدا نيز از اعمال اين ستمگران آگاه است , بنابراين سراى آخرت براى آنها سراى عذاب و شكنجه و رسوايى است و به همين دليل خواهان آن نيستند.
(آيه 96)ـ اين آيه از حرص شديد آنها به ماديات چنين سخن مى گويد: ((توآنها را حريصترين مردم بر زندگى مى بينى )) (ولتجدنهم احرص الناس على حيوة ).
((حتى حريصتر از مشركان )) (ومن الذين اشركوا).
حـريص در اندوختن مال و ثروت , حريص در قبضه كردن دنيا, حريص درانحصارطلبى , آن چنان علاقه به دنيا دارند كه : ((هر يك از آنها دوست دارد هزارسال عمر كند)) (يود احدهم لو يعمر الـف سنة ).
براى جمع ثروت بيشتر يا به خاطر ترس از مجازات !.
آرى ! هـر يـك تمناى عمر هزار ساله دارد ((ولى اين عمر طولانى او را از عذاب خداوند باز نخواهد داشت )) (وما هو بمزحزحه من العذاب ان يعمر).
و اگـر گـمـان كـنند كه خداوند از اعمالشان آگاه نيست , اشتباه مى كنند ((وخداوند نسبت به اعمال آنها بصير و بينا است )) (واللّه بصير بما يعملون ).
آيه 97ـ شان نزول : هنگامى كه پيامبر(ص ) به مدينه آمد, روزى ابن صوريا(يكى از علماى يهود) با جـمـعـى از يـهود فدك نزد پيامبراسلام (ص ) آمدند, وسؤالات گوناگونى از حضرتش كردند, و نشانه هايى را كه گواه نبوت و رسالت او بودجستجو نمودند, از جمله گفتند: اى محمد! خواب تو چـگـونه است ؟ زيرا به مااطلاعاتى در باره خواب پيامبر موعود داده شده است فرمود: تنام عيناى وقلبى يقظان ! ((چشم من به خواب مى رود اما قلبم بيدار است )) گفتند: راست گفتى اى محمد! و پـس از سؤالات متعدد ديگر, ابن صوريا گفت : يك سؤال باقى مانده كه اگرآن را صحيح جواب دهـى بـه تـو ايـمـان مـى آوريم و از تو پيروى خواهيم كرد, نام آن فرشته اى كه بر تو نازل مى شود چيست ؟ فرمود: جبرئيل است .
((ابـن صـوريـا)) گـفـت : او دشمن ما است , دستورهاى مشكل در باره جهاد وجنگ مى آورد, اما مـيـكـائيـل هميشه دستورهاى ساده و راحت آورده , اگر فرشته وحى تو ميكائيل بود به تو ايمان مى آورديم !.
تفسير:.
ملت بهانه جو!.
بـررسـى شان نزول اين آيه , انسان را بار ديگر به ياد بهانه جوييهاى ملت يهودمى اندازد كه از زمان پـيـامـبـر بزرگوار, موسى (ع ) تاكنون اين برنامه را دنبال كرده اند دراينجا تنها بهانه اين است كه چون جبرئيل فرشته وحى تو است و تكاليف سنگين خدا را ابلاغ مى كند ما ايمان نمى آوريم .
از ايـنـان بـايد پرسيد مگر فرشتگان الهى با يكديگر از نظر انجام وظيفه فرق دارند؟ اصولا مگر آنها طبق خواسته خودشان عمل مى كنند يا از پيش خود چيزى مى گويند؟.
بـه هر حال قرآن در پاسخ اين بهانه جوييها چنين مى گويد: ((به آنها بگو: هركس دشمن جبرئيل باشد (در حقيقت دشمن خداست ) چرا كه او به فرمان خداقرآن را بر قلب تو نازل كرده است )) (قل من كان عدوا لجبريل فانه نزله على قلبك باذن اللّه ).
((قرآنى كه كتب آسمانى پيشين را تصديق مى كند)) و هماهنگ با نشانه هاى آنها است (مصدقا لما بين يديه ).
((قرآنى كه مايه هدايت و بشارت براى مؤمنان است )) (وهدى وبشرى للمؤمنين ).
(آيـه 98)ـ ايـن آيه موضوع فوق را با تاكيد بيشتر توام با تهديد بيان مى كند ومى گويد: ((هر كس دشـمـن خـدا و فـرشتگان و فرستادگان او و جبرئيل و ميكائيل باشد خداوند دشمن اوست , خدا دشمن كافران است )) (من كان عدوا للّه وملائكته ورسله وجبريل وميكال فان اللّه عدو للكافرين ).
اشاره به اين كه اينها قابل تفكيك نيستند: اللّه , فرشتگان او, فرستادگان او,جبرئيل , ميكائيل و هر فرشته ديگر, ودر حقيقت دشمنى بايكى دشمنى بابقيه است .
آيه 99ـ شان نزول : ((ابن عباس مفسر معروف , نقل مى كند: ((ابن صوريا))دانشمند يهودى از روى لـجـاج و عـناد به پيامبراسلام (ص ) گفت : تو چيزى كه براى ما مفهوم باشد نياورده اى ! و خداوند نشانه روشنى بر تو نازل نكرده تا ما از توتبعيت كنيم , آيه نازل شد و به او صريحا پاسخ گفت .