مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

مقدمه
 

عشق اصلی ترین میل و گرایش انسانی است که انسان را سریع تر از هر چیزی به خوشبختی کامل می رساند. عشق عامل بهسازی و تصفیه ی روح و روان بوده و همو است که به زندگی زیبایی می دهد. عشق بالاترین مقام را در زندگی دارد و در پرتو آن، زندگی لذت بخش می باشد. اگر انسان به این مقام برسد، دیگر بدون عشق زندگی نتوان کرد.
عشق را ز ماهی باید آموخت
که چون از آب گیرندش بمیرد

الف ـ تعریف عشق
 

معنای لغوی عشق
در کتاب های لغت چند معنا برای واژه ی «عشق» ارائه شده که در این جا به معنای مشترک بین آن ها اشاره می کنیم: عشق عبارت است از علاقه ی شدید یا محبت از حد گذشته.(1)

معنای اصطلاحی
 

علاقه به شخصی یا شیئی وقتی که به اوج شدت برسد، به گونه ای که وجود انسان را تسخیر کند و حاکم مطلق وجود او گردد، عشق نامیده می شود.(2)
در زبان عربی، واژه ی «عشق» در اصل از ماده ی «عشقه» است و عشقه نام گیاهی است که در فارسی به آن «پیچک» می گویند که به هر چیزی برسد، دور آن می پیچد، مثلاً وقتی به گیاهی دیگر می رسد، دور آن چنان می پیچد که تقریباً آن را محدود و محصور می کند و در اختیار می گیرد. یک چنین حالتی اثرش این است که بر خلاف محبت عادی، انسان را از حال عادی خارج می کند، خواب و خوراک را از او 
می گیرد و توجه را منحصر به همان معشوق می کند، یعنی او را از همه چیز می برد و تنها به یک چیز متوجه می کند. این تعریف عشق بیانگر حال معشوق است.(3)

 


ب ـ منشأ عشق
 

مقصود از منشأ عشق این است که در یک رابطه ی عاشقانه چه چیزی باعث می شود که یک شخص عاشق دیگری شود. آیا علت اصلی این رابطه ی غیرعادی، نقص و کمبود در یکی و کمال و خوبی در دیگری است که سبب کشش او به سوی خود می شود؟ یا خیر، علت این رابطه «شباهت» است، یعنی شکل هم بودن؟
در پاسخ به این پرسش دیدگاه های گوناگونی مطرح است که به گذری اجمالی بر آن ها بسنده می کنیم.
1. منشأ ارگانیکی، یعنی عشق از تراوش غدد جنسی حاصل می شود که در این صورت با استفاده از علم پزشکی قابل کم و زیاد می باشد.(4)
2. هدف جنسی منع شده منشأ عشق است(5)(دیدگاه فروید)، یعنی علت عشق آن است که ما از طرفی مصرانه خواستار رابطه ی جنسی هستیم و از سوی دیگر نیز از دست یافتن به این هدف منع شده ایم که در نتیجه اصطکاک این دو برخورد، محبت و مهربانی حاصل می شود، از این رو، اگر رابطه ی جنسی کاملاً آزاد می بود، هیچ گاه کسی عاشق نمی شد.
3. عشق یک منشأ فطری دارد.
4. تمایل انسان به کمال منشأ عشق است.(6)

بررسی
 

در این جا این مطلب قابل ذکر است که منشأ عشق به چند دلیل نمی تواند ارگانیکی یا هدف جنسی منع شده باشد.
الف ـ عشق منحصر در عشق شهوانی و جنسی نیست، زیرا موارد زیادی پیدا می شود که خلاف این باشد، مانند عشق انسان به خداوند یا به خود یا به گل ... .
ب ـ اگر منشأ عشق تراوش غدد جنسی باشد، باید افراد پیر هرگز عاشق نشوند، در حالی که خیلی از افراد سن زیادی دارند و در عین حال عاشق هستند.
ج ـ اصلاً عشق جنسی و شهوانی عشق نیست، بلکه یک رابطه ی غریزی است که در همه ی موجودات وجود دارد.
بر اساس عقیده ی صحیح، عشق یک منبع فطری دارد که در اثر شناخت انسان نسبت به خوبی های موجود در یک شخص یا یک شی و از سوی دیگر، نقصان آن ها در وجود خود، حاصل می شود و هر چه این شناخت کامل تر شود، این علاقه بیشتر می شود تا جایی که انسان را وارد معرکه ی عشق می کند و انسان حاضر می شود برای به دست آوردن آن خوبی ها همه ی هستی خود را فدا کند.
د ـ واژه ی عشق در قرآن مجید حتی برای یکبار هم به کار نرفته است، اما با این حال کلمات و واژه هایی که با این مفهوم مترادف و رساننده ی معنای آن می باشد، به شکل های گوناگون آمده است، مانند: حب، ود، مودت و ... .

ج ـ اقسام عشق
 

پیش از بیان اقسام عشق و بیان دیدگاه قرآن کریم درباره ی آن، ذکر چند نکته لازم است:
[قاعده ی یکم] انسان اگر کسی را دوست داشته باشد، خویشاوندان و دوستان او را نیز دوست می دارد و حتی شهر، لباس، باغ، نوشته و سایر چیز هایی که با او ارتباط دارند، در نظرش محبوب است.
[قاعده ی دوم] امور و امیال فطری از جهت شدت و ضعف دارای مراتبی هستند که هر مرتبه ای از آن ها دارای اسم و آثار خاصی می باشد و این مراتب در افراد بشر مختلف است، از جمله این امور «محبت» است که مراتب آن طبق تفسیر آلوسی به شرح ذیل می باشد.
1. هوی: نخستین مرتبه ی محبت «تمایل داشتن».
2. علاقه: محبتی است که همیشه همراه و درون قلب است.
3. کلف: محبت شدید را گویند.
4. عشق: حب شدید یا افراط در محبت را گویند.
5. شعف: مرحله ای که عشق به تمام زوایای قلب نفوذ کند.
6. تدله: مرحله ای که عشق عقل انسان را می رباید.
7. هیوم: مرحله ای که عشق انسان را بی قرار و بی اختیار می کند و او را به هر سوی می کشاند.(7)

تقسیم دیگر عشق
 

با توجه به منشأ عشق، عشق به اقسام زیر تقسیم می شود:
1. حقیقی؛
2. مجازی؛
3. سرابی، جنسی و کاذب.(8)
[ شنبه 14 آبان 1390 ] [ 18:17 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران