|
مشعل هدایت قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
| ||
|
استاد، حس کرامت را پایه، محور و توجیه کننده ارزش هاى اخلاقى مى شناسد۳۹ و براین باور است که (شرافت) و (کرامت) ذاتى انسان است و ناآگاهانه آن کرامت را احساس مى کند و بعد در میان کارها و ملکات احساس مى کند که این کار با آن شرافت متناسب هست یا نه، وقتى احساس تناسب و هماهنگى مى کند آن را خیر و فضیلت مى شمرد، و وقتى آن را بر خلاف آن کرامت مى یابد آن را رذیلت مى داند.۴۰ قرآن با صراحت مى گوید: (و لقد کرّمنا بنى آدم) (مقصود این است که ما در خلقت و آفرینش، او را مکرّم قرار دادیم; یعنى این کرامت و شرافت و بزرگوارى را در سرشت و آفرینش او قراردادیم.)۴۱ (اسلام وقتى که مى خواهد انسان را به اخلاق نیک فرا خواند، او را به یک نوع درون نگرى دعوت مى کند تا حقیقت وجودى خود را کشف کند، آن گاه احساس کند که پستى با جوهر وجود او سازگار نیست و براساس چنین درکى کارهاى بایسته و انجام دادنى را از کارهاى نبایسته بازشناسد و این است معنى (و نفس و ماسوّاها. فألهمها فجورها و تقواها) (شمس/۸ ـ ۷))۴۲ در زمینه ناسازگارى بعد ملکوتى انسان ـ که احساس کرامت را در متن خود دارد ـ با رذیلت ها، و سازگارى آن با فضیلت ها مى نویسد: (به آن خود توجه کردن، یعنى حقیقت انسانیت خویش را دریافتن و شهود کردن. وقتى انسان به او توجه مى کند، آن را به عنوان محض حقیقت در مى یابد، چون جوهر او جوهر حقیقت است و با باطل و ضد حقیقت ها و پوچ ها و عدم ها ناسازگار است، او با راستى سازگار است، چون راستى حقیقت است و دروغ، چون پوچى و بى حقیقتى است، با او ناسازگار است… او از سنخ قدرت و ملکوت است، پس با عجز و ضعف و زبونى ناسازگار است; از سنخ علم است، با جهل ناسازگار است; از سنخ نور است باظلمت ناسازگار است; از سنخ حرّیت و آزادگى است… پس با ضد آزادى ها و ذلت و با بردگى اعم از اینکه بخواهد برده انسان دیگرى باشد یا برده شهواتش که با خود اوست، ناسازگار است، از سنخ قداست یعنى تجرد و ماوراى خاکى بودن است، با آلودگى هاى خاکى و طبیعى که انسان بخواهد اسیر طبیعت باشد، ناسازگار است.)۴۳ وى بر اساس داده هاى قرآن بر این مطلب نیز تأکید دارد که انسان ها ـ حتى مؤمنان ـ به جاى توجه به خود و دست یابى به تکامل، در معرض خطر خودباختگى قرار دارند: (قل إنّ الخاسرین الذین خسروا أنفسهم) زمر/۱۵ بگو زیان کاران حقیقى کسانى هستند که خود را زیان کرده اند. منشأ این خودباختگى، خود فراموشى است که از فراموش گرفتن خدا سرچشمه مى گیرد، قرآن مى فرماید: (ولاتکونوا کالذین نسوا اللّه فأنساهم أنفسهم) حشر/۱۹ نباشید چون آنها که خدا را فراموش کردند، پس آن گاه خداوند آنها را به فراموش کردن از خودشان واداشت. اگر انسان خیال کند که خودِ واقعى اش را دریافته است بدون اینکه خدا را دریافته باشد اشتباه کرده، این از اصول معارف قرآن است۴۴، همیشه خود را گم کردن، عکس العمل قهرى خدا را گم کردن است۴۵. حسّ حقیقت جویى حس حقیقت جویى یکى دیگر ازخواسته هاى فطرى و پایه هاى بناى تکامل و رشد شخصیت انسان است. استاد مطهرى، این حس را منشأ پیدایش علم و فلسفه مى شناسد ۴۶ و (گویا) انتقال از علت به معلول را نیز از جلوه هاى حس حقیقت جویى مى داند که بر اساس آن انسان در جست وجوى خدا برآمده و از علت ها به عله العلل رسیده است.۴۷ انسان با مطالعه طبیعت که مورد سفارش قرآن است به اداره هستى و طبیعت از سوى نیروهاى مافوق طبیعت ایمان پیدا مى کند.۴۸ و از راه خواندن کتاب خلقت به شناخت خداوند نایل مى گردد۴۹. البته در صورتى که خرد انسان از امور حسى، وهمى، خیالى و تعصّب ها و… رهایى یافته و به صفاى لازم رسیده باشد.۵۰ (إنّ فى خلق السموات و الأرض و اختلاف اللیل و النهار لآیات لاولى الألباب) در خلقت آسمان و زمین، در مشاهده همین پیکر عالم و پوسته و قشر عالم، نشانه ها و دلایلى بر روح عالم و لُبّ هستى است، ولى براى کسانى که خود داراى اندیشه باشند. (الذین یذکرون اللّه قیاماً و قعوداً و على جنوبهم و یتفکّرون فى خلق السموات و الأرض ربّنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانک فقنا عذاب النار) آل عمران/۱۹۱ ـ ۱۹۰ آن کسانى که خدا را در دل خود یاد مى کنند، در اندیشه خود با خداى عالم و مرکز و روح عالم ارتباط پیدا مى کند، در همه حال در یاد او هستند، در حالى که ایستاده اند و در حالى که نشسته اند، در حال آسایش و درحال سختى، در همه حال، در نظام عالم فکر مى کنند; مى رسند به آنجا که به حرکت غایى و تسخیر موجودات پى مى برند و مى فهمند که عبث نیست، خودشان عبث آفریده نشده اند، قیامت و رسیدن نتیجه اعمالى در کار هست.۵۱ قرآن مسائلى را به عنوان موضوع تفکر پیشنهاد مى کند که نتیجه مطالعه آنها علوم طبیعى، ریاضى، زیستى، تاریخى و غیر آن است: (إنّ فى خلق السموات و الأرض و اختلاف اللیل و النهار و الفلک التى تجرى فى البحر بما ینفع الناس و ماأنزل اللّه من السماء من ماء فأحیا به الأرض بعد موتها و بثّ فیها من کلّ دابّه و تصریف الریاح و السحاب المسخّر بین السماء و الأرض لآیات لقوم یعقلون) بقره/۱۶۴ در آفرینش آسمان ها و زمین، در گردش شب و روز، در حرکت کشتى بر روى آب، آمدن باران، حیوانات روى زمین، بادها و ابرها، در همه اینها نشانه هاى قدرت و حکمت پروردگار است و شناخت نظام آنها انسان را به توحید نزدیک مى کند.۵۲ خلاصه سخن اینکه از نردبان حس حقیقت جویى و موضوعات قابل مطالعه در رابطه با آن، مى توان به غیب و توحید رسید; پس بایستى با چنین هدف گیرى به استفاده از آن پرداخت. [ سهشنبه 16 اسفند 1390 ] [ 10:49 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
|
||
| [ تمام حقوق مادی ومعنوی این وبلاگ متعلق : به اکبر احمدی می باشد ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||