|
مشعل هدایت قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
| ||
|
قرآن در اين آيه اشاره به يكى ديگر از ادعاهاى پوچ و نابجاى گروهى ازيهوديان و مسيحيان كرده و سـپـس پـاسـخ دنـدان شكن به آنها مى گويد: ((آنها گفتند:هيچ كس جز يهود و نصارى داخل بهشت نخواهد شد)) (وقالوا لن يدخل الجـنـة الا من كان هودا او نصارى ).در پـاسـخ ابتدا مى فرمايد: ((اين تنها آرزويى است كه دارند)) و هرگز به اين آرزونخواهند رسيد (تلك امانيهم ).بعد روى سخن را به پيامبر(ص ) كرده مى گويد: ((به آنها بگو هر ادعايى دليلى مى خواهد چنانچه در اين ادعا صادق هستيد دليل خود را بياوريد)) (قل هاتوابرهانكم ان كنتم صادقين ).(آيـه 112)ـ پس ازاثبات اين واقعيت كه آنها هيچ دليلى براين مدعى ندارند وادعاى انحصارى بودن بهشت , تنها خواب و خيالى است كه در سر مى پرورانند,معيار اصلى و اساسى ورود در بهشت را به صـورت يـك قـانـون كـلى بيان كرده ,مى گويد: آرى ! كسى كه در برابر خداوند تسليم گردد و نيكوكار باشد پاداش اونزدپروردگارش ثابت است )) (بلى من اسلم وجهه للّه وهو محسن فله اجره عند ربه ).چـنـيـن كسانى نيكوكارى وصف آنها شده و در عمق جانشان نفوذ كرده است ,و بنابراين ((چنين كسانى نه ترسى خواهند داشت و نه غمگين مى شوند)) (ولاخوف عليهم ولاهم يحزنون ).نـفـى خوف و غم از پيروان خط توحيد, دليلش روشن است , چرا كه آنها تنهااز خدا مى ترسند, و از هيچ چيز ديگر وحشت ندارند, ولى مشركان خرافى از همه چيز ترس دارند, از گفته هاى اين و آن , از فال بد زدن , از سنتهاى خرافى و از بسيارچيزهاى ديگر.آيـه 113ـ شـان نـزول : جمعى از مفسران از ابن عباس چنين نقل كرده اند:هنگامى كه گروهى از مـسـيـحـيـان ((نجران )) خدمت رسولخدا(ص ) آمدند, عده اى ازعلماى يهود نيز در آنجا حضور يـافتند, بين آنها و مسيحيان در محضر پيامبر(ص )نزاع و مشاجره در گرفت , ((رافع بن حرمله )) (يـكـى از يـهـوديان ) رو به جمعيت مسيحيان كرد و گفت : آيين شما پايه و اساسى ندارد و نبوت عـيسى و كتاب او انجيل را انكار كرد, مردى از مسيحيان نجران نيز عين اين جمله را در پاسخ آن يهودى تكرار نمود و گفت : آيين يهود پايه و اساسى ندارد, در اين هنگام آيه نازل شد و هردو دسته را به خاطر گفتار نادرستشان ملامت نمود. تفسير:. تضادهاى ناشى از انحصارطلبى ـ. در آيـات گـذشته گوشه اى از ادعاهاى بى دليل جمعى از يهود و نصارى راديديم آيه مورد بحث نشان مى دهد كه وقتى پاى ادعاى بى دليل به ميان آيدنتيجه اش انحصارطلبى و سپس تضاد است .مـى گـويد: ((يهوديان گفتند: مسيحيان هيچ موقعيتى نزد خدا ندارند, ومسيحيان نيز گفتند: يـهـوديـان هـيـچ مـوقعيتى ندارند و بر باطلند))! (وقالت اليهودليست النصارى على شى وقالت النصارى ليست اليهود على شى ).سـپـس اضافه مى كند: ((آنها اين سخنان را مى گويند در حالى كه كتاب آسمانى را مى خوانند))! (وهـم يـتـلـون الـكتاب ) يعنى با در دست داشتن كتابهاى الهى كه مى تواند راهگشاى آنها در اين مـسـائل بـاشد اين گونه سخنان كه سرچشمه اى جزتعصب و عناد و لجاجت ندارد بسيار عجيب است .سپس قرآن اضافه مى كند: ((مشركان نادان نيز همان چيزى را مى گفتند كه اينهامى گويند)) با اين كه اينها اهل كتابند و آنها بت پرست (كذلك قال الذين لايعلمون مثل قولهم ).در پـايـان آيه آمده است ((خداوند داورى اين اختلاف را در قيامت به عهده خواهد گرفت ) (فاللّه يحكم بينهم يوم القيمة فيـما كانوا فيه يختلفون ).آنـجـاست كه حقايق روشنتر مى شود و اسناد و مدارك هر چيز آشكار است ,كسى نمى تواند حق را منكر شود.آيـه 114ـ شـان نـزول : شان نزولهايى براى اين آيه نقل شده , از جمله : درروايتى از امام صادق (ع ) مـى خوانيم كه اين آيه در مورد قريش نازل گرديد, در آن هنگام كه پيامبر(ص ) را از ورود به شهر مكه و مسجدالحرام جلوگيرى مى كردند. تفسير:. ستمكارترين مردم ـ. بـررسـى شـان نـزولـهـاى آيـه نشان مى دهد كه روى سخن در آيه با سه گروه ,يهود و نصارى و مشركان است .قـرآن در بـرابـر ايـن سه گروه و تمام كسانى كه در راهى مشابه آنها گام برمى دارند مى گويد: ((چه كسى ستمكارتر است از آنها كه از بردن نام خدا در مساجدالهى جلوگيرى مى كنند و سعى در ويرانى آنها دارند))! (ومن اظلم ممن منع مساجداللّه ان يذكر فيها اسمه وسعى فى خرابها).سپس در ذيل اين آيه مى گويد: ((شايسته نيست آنها جز با ترس و وحشت وارد اين اماكن شوند)) (اولئك ما كان لهم ان يدخلوه الا خئفين ).يـعنى مسلمانان و موحدان جهان بايد آنچنان محكم بايستند كه دست اين ستمگران از اين اماكن مقدس كوتاه گردد.و در پـايان آيه مجازات دنيا و آخرت اين ستمكاران را با تعبير تكان دهنده اى بيان كرده , مى گويد: ((بـراى آنها در دنيا رسوايى است و در آخرت عذاب عظيم )) (لهم فى الدنيا خزى ولهم فى الا خرة عذاب عظيم ).در حـقـيـقت هر عملى كه نتيجه آن تخريب مساجد و از رونق افتادن آن باشدنيز مشمول همين حكم است .آيـه 115ـ شـان نـزول : ابـن عـباس مى گويد: اين آيه مربوط به تغيير قبله است ,هنگامى كه قبله مـسـلـمـانـان از بيت المقدس به كعبه تغيير يافت يهود در مقام انكاربرآمدند و به مسلمانان ايراد كـردند كه مگر مى شود قبله را تغيير داد؟ آيه نازل شد وبه آنها پاسخ داد كه شرق و غرب جهان از آن خدا است . به هر سو رو كنيد خدا آنجاست !. در آيه قبل سخن از ستمگرانى بود كه مانع از مساجد الهى مى شدند, و درتخريب آن مى كوشيدند اين آيه دنباله همين سخن است , مى گويد: ((مشرق ومغرب از آن خداست , و به هر طرف رو كنيد خدا آنجاست )) (وللّه المشرق والمغرب فاينـما تولوا فثم وجه اللّه ). [ سهشنبه 20 تیر 1391 ] [ 07:56 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
|
||
| [ تمام حقوق مادی ومعنوی این وبلاگ متعلق : به اکبر احمدی می باشد ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||