مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

 

 «و كأيّن من نبىّ قاتل معه ربّيّون كثير فما وهنوا لما أصابهم فى سبيل اللّه و ماضعفوا و مااستكانوا و اللّه يحبّ الصّابرين * و ما كان قولهم الاّ أن قالوا ربّنا اغفر لنا ذنوبنا و إسرافنا فى أمرنا و ثبّت أقدامنا و انصرنا على القوم الكافرين * فاتيهم اللّه ثواب الدّنيا و حسن ثواب الأخرة و اللّه يحبّ المحسنين»(274)
 خداوند براى تشويق اهل ايمان به صبر و مقاومت در برابر مشكلات، پيامبران و ياران واقعى آن‏ها را نمونه و الگو معرفى مى‏كند و از آنان به دليل اوصاف ذيل مدح و ستايش مى‏كند:

 الف - آنان در برابر مشكلات سستى نورزيدند؛ «فما وهنوا».

 ب - ضعف نشان ندادند؛ «و ما ضعفوا».

 ج - در برابر دشمن تسليم نشدند و زارى و تضرّع نكردند؛ «و ما استكانوا».

 آنگاه خواسته‏هايشان را اين گونه بيان كردند:

 1 - خداوندا گناهان ما را بيامرز؛ «ربّنا اغفرلنا ذنوبنا».

 2 - از تندروى‏هاى ما درگذر؛ «و إسرافنا فى أمرنا».

 3 - ما را ثابت‏قدم بدار؛ «و ثبّت أقدامنا».

 4 - ما را بر كافران پيروز فرما؛ «و انصرنا على القوم الكافرين».

 جالب توجه اين كه: هنگامى كه آن‏ها به تقصير و گناه خود اعتراف كردند، خداوند آن‏ها را «محسن» ناميد؛ گويا خداوند به انسان مى‏گويد: هرگاه اعتراف به گناه و تقصير خود كردى، من تو را به احسان توصيف و تو را دوست و حبيب خودم قرار مى‏دهم؛ «و اللّه يحبّ المحسنين»، تا اين كه بداند راهى براى بنده به سوى خدا نيست، مگر به اظهار عجز و ذلّت و ناتوانى.(275)

 مجاهدان حقيقى به جاى اين كه شكست خود را به ديگران نسبت دهند يا به عوامل موهوم و مرموز مربوط بدانند، سرچشمه‏ى آن را در خودشان جستجو مى‏كنند و به فكر جبران اشتباهات خويش هستند، حتى آن‏ها كلمه‏ى شكست را بر زبان نمى‏آورند و به جاى آن اسراف و تندروىِ بيجا ذكر مى‏كنند؛ به عكسِ ما كه امروز سعى مى‏كنيم نقاط ضعفى را كه سرچشمه‏ى ناكامى‏ها و شكست‏هاى ماست، ناديده بگيريم و همه‏ى آن‏ها را به عوامل خارجى و بيگانه مربوط بدانيم.(276)


انبيا برادر مردم‏

  خداوند پيامبران را برادر مردم خواند و ايشان را قوم آن‏ها، نه برادر. چون مردم با انبياى الهى رفتار برادرانه‏ى مبنى بر مهربانى و احسان را رعايت نكردند، بلكه دشمنى كردند و ناسزا گفتند و آنان را تكذيب كردند.
 قوم صالح‏عليه السلام گفتند: «إنّما أنت من المسحّرين»(277).
 قوم نوح‏عليه السلام گفتند: «لئن لم تنته يا نوح لتكوننّ من المرجومين»(278).
 قوم هودعليه السلام گفتند: «و ما نحن بتاركى ءالهتنا عن قومك و ما نحن لك بمؤمنين»(279).
 قوم لوطعليه السلام گفتند: «لئن لم تنته يا لوط لتكوننّ من المخرجين»(280).
 قوم شعيب‏عليه السلام گفتند: «ما أنت إلاّ بشر مثلنا و إن نظنّك لمن الكاذبين»(281).
 
انبيا، مشمول نصرت الهى‏

  «و لقد سبقت كلمتنا لعبادنا المرسلين * إنّهم لهم المنصورون»(282)
 انبياى الهى مشمول نصرت الهى هستند، اما نصرت را مقيد نكرد به اين كه آن‏ها را در دنيا نصرت مى‏دهد يا در آخرت يا به نحوى ديگر؛ اما اين نصرت را عموميّت داد كه شامل دنيا و آخرت مى‏شود؛ «إنّا لننصر رسلنا و الّذين ءامنوا فى الحياة الدّنيا و يوم يقوم الأشهاد».(283)
 پس رسولان الهى در حجت و دليل منصورند. زيرا راه حق را پيش گرفته‏اند و راه حق، هرگز شكست نمى‏خورد و هم بر دشمنان خود منصورند. چون خداوند از دشمنان انبيا انتقام گرفته است؛ «و ما أرسلنا من قبلك الاّ رجالاً نوحى إليهم من أهل القرى أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عاقبة الّذين من قبلهم و لدار الاخرة خير للّذين اتّقوا أفلا تعقلون * حتّى إذا استيأس الرّسل و ظنّوا أنّهم قد كذبوا جاءهم نصرنا فنجّى من نشاء و لايردّ بأسنا عن القوم المجرمين».(284)
 

[ جمعه 05 خرداد 1391 ] [ 08:42 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران