مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

اخلاص در همه چيزي هست، حديث داريم خوشا به حال كسي كه «أخلص لله علمه» (غررالحكم/ص197) درس مي‌خواند براي خدا درس بخواند. به نظر شما اگر فردا در دانشگاه بگويند: درس هست، استاد هست، ولي مدرك نيست. به نظر شما از اين سه ميليون و هفتصد هزار دانشجو چند نفر سر كلاس مي‌روند؟ من نمي‌گويم هيچي... ولذا داريم كه اخلاص آن صافي آخر است. «العلماء كلهم هلكى‏» (مجموعه ورام/ج2/ص118) دانشمندان هلاك مي‌شوند مگر آنهايي كه به علمشان عمل كنند. آنهايي هم كه به علمشان عمل مي‌كنند «كلهم هلكى إلا المخلصون‏» مگر آنكه خالص باشند. خيلي مشكل است.

يكسال مي‌خواستم مكه بروم. خوب ما را هر سال به خاطر تبليغ مي‌بردند. گفتيم امسال به قصد امام زمان برويم. خوب آماده شديم، و در پله‌هاي هواپيما تا رفتم داخل هواپيما شوم كه حجاز بروم، گفتم: آقاي قرائتي اگر امام زمان بگويد: مگر تو به نيابت من نمي‌روي؟ چرا من به قصد شما دارم مي‌روم. بگويد: نمي‌خواهم به قصد من بروي. برو يكي از اين روستاها در يك مسجد پيشنماز شو با بچه‌هايش هم قصه بگو. حاضر هستي؟ هرچه فكر كردم گفتم: نه مي‌خواهم مكه بروم. گفتم: آقا براي تو هم نيست براي خدا هم نيست. براي خودم است. ديدم نه براي امام زمان است نه براي خداي امام زمان، من دوست دارم مكه بروم.


قرآن مي‌گويد: هستي براي اخلاص است. «الَّذي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً» (ملك/2) مرگ و حيات براي اين است كه كدام يك از شما كارتان درست است. كار درست هم يعني كار خالص.

اگر آدم مخلص باشد تكيه‌گاه مطمئني دارد. «وَ مَنْ يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‏» (لقمان/22) «عروه» يعني ريسمان، «وثقي» يعني محكم. به ريسمان محكم دست زده. مخلص طناب محكم دستش است. غير مخلص تمام مي‌شود. به رئيس جمهور بچسبيد بعد از چهار سال تمام مي‌شود. نماينده مجلس، شوراي شهر، شاه، به هركس تكيه كنيد تمام مي‌شود. «ما عِنْدَكُمْ يَنْفَد» (نحل/96) همه چيزهايي كه نزد شماست مي‌پرد. «وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باق‏» خدا مي‌ماند. چند تا كار خالص كرديد؟ آنوقت مي‌دانيد ارزش اخلاص چيست؟ يك مثل از شغل شما بزنم.

شما در بهداري هستيد. بيمارستان هستيد. بنده مريض مي‌شوم، من را نزد  شما مي‌آورند، شما با تخصصي كه داري، با تلاشي كه داري من را از مرگ نجات مي‌دهي، من كه خوب شدم رفتم بيرون، تا آخر عمر هرچه آيه و حديث بخوانم شما هم در كار من شريك هستي. نمي‌گويم براي خدا يعني پول نگيريد. شما نيت پول نكن. ولي پول هم بگير. الآن كه شما اينجا نشستيد، كدام يك از شما به قصد اكسيژن آمده‌ايد اينجا نشستيد. همه‌ي شما نشستيد بحث مرا گوش بدهيد. البته از اكسيژن هم استفاده مي‌كنيد. اما نيت اكسيژن نداريد. شما نيت پول نكن. درس مي‌خواني به خاطر درس بخواني، نه به قصد مدرك. البته وقتي درست را خواندي، مدرك هم به شما مي‌دهند، شما نيت مدرك نكن.

شما قصدي كه مي‌كني برو صله رحم. بگو: بروم به عمه يك سلامي بكنم. منتهي خوب وقتي در خانه‌ي عمه مي‌رويد، سلام كني غذايت هم هضم مي‌شود، راه هم مي‌روي، خستگي‌ات هم برطرف مي‌شود. اما شما نگو كه من غذا خوردم، يك خرده راه بروم. براي هضم غذا رفتيم عمه را هم ديديم، خوب سلام چطوري! اين ديگر صله رحم نيست. اين آمدي غذايت هضم شود. شما نيت كن صله رحم، در راه كه مي‌روي غذايت هم هضم مي‌شود. مثل يك كسي كه لباس مي‌شويد نيتش لباس شستن است. البته خوب دستش هم پاك مي‌شود. غذايش هم هضم مي‌شود. عرق بدنش هم درمي‌آيد. ايام فراغتش هم پر مي‌شود. اينها ديگر درونش است. اما نيتش شستن است.

يك دعا مي‌كنم همه آمين بگوييد. خدايا تو را به جلال و جبروت  و عظمتت، تو را به مقامي كه خودت داري و اوليائت دارد، دست ما را بگير لااقل از الآن تا آخر عمر اين بُن عمرمان،اين تتمه‌ي عمرمان صد در صد خالص باشيم. چون نگاه مي‌كنيم به كارهايمان خالص نيست.

[ دوشنبه 23 آبان 1390 ] [ 16:39 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران