مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

متاءسفانه ، بسيارى از جوانان و سالخوردگان ، به وضع موجود خود كمترين متوجهى ندارند و نقد عمر خويش را، كه سرمايه اساسى سعادت است نمى بينند. گاهى در اطراف آينده مجهول و تاريك خود فكر مى كنند و دورنماى وحشت زايى در ضمير خود مى سازند، و با آن خيالات پريشان و ناراحت كننده ، آسايش و آرامش را از خويش سلب مى نمايند و زندگى شيرين امروز را با انديشه هاى موهوم ، بر خود تلخ و غيرقابل تحمل مى كنند.

گذشته معدوم

گاهى از نادانى ، روى خود را به عقب برمى گردانند و راهى را كه در طول چند سال زندگى پيموده اند، با افسوس و تاءثر مى نگرند. خاطرات حسرت بار گذشته ، مانند باد سرد زمستانى بر آرزوهاى آن ها مى وزد. شور و نشاط را در دلشان مى كشد و چراغ فروزان عشق و اميد را در ضميرشان خاموش مى نمايد.


چنان ماءيوس در دل شكسته مى شوند كه از سعى و كوشش باز مى مانند و فرصت هاى گران بهاى عمر را يكى پس از ديگرى از كف مى دهند


ين چه حالت بود كه اهل زمين از فراق گذشته ها غمگين كارشان غير آه و حسرت نيست آن يكى در بهار برنايى در كمال جمال و زيبايى كه چه خوش بود كودكى كه گذشت و آن دگر از شباب كرده عبور داده از كف نشاط عقل و شعور كه چه شد روزگار برنايى آن چه ديدم به غالب احوال همه در اختيار وهم و خيال غافل از آن كه حال زاينده

  • هر زمان از گذشته ياد كنند وز غم حال بانگ و داد كنند هيچشان از زمانه عبرت نيست مى خورد بهر كودكى افسوس از تاءسف كند قيافه عبوس مژده ام ده كه آن زمان برگشت ديده آن سخت راه ناهموار آرزوى شباب كرده شعار تا كشم سر به عشق و رسوايى هيچ كس فكر نقد حال نبود حالشان جز غم و ملال نبود مادر رفته است و آينده

 

اغتنام فرصت ، يعنى توجه آدمى به شرايط موجود و بهره بردارى صحيح از آنها، به نفع سعادت مادى و معنوى خود. استفاده از فرصت يعنى سعى و كوشش انسان در اجراى تمام وظايفى كه اكنون بر عهده دارد. افسوس و حسرت بر گذشته يك مانع بزرگ روانى در راه استفاده از فرصت است و نگرانى و اضطراب از آينده ، مانع ديگر.

فرصت موجود

كسى كه مى خواهد از فرصت ها استفاده كند و از سرمايه هايى كه در اختيار دارد، به خوبى بهره بردارى نمايد، بايد گذشته معدوم را به دست فراموشى بسپارد و دل را از حسرت و اندوه آن خالى كند. همچنين بايد آينده موجود نشده را ناديده انگارد و نگران آن نباشد. بايد تمام نيروى خود را متوجه لحظه حال و شرايط موجود نمايد و در هر كارى از خود سئوال كند (الآن چه بايد كرد؟) فكر كند. عاقلانه به آن پرسش پاسخ دهد. سپس به انجام آنچه موظف است ، جدا قيام نمايد.

(ن ابى عبدالله عليه السلام : قال الايام ثلثة ، فيوم مضى لايدرك و يوم الناس فيه فينبغى ان يغتنموه ، و غد انما فى ايديهم امله .(84) )

امام صادق عليه السلام فرموده است : ايام زندگى سه روز است :

اول روزى كه گذشته است و برگشت ندارد.

دوم روز موجود است كه مردم در آن قرار دارند و در اختيار آن هاست . بايد آن را مغتنم شمارند و از آن استفاده نمايند.

سوم فردايى است كه نيامده و تنها آرزوى آن را در دست دارند.

(و عنه عليه السلام قال : اصبروا على الدنيا فانما هى ساعة فما مضى منه فلاتجد له الما و لا سرورا، و ما لم يجى ء فلا تدرى ما هو و انما هى ساعتك التى انت فيها فاصبر فيها على طاعة الله واصبر فيها عن معصية الله .(85) )

[ یکشنبه 27 آذر 1390 ] [ 10:51 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران