مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

چنانچه بروشهاى جوامع مترقى جهان با دقت نظر كنيم بخوبى متوجه مى‏شويم كه پيشرفت علمى و صنعتى اين جوامع اگرچه چشم خرد را خيره ساخته و قدرت و نيروى آنها به ماه و مريخ دست انداخته و تشكيلات كشورى آنها انسانرا غرق حيرت نموده است؛ ولى همين روشهاى مترقى با پيشرفت قابل ستايش خود درهاى تيره‏بختى را بروى جهان بشريت گشوده و در مدتى كمتر از ربع قرن دو بار جهان را به خاك و خون كشانيده و ميليون‏ها بيگناه را بباد فنا داده است؛ و اكنون نيز با جنگ جهانى سوم كه فرمان نابودى بشر را بدست دارد جهانيان را تهديد مى‏كند.
همين روشها است كه از نخستين روز پيدايش خود بنام بشر دوستى و آزادى بخشى، نشان بردكى بر پيشانى بقيه ملل جهان زده و چهار قاره بزرگ دنيا را بزنجير استعمار بسته تسليم بى قيد و شرط قاره اروپا نموده و يك گروه ناچيز را بر مال و جان و عرض صدها ميليون بيگناه حكومت مطلقه داده است.
البته قابل انكار نيست كه ملتهاى مترقى در محيط خود از نعمتها و لذائذ مادى برخوردارند و به بسيارى از آرزوهاى انسانى چون عدالت اجتماعى و پيشرفت‏هاى فرهنگى و صنعتى و غيره رسيده‏اند؛ اما بدبختيها و تيره‏روزى‏هاى بيشمار دامنگيرشان شده كه مهمترين آنها عبارت است از كشمكش‏هاى بين‏المللى و خونريزى‏هاى همگانى و هر لحظه هم آينده جهان را در معرض حوادثى شومتر و تلختر از گذشته قرار مى‏دهند.
بديهى است كه اينهمه ميوه‏هاى تلخ و شيرين محصول درخت مدنيت و نتيجه مستقيم روش زندگى اين ملتهاو جامعه‏ها است كه بظاهر راه ترقى مى‏پيمايند.
لكن بايد دانست كه ميوه‏هاى شيرين آن كه بشر از آن بهره‏مند شده و جامعه را سعادتمند ساخته است از يك رشته اخلاق پسنديده مانند راستگوئى و درستكارى و وظيفه‏شناسى و خيرخواهى و فداكارى اين ملتها سرچشمه گرفته است نه تنها از قانون، زيرا همان قوانين ميان ملتهاى عقب افتاده آسيا و آفريقا نيز وجود دارد در حاليكه روزبروز بر پستى و بدبختى آنها افزوده مى‏شود.
و اما ميوه‏هاى تلخ اين درخت كه كام بشر را تلخ و ناگوار ساخته و تيره‏روزى و بدبختى ببار آورده و خود اين ملتهاى مترقى را نيز مانند ديگران بسوى نابودى مى‏كشاند از يك رشته اخلاق ناپسند مانند حرص و طمع و بى انصافى و بى رحمى و نخوت و غرور و گردن كشى سرچشمه مى‏گيرد.


اگر در دستورهاى دين مقدس اسلام بدقت نظر كنيم متوجه مى‏شويم كه اسلام به بخش اول از اين صفات امر مى‏كند و از قسم دوم نهى مى‏فرمايد و بطور كلى بسوى هر كار حق و صوابى كه صلاح انسانيست در آن است دعوت كرده و آنرا پايه تربيت خود قرار مى‏دهد؛ و از هر كار ناحق و ناصوابيكه زندگى آرام بشر را مختل مى‏سازد (اگر چه صلاح قوم و ملت خاصى را در برداشته باشد) برحذر مى‏دارد.
نتيجه
از بيانات گذشته چند مطلب زير نتيجه‏گيرى مى‏شود:
1 - روش اسلام از هر روش اجتماعى ديگر پسنديده‏تر و بحال بشريت سودمندتر است ذلك الدين القيم ولكن اكثر الناس لا يعلمون سوره روم آيه 3.
2 - نقطه‏هاى روشن و ميوه‏هاى شيرين مدنيت امروزى جهان همه و همه از بركات آيين مقدس اسلام و آثار زنده مواديست كه از اين دين پاك بدست غريبها افتاده است؛ زيرا اسلام قرنها پيش از آنكه آثار تمدن غرب ظاهر و نمايان شود مردم را بسوى همانمواد اخلاقى دعوت مى‏كرده است كه غربيها در عمل كردن بآنها از ما پيشى گرفته‏اند.
اميرالمؤمنين على (عليه السلام) در بستر مرگ به مردم مى‏فرمود مبادا طورى رفتار كنيد كه ديگران در عمل به قرآن بر شما پيشى گيرند.
3 - طبق دستور اسلام بايد هدف اصلى را در اخلاق قرار داد و قوانين را بر اساس آن بنا نهاد، زيرا فراموش كردن اخلاق پسنديده و وضع قوانين تنها بمنظور منافع مادى، جامعه مردم را بتدريج بماديت متوجه ساخته معنويت را كه تنها وجه برترى انسان بر ديگر حيوانات است از دستشان مى‏گيرد و بجاى آن خوى درندگى چون گرگ و پلنگ و چرندگى چون گاو گوسفند را جانشين مى‏سازد؛ و از همين جهت پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود بعث لاتمم مكارم الاخلاق يعنى هدف اصلى من تربيت اخلاقى مردم مى‏باشد.

[ شنبه 17 دی 1390 ] [ 17:45 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید