مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

اين واژه از ريشه «عجز» است. و لغوي ها معانى و كاربردهاي متعددى براى آن شمرده‏اند:1. برخى ريشه اين لغت را به معناى «تأخر از چيزى» مى‏دانند و از اين رو در مورد آخر و پشت هر چيزى به كار مى‏رود (راغب اصفهانى، مفردات؛ ابن فارس، مقاييس اللغة، اين معنا را در يكى از دو معناى اصلى بيان مى‏كند).2. گروهى از لغوي ها اصل اين لغت را به معناى «ضعف» مى‏دانند (راغب، همان، اين را به معناى ثانوى لغت عجز مى‏داند؛ ولى مقاييس آن را يكى از دو معناى اصلى مى‏داند). لغت «عاجز» از همين معناست و به زنان كهن سال نيز «عجوز» گويند.3. برخى لغوي ها آن را به معناى فوت چيزى (از دست رفتن) مى‏دانند (فيومى، مصباح اللغة واقرب الموارد، ج2، ماده عجز). اين معنا هنگامى است كه در مورد اشياء به كار رود؛ اعجزه شى‏ء.4. برخى عجز را به معناى «يافتن ضعف در ديگرى» دانسته‏اند (همو). اين معنا هنگامى است كه در باب افعال به كار رود؛ أعجزت زيداً.5. تعدادي از اهل لغت آن را به معناى «ايجاد ضعف در ديگرى» دانسته‏اند (همو). اين معنا هنگامى است كه در باب تفعيل به كار رود، مانند عجّزته تعجيزاً.نتيجه: به نظر مى‏رسد ريشه اصلى لغت «عجز» همان «ضعف» قابل «قدرت» است. اين ضعف مراتبى دارد و به همين لحاظ به زنان كهن سال عجوز گويند؛ چون ضعيف شده و طراوت، تحرك و زايش خود را از دست داده‏اند. به مؤخّر و پشت انسان نيز «عَجُز» مي گويند؛ چون پست و ضعيف است و اعجاز ايجاد يا يافتن عجز در ديگران است.لغت «معجزه» در قرآن كريم به معناى اصطلاحى (عمل خارق العاده كه گواه نبوت باشد) يافت نشد؛ امّا در موارد متعددى به شكل‏هاى گوناگون به كار رفته است، مانند:«عجوز» (هود/72؛ صافات/135): مقصود ضعف و عجز در توليد فرزند است.«أعجزت» (مائده/ 31): ضعف و نفى اقتدار مورد نظر است.«معاجزين» (سبأ/ 38): استمرار حالت عجز است.«معجزى اللّه» (توبه/ 2): مقصود اين است كه خدا ضعيف نمى‏شود.«معجزين» (انعام/ 134 ـ فصلت/ 31 ـ نور/ 57 ـ عنكبوت/ 22)
«
ليعجزه» (فاطر/44): مقصود ايجاد عجز است.«اَعجاز» (قمر/20 ـ حاقه/ 7): ريشه‏هاى درخت خرما مورد نظر است كه بعد از كنده شدن از زمين، حالت محروميت از مواد غذايى دارد.در اينجا دو نکته ضروري است:اول ـ «اعجاز» به‏هر صورت كه باشد، ملازم با تأثير، تسلط، تفوّق و حكومت است (مصطفوى، التحقيق فى كلمات القرآن الكريم، ج 8، ص 39).دوم ـ لغت «معجزه» در روايات اهل بيت: به معناى اصطلاحى به كار رفته است، لذا معلوم مى‏شود كه اين لغت از زمان ائمه7 كاربرد داشته و به جاى «آيه» به كار مى‏رفته است. براى مثال به اين روايت توجه كنيد.عن الصادق7: «المعجزة علامة للّه لايعطيها الاّ انبيائه ورسله وحججه ليعرف به صدق الصادق من كذب الكاذب» (مجلسي، بحارالانوار، ج11، ص71؛ ميزان الحكمة، ج6، ص 66)؛ «معجزه علامتى براي خداست كه به غير انبيايش و رسولانش و حجت‏هاى خويش عطا نمى‏كند تا با آن راست گويى راست گو از دروغ گويى دروغ گو شناخته شود».


[ یکشنبه 05 شهریور 1391 ] [ 16:35 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید