«إنّا جعلنا فى أعناقهم أغلالاً فهى إلى الأذقان فهم مقمحون * و جعلنا من بين أيديهم سدّاً و من خلفهم سداً فأغشيناهم فهم لايبصرون» براى شناخت خداوند معمولاً دو راه مطالعه وجود دارد:
1 - مطالعه در نشانههاى خدا كه در جسم و جان انسان است و آن را «آيات انفسى» مىنامند.
2 - مطالعه در آياتى كه در بيرون وجود انسان است، مانند زمين و آسمان و ثوابت و سيارات و كوه و دريا و ... و آن را «آيات آفاقى» مىنامند كه قرآن كريم به هر دو اشاره كرده است؛ «سنريهم أياتنا فى الافاق و فى أنفسهم حتّى يتبيّن لهم أنّه الحقّ».(192) كسانى كه ايمان نمىآورند و از شناخت خداوند محروم مىشوند، به دليل آن است كه به سوءِ اختيار خود موانعى ايجاد كردند، مانعى كه نمىگذارد انسان در آيات الهى نظر كند، دو قسم است: يكى از نظر كردن در آيات انفسى جلوگيرى مىكند و ديگرى از نظر كردن در آيات آفاقى. موانع نوع اول را به غل و زنجيرى تشبيه كرده كه صاحبش را مقمح كند؛ يعنى نمىگذارد كه سرش را پايين آورده و خودش را نگاه كند و چشم بر بدن خود بيفكند و نوع دوم را به سدّى تشبيه كرده كه اطراف انسان كشيده شده باشد و نگذارد كه انسان چيزى را ببيند. كسى كه به اين دو مانع مبتلا گردد، به كلّى از نظر كردن محروم مىماند.(193)
انسان و نياز به خداوند
نياز هميشگى موجودات به پرورش الهى
سرّ اين كه خداوند فرمود: «الحمد للّه ربّ العالمين» و نفرمود: «الحمد للّه خالق العالمين»، آن است كه احتياج موجودات و اشياى جهان به موجد، در حال حدوث، امر مسلّمى است، اما نياز به آنها به مُبقى و مربّى، در حال بقا، امر اختلافى است. خداوند تعبير به «رب» كرد تا بفهماند كه موجود تحت تربيت، در حال بقا نيز نيازمند به مربّى است.(194)
ضرورت توجه به خداوند و پرهيز از توجه به غير خدا
آنان كه به غير خدا رو كنند، هيچ عذرى در قيامت ندارند. زيرا خداوند متعال هم انسانها را دعوت مىكند؛ «و اللّه يدعوا إلى دار السّلام»(195) هم مردم را راهنمايى مىكند؛ «يهدى من يشاء»(196) هم مزد و اجر مىدهد؛ «للّذين أحسنوا الحسنى»(197) هم اضافه مىدهد؛ «و زيادة»(198) هم دعاى انسانها را مستجاب مىكند؛ «أدعونى أستجب لكم».(199)
از طرفى غير خدا توان يارى كردن انسان را ندارد؛ «و الّذين تدعون من دونه لايستطيعون نصركم»،(200)دعاى انسان را نمىشنوند؛ «إن تدعوهم لايسمعوا دعائكم»،(201)مالك هيچ نفع و ضررى نيستند؛ «قل أتعبدون من دون اللّه ما لايملك لكم ضرّاً و لانفعاً»،(202)مالك رزق انسان نيستند؛ «إنّ الّذين تعبدون من دون اللّه لايملكون لكم رزقاً»،(203)هيچ دليلى بر توجه به آنها وجود ندارد؛ «و يعبدون من دون اللّه ما لم ينزل به سلطاناً».(204)
نيازمندى همگانى موجودات به خداوند
«يسأله من فى السّموات و الأرض كلّ يوم هو فى شأن»(205)
آيهى شريفهى فوق دلالت دارد بر اين كه تمام موجودات زمينى و آسمانى از خداوند درخواست دايمى دارند. تعبير به «يسأله» به صورت فعل مضارع، نشان مىدهد كه اين درخواست هميشگى است. البته اين درخواست به زبان نيست، بلكه درخواست به احتياج است. زيرا احتياج، خودش زبان است و روشن است كه تمام موجودات جهان از هر جهت به خداوند نياز دارند. چنانكه قرآن كريم مىفرمايد: «أنتم الفقراء إلى اللّه و اللّه هو الغنىّ الحميد».(206)
خداوند متعال پاسخ اين نياز را داده است، چنانكه مىفرمايد: «و ءاتاكم من كلّ ما سألتموه».(207)ذيل همين آيه نيز همين معنا را بيان كرده است؛ «كلّ يوم هو فى شأن». آرى خلقت او پيوسته و مستمر است و پاسخگويى او به نيازهاى مختلف درخواستكنندگان نيز چنين است.(208)