|
مشعل هدایت قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
| ||
|
اگر انسان با نهادى پاك و دلى آرام نگاهى بجهان هستى نمايد در هر گوشه و كنار آن آثار و دلايل وجود پاك آفريدگار را مشاهده خواهد كرد. و از هر در و يوارى بثبوت اين حقيقت گواهى خواهد شنيد. چه انسان در اين جهان با هر چه روبرو مىشود يا پديدهايست كه خدا آنرا آفريده يا خاصيتى است كه خدا در آن نهاده، يا نظامى است كه بامر الهى در همه چيز جارى و حكمفرما گشته آدمى نيز يكى از همانهاست و سراپايش باين حقيقت گواهى مىدهد باختيارش بسته است و نه بر نامه زندگى را كه از نخستين دم پيدايش پيش مىگيرد بتدبير خود وضع نموده است و نه مىتواند اين نظام را اتفاقى و تصادفى انگاشته از هم گسيخته فرض كند. و نه مىتواند هستى و نظام هستى خود را بمحيطى كه در آن بوجود آمده نسبت دهد زيرا هستى محيط نامبرده و نظامى كه در آن حكومت مىكند ساخته و پرداخته سود آن محيط نيست و از راه اتفاق و تصادف هم بوجود نيامده است. اينست كه انسان گريزى ندارد جز اينكه براى جهان آفرينش مبدئى اثبات كند كه پديد آورنده اشياء و پرورش دهنده آنها مىباشد. اوست كه هر موجودى را هستى مىبخشد و پس از آن در شاهراه بقا با نظام خاصى بسوى كمال مخصوص خودش هدايت مىنمايد. و چون آفرينش اشياء را بهمديگر مرتبط و نظام واحدى در جهان مىبيند ناگزير قضاوت مىنمايد كه مبدء آفرينش و گرداننده نظام آن يكى بيش نيست. چرا انسان گاهى زير بار اين حقيقت نمىرود؟ اين حقيقت با كمترين توجهى براى انسان روشن است و هيچگونه ابهامى در آن نيست؛ جز اينكه انسان گاهى چنان گرفتار كشمكشهاى زندگى مىشود كه تمام نيروى شعور خود را در راه مبارزههاى حياتى بكار مىاندازد و تمام وقت خود را صرف تكاپوى زندگى مىنمايد ديگر كمترين مجالى براى رسيدگى باين گونه افكار پيدا نمىكند و در نتيجه از اين حقيقت غفلت مىورزد يا اينكه مجذوب ظواهر دلفريب طبيعت شده سرگرم هوسرانى و خوشگذرانى مىگردد، و چون پاى بندى باين حقايق از بسيارى از بى بند و باريهاى ماديت جلوگيرى مىنمايد طبعاً از پى جوئى و بررسى اين حقيقت و نظائر آن سر باز مىزند و زير بارش نمىرود. از اينجاست كه در قرآن كريم از راههاى گوناگون درباره آفرينش مخلوقات و نظامى كه در ميان آنها جارى و حكمفرماست عنايت بيشترى بذل گرديده و اقامه برهان شده است چه بيشتر مردم بويژه آنان كه شيفته ظواهر دلفريب طبيعتند و نيكبختى را در كامرانى و خوشگذرانيهاى زندگى مىبينند بواسطه انس بماديات و محسوسات، توانائى تفكر فلسفى و بررسى نظريات دقيق عقلى را ندارند. ولى انسان در هر حال جزئى است از جهان آفرينش و از اجزاء ديگر جهان و از نظامهاى جزئى و كلى كه در آن حكومت مىكند لحظهاى بى نياز نيست و هر لحظه مىتواند ذهن خود را متوجه جهان آفرينش، و نظامى كه در آن جارى است نمايد و بوجود آفريدگار و پروردگار جهان پى ببرد.
[ چهارشنبه 21 دی 1390 ] [ 08:45 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
|
||
| [ تمام حقوق مادی ومعنوی این وبلاگ متعلق : به اکبر احمدی می باشد ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||