مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

بركات پيراهن حضرت يوسف‏عليه السلام‏

 

 در سه مقطع تاريخى، سه ابتكار از پيراهن يوسف صدّيق ديده شد كه همه‏ى آن‏ها به بركت آن بدن بود كه در جوار رحمت روح پاكش قرار داشت:

 الف - رسوايى برادران

 وقتى كه برادران يوسف، گريه‏كنان پيراهن آغشته به خون او را به حضور يعقوب‏عليه السلام آوردند؛ «و جاؤا أباهم عشاء يبكون»،(412)شكل پيراهن نشان داد كه اين‏ها دروغ مى‏گويند؛ «و جاؤا على قميصه بدم كذب».(413)زيرا اگر گرگ كسى را بدرد، پيراهن وى سالم نمى‏ماند.

 ب - دفع اتّهام گناه از يوسف‏عليه السلام‏

 وقتى همسر عزيز مصر، يوسف‏عليه السلام را تعقيب كرد و پيراهنش را از پشت پاره كرد و عزيز مصر را نزديك در ديد، در اين هنگام يوسف‏عليه السلام را متهم كرد و گفت: «هى راودتنى عن نفسى».(414) اينجا كسى گفت: شما بررسى كنيد، ببينيد پيراهن يوسف از پشت دريده شده يا از جلو. اگر از جلو؟ دريده شده، معلوم مى‏شود كه او قصد تجاوز داشته است و همسر عزيز مصر از خود دفاع كرده و جلوى پيراهن او را پاره كرده است؛ اما اگر از پشت سر دريده شده، معلوم مى‏شود يوسف خواسته بگريزد تا از تهاجم محفوظ بماند و آن زن از پشت سر پشت پيراهن او را پاره كرده است. اينجا هم پيراهن يوسف شهادت صدق داد و مدّعى كذب را رسوا كرد؛ «إن كان قميصه قدّ من قبل فصدقت و هم من الكاذبين و إن كان قميصه قدّ من دبر فكذبت و هو من الصّادقين».(415)
 ج - شفا يافتن چشم يعقوب‏عليه السلام

 «اذهبوا بقميصى هذا فألقوه على وجه أبى يأت بصيراً»(416)

 از اين آيه استفاده مى‏شود كه يوسف‏عليه السلام علم غيب دارد. زيرا از نابينايى ديده‏ى پدر و راه درمانش خبر مى‏دهد كه پيراهنم را به چشم او بماليد تا وى بينا گردد


عفو و بخشش يوسف‏ عليه السلام‏

  بعد از آن كه برادران يوسف‏عليه السلام به خطاكارى خود و به برترىِ الهى او به خودشان اعتراف كردند؛ «قالوا تاللّه لقد ءاثرك اللّه علينا و إن كنّا لخاطئين»(417)، حضرت يوسف‏عليه السلام بعد از دلدارى از برادران، و عفو و گذشت از ايشان، شروع كرد به دعا كردن و از خداوند خواست تا گناهانشان را بيامرزد؛ «قال لاتثريب عليكم اليوم يغفر اللّه لكم و هو أرحم الرّاحمين».(418)
 گفتنى است هنگامى كه پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله در شرايط مشابهى قرار گرفت و در فتح مكه بر دشمنان خود پيروز شد، رو به آن‏ها كرد و فرمود: «ماذا تظنّون يا معشر قريش؟ قالوا خيراً أخ كريم و ابن أخ كريم و قد قدرت! قال: و انا أقول كما قال أخى يوسف، لاتثريب عليكم اليوم»؛ اكنون كه در چنگ من گرفتار آمده‏ايد، در باره‏ى رفتار من با شما چگونه مى‏انديشيد؟ آن‏ها در پاسخ گفتند: ما از تو چيزى جز خير و نيكى انتظار نداريم. تو برادر بزرگوار و بخشنده و فرزند برادر بزرگوار ما هستى و الان قدرت در دست توست. پيامبر فرمود: من در باره‏ى شما همان را مى‏گويم كه برادرم يوسف در باره‏ى برادرانش گفت: «لا تثريب عليكم اليوم»؛ امروز روز ملامت و سرزنش نيست.
 عمر مى‏گويد: در اين موقع من خجالت كشيدم. زيرا هنگام ورود در مكه به آن‏ها گفتم: امروز روزى است كه از شما انتقام مى‏گيرم. هنگامى كه پيامبر اين جمله را فرمود، من از گفتار خود شرمنده شدم.(419)


341) صافات / 79.
342) صافات / 120.
343) صافات / 109.
344) عنكبوت / 14.
345) نجم / 52.
346) تفسير موضوعى / ج 6 / ص 241.
347) انعام / 162.
348) نحل / 123.
349) نحل / 120.
350) مريم / 41.
351) نجم / 37.
352) ذاريات / 24.
353) ذاريات / 26.
354) مريم / 42.
355) نحل / 121.
356) شعراء / 78 - 82.
357) ابراهيم / 37.
358) هود / 75.
359) انعام / 162 - 163.
360) بقره / 127.
361) بقره / 125.
362) حج / 27.
363) بقره /125.
364) انبياء / 57 - 58.
365) انعام / 78.
366) بقره / 124.
367) صافات / 102 - 103.
368) انبياء / 69.
369) بقره / 124.
370) نساء / 125.
371) بقره / 131.
372) بقره / 130.
373) پيشين.
374) نحل / 123.
375) بقره / 132.
376) ممتحنه / 4.
377) انعام / 75.
378) صافات / 109.
379) بقره / 129.
380) ابراهيم / 40.
381) بقره / 124.
382) مريم / 41.
383) الميزان / ج 14 / ص 56.
384) شعراء / 78 - 80.
385) مريم / 47 ؛ الميزان / ج 6 / ص 287 ؛ كشف الاسرار / ج 7 / ص 126.
386) ابراهيم / 35.
387) جاثيه / 23 ؛ كشف الاسرار / ج 5 / ص 281.
388) انعام / 75.
389) يس / 83.
390) ملك / 1.
391) اسرار عبادات / ص 273.
392) صافات / 100.
393) صافات / 112.
394) انبياء / 85 - 86.
395) نمونه / ج 19 / ص 104.
396) بقره / 132.
397) نور / ج 1 / ص 267.
398) صافات / 102.
399) انبياء / 69 ؛ كشف الاسرار / ج 1 / ص 375.
400) يوسف / 3.
401) يوسف / 111.
402) يونس / 71.
403) شعراء / 69.
404) مائده / 27.
405) كشف الاسرار / ج 5 / ص 152.
406) تفسير موضوعى / ج 7 / ص 171.
407) يوسف / 93.
408) يوسف / 94 ؛ تفسير موضوعى / ج 7 / ص 150.
409) يوسف / 24.
410) يوسف / 24.
411) الميزان / ج 11 / ص 129.
412) يوسف / 16.
413) يوسف / 18.
414) يوسف / 26.
415) يوسف / 27.
416) يوسف / 93 ؛ تفسير موضوعى / ج 7 / ص 164.
417) يوسف / 91.
418) يوسف / 92 ؛ الميزان / ج 11 / ص .
419) الجامع لأحكام القرآن / ج 5 / ص 3487.

[ دوشنبه 08 خرداد 1391 ] [ 08:04 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا