|
مشعل هدایت قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
| ||
|
محیط اجتماعى عامل تربیتى مورد پذیرش دین و فلاسفه مى باشد و در هر دو دیدگاه این عامل از اهمیت ویژه برخوردار است. بیشتر فیلسوفان تربیت درباره نقش محیط در ساختن شخصیت، قضاوت یکسان دارند: آلفرد آدلر (روان کاو اتریشى درگذشته در سال ۱۹۳۷ م) عقیده دارد که تأثیر عوامل محیطى و اجتماعى در ساختار و رفتار فرد، بیش از شرایط زیستى و درون ساختى است.۱۴۸ مزلو (روان شناس امریکایى) خیرخواهى، نیک نفسى و صفا را طبیعى انسان دانسته و عقیده دارد که عوامل فرهنگى و عادات اجتماعى سبب انحراف و اختلال شخصیت است.۱۴۹ اریک فروم، بر این باور است که جامعه سالم، ظرفیت وتوانایى انسان را به عشق ورزى با هم نوعان، به کار بارور، به توسعه خرد و فهم، به داشتن حس خود بودن و… گسترش مى دهد و جامعه ناسالم و بیمار، سبب ایجاد دشمنى متقابل، بى اعتمادى، بهره کشى، استثمار و زوال حس خود بودن است.۱۵۰ آلپورت، روان شناس آمریکایى که صفات را عنصر اساسى شخصیت هر فرد و سبب دگرگونى هاى همگون و پایدار در رفتار مى شناسد، آنها را برخاسته ازمحیط اجتماعى مى داند.۱۵۱ استاد که در پى استنباط دیدگاه دین درباره نقش تربیتى محیط اجتماعى است، به صورت عینى مفهوم و گستره کاربرد آن را به مطالعه گرفته و براى اصلاح فرد، محیط سازى سالم را پیشنهاد مى نماید: استاد ضمن تأکید بر سازندگى محیط ها و معاشرت ها۱۵۲، عوامل سازنده محیط اجتماعى انسان را عبارت مى داند از: (سایر افراد با صفات و حالاتى که دارند و اعمالى که ازآنها سر مى زند و قوانین و مقررات و عادات و آدابى که بر آن اجتماع حکم فرماست.)۱۵۳ استاد حتى اصل انطباق با عمل (خود فرد) را که به معناى پیدایش ملکات با عمل است و ریشه قرآنى دارد: (بل ران على قلوبهم ماکانوا یکسبون) به عنوان شاخه اى از اصل انطباق با محیط مى پذیرد.۱۵۴ مفهوم سخن استاد این است که سازنده شخصیت انسان، محیط کوچک، یعنى اعمال خود او و محیط بزرگ یعنى اجتماع مى باشد. ازاینکه محبت اولیاى خدا را نیز در بحث معاشرت۱۵۵ مطرح کرده است این نکته قابل استفاده مى باشد که از نگاه استاد، معاشرت روحى و تماس معرفتى با الگوهاى معصوم، نیز در قلمرو محیط اجتماعى قرار دارد. به هر حال ایشان در توضیح (انطباق با محیط) مى نویسد: (قسمت اعظم اعمال و حرکات و عادات ما … روى حس تقلید و حکایت پیروى از دیگران ازما سر مى زند. دین اختصاص به کار بد یا کار خیر ندارد، در هر دو ناحیه هست و به همین دلیل است که پیشقدم در کار خیر، مزد و پاداشى برابر با سایر افراد پیرو دارد، و پیشقدم در فساد و خرابى هم کیفر مساوى با همه پیروان خویش دارد.)۱۵۶ (اینکه قرآن مى فرماید: (علمت نفس ما قدّمت و أخّرت) مقصود (از ما أخّرت) و آن چیزهایى که انسان پس از خودش باقى مى گذارد، همان است که در روایات از آنها تعبیر به (سنت حسنه) و (سنت سیئه) شده است. آدم هایى که هیچ اثرى باقى نگذارند به ندرت پیدا مى شوند و شاید اصلاً وجود نداشته باشند. انسان ها غالباً در شعاع هاى متفاوت، روى دوست ومعاشر خود تأثیرمى گذارند، بسا انسانى که از دنیا مى رود، نسبت (ما اخّر) او به (ما قدّم) او صدبرابر باشد، ما قدّم او خودش بوده، هفتاد سال عمر کرده است وما أخّر او این است که هزار سال رفته است، ولى هنوز بعد از هزار سال اثرش باقى است.)۱۵۷ معاشرت اثر دارد، معاشرت با صالحان اثر نیک فوق العاده دارد، و مجالست بدان، آثار سوء فوق العاده دارد، این امرى است اجتناب ناپذیر. پیامبر(ص) مى فرماید: (المرء على دین خلیله) ۱۵۸ انسان بر دین دوستش است. حضرت على(ع) مى فرماید: (مجالسه اهل الهوى منسأه للایمان.)۱۵۹ هم نشینى با هواپرستان فراموشى ایمان است، یا فراموشگاه ایمان است. خداوند خطاب به حضرت موسى(ع) مى فرماید: (فلایصدّنّک عنها من لایؤمن بها و اتّبع هواه فتردى) طه/۱۶ پس باز ندارد تو را (غافل نسازد) از یاد قیامت کسى که ایمان به آن ندارد و از تمایلات نفس پیروى مى نماید; و گرنه سقوط مى کنى. … خلاصه مواظب و مراقب تأثیر سوء آدم هاى بد باش، البته معنایش این نیست که از آنها کناره بگیر، بلکه توجه دادن به آثار بد معاشرت با آدم هاى بد است.)۱۶۰ استاد، به بحث درباره توصیه قرآن به مجالست با صالحان نپرداخته است، با اینکه توجه قرآن به این مطلب توجه جدى مى باشد، خداوند از زبان ستمکاران در روز قیامت مى فرماید: (و یوم یعضّ الظالم على یدیه یقول یا لیتنى اتّخذت مع الرسول سبیلاً. یا ویلتى لیتنى لم أتّخذ فلاناً خلیلاً. لقد أضلّنى عن الذکر بعد إذ جائنى) فرقان/۲۹ ـ ۲۷ روزى که انسان ستمکار از روى حسرت پشت دست به دندان گرفته بگوید: اى کاش من با پیامبر(ص) راه دوستى پیش مى گرفتم. واى بر من،اى کاش فلانى را دوست نمى گرفتم، که رفاقت او مرا از پیروى قرآن و رسول محروم ساخت و گمراه گردانید. استاد، مطلق معاشرت را مؤثر مى داند، ولى با پیدا شدن حالت ارادت، تغییر در انسان سرعت بیشتر مى گیرد، این کار اگر بجا باشد فوق العاده انسان را خوب مى سازد، و اگر نابجا باشد آتشى است که انسان را مى سوزاند. اینکه در اسلام توصیه به محبت و ارادت به اولیا شده فلسفه اش اصلاح و تربیت انسان است.۱۶۱ استاد، محیط سازى را براى تربیت بهترین راه شناسانده و با تکیه بر حس تقلید در انسان ها مى نویسد: (حال که چنین حسى در بشر هست پس چه بهتر که علاقه مندان واقعى به نیکى و خیر و صلاح، از همین حس عمومى بشر استفاده کنند و با پیش قدم شدن در راه خیر، بشر را به راه خیر هدایت کنند. آن که پیش قدم مى شود دو کار را به صورت یک کار انجام مى دهد، یکى اینکه خود آن عمل را که خیر است انجام مى دهد، دیگراینکه سِمَت هدایت و راهنمایى پیدا کرده است.)۱۶۲ استاد با اشاره به اینکه براى اصلاح دو راه وجود دارد; راه گفتن و نوشتن که راه فلاسفه و حکماست، و راه پیش قدم شدن که راه انبیاء است، مى نویسد: (حکما، تنها اهل نظریه، تعلیم و تدریس مى باشند و سر و کارشان تنها از راه زبان با افکار و ادراکات بشر است، ولى پیغمبران به آنچه مى گویند قبل از آن که از دیگران تقاضاى عمل بکنند خودشان عمل مى کنند و لهذا تا اعماق روح بشر نفوذ مى نمایند، قلب و احساسات بشر را تحت تأثیر و تصرف خویش در مى آوردند. سخن از زبان بیرون مى آید و از گوش مى گذرد، ولى عمل، موج و انعکاسى عمیق در روح دیگرى پدید مى آورد، تأثیر سخن هم وقتى هست که توأم با ایمان و عقیده و داغى روح باشد و اگر روح با ایمان بود قهراً عمل را هم به دنبال دارد.)۱۶۳ [ پنجشنبه 18 اسفند 1390 ] [ 15:49 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(1)
]
|
||
| [ تمام حقوق مادی ومعنوی این وبلاگ متعلق : به اکبر احمدی می باشد ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||