مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

گرچه استاد بر این باور است که خداوند براى پرورش جان انسان دو نوع از شدائد و سختى هاى تکوینى (غیراختیارى) و تشریعى (اختیارى) را فراروى انسان قرار داده است۱۳۶ و مطلق سختى ها از ضعیف، قوى، و از پست، عالى، و از خام، پخته مى سازد و خاصیت تصفیه، تخلیص، تهییج، تحریک و… دارد۱۳۷، ولى در زمینه تربیت، مقصود سختى هاى تشریعى است که از نگاه ایشان شامل اعمال عبادى و تمرین هاى مکرر دینى مى شود که نوعى ورزش روحى و نوعى ابتلا و تحمل شداید است۱۳۸ مثل روزه، حج، جهاد، انفاق و نماز که صبر و استقامت در انجام آنها موجب تکمیل نفوس و پرورش استعدادهاى عالى انسانى است.۱۳۹ و ایشان جهاد را عامل تربیتى مى داند که کارآیى آن را هیچ عامل دیگرى ندارد.۱۴۰. استاد همراه با یادآورى این مطلب که: اکسیر حیات دو چیز است; عشق و آن دیگرى بلاء، این دو نبوغ مى آفرینند و از مواد افسرده و بى فروغ، گوهرهایى تابناک و درخشان به وجود مى آورند، در رابطه با پایه هاى قرآنى این عامل مى گوید: مصیبت ها و شدائد براى تکامل ضرورت دارد، قرآن مى فرماید: (لقد خلقنا الانسان فى کبد) بلد/۴ همانا انسان را دررنج و سختى آفرینش قرار دادیم. آدمى باید مشقت ها تحمل کند و سختى ها بکشد تا هستى لایق خود را بیابد. تضاد و کشمکش، شلاّق تکامل است… امام على درنامه خود به عثمان بن حنیف براى اینکه راه بهانه جویى را ببندد، توضیح مى دهد که شرایط ناهموار و تغذیه ساده از نیروى انسان نمى کاهد. درختان بیابانى که از مراقبت مرتب باغبان محروم اند، چوب محکم تر و دوام بیشتر دارند، بر عکس درختان باغستان ها که باغبان ها به آنها رسیدگى کرده اند. نازک پوست تر و بى دوام ترند. (ألا و إنّ الشجره البریّه أصلب عوداً، و الروائع الخضره أرقّ جلوداً، و النباتات البدویه أقوى وقوداً و أبطأ خموداً.) ۱۴۱ خداوند مى فرماید: (ولنبلونّکم بشئ من الخوف و الجوع و نقص من الأموال و الأنفس و الثمرات و بشّر الصابرین) بقره/۱۵۵ حتماً شما را با اندکى از ترس، گرسنگى و آفت در مال ها و جان ها و میوه ها مى آزماییم و مردان صبور و با استقامت را مژده بده. ییعنى بلاها و گرفتارى ها براى کسانى که مقاومت مى کنند و ایستادگى نشان مى دهند، سودمند است و اثرات نیکى در آنان به وجود مى آورد. لذا در چنین وضعى باید به آنان مژده داد. در شکم گرفتارى ها و مصیبت ها، نیکبختى ها و سعادت ها نهفته است… قرآن کریم در زمینه همراه بودن سختى ها و آسایش ها مى فرماید: (فانّ مع العسر یسراً. إنّ مع العسر یسراً) انشراح/۵ـ۶ پس حتماً با سختى آسانى است، حتماً با سختى آسانى است. این سوره یادآورى مى کند که چگونه خدا بارسنگین وى را از دوشش برداشته و سختى اش را مبدل به آسانى کرده است، آن گاه به شیوه علوم تجربى از یک جریان واقع شده و مشهور نتیجه گیرى کرده، مى گوید: پس با هر سختى آسانى هست… … نکته جالب این است که بعد از نتیجه گرفتن این فرمول کلى، خط مشى آینده را نیز بر همین اساس تعیین مى فرماید: پس وقتى فراغت یافتى به کوشش پرداز: (فاذا فرغت فانصب). ییعنى چون آسانى در شکم تعب و رنج قرار داده شده است، پس هر وقت فراغت یافتى، خود را دوباره به زحمت بینداز و کوشش را از سر بگیر.)۱۴۲


و. احسان و تربیت

احسان که گونه خاصى از عمل است، در تفکر قرآنى شهید مطهرى، به معناى انسانیت دوستى و دلبستگى به ارزش هاى انسانى است و نه رفتار دلخواه انسان ها. به همین جهت خشونت هاى مشروع، از قبیل جهاد، قصاص و حدود به معناى دفاع از مصلحت، سعادت و انسانیت و تفسیرى از محبت است و نه استثنایى در رابطه با اصل کلى انسان دوستى.۱۴۳ احسان و محبت با چنین مفهومى جزء عوامل تربیتى شناخته شده است.۱۴۴ قرآن مى فرماید: (لاتستوى الحسنه و لا السیّئه); یعنى نیکى و بدى به مردم از نظر اثر همانندى ندارد. (ادفع بالتى هى أحسن); آن که به تو بدى کرده، تو به او نیکى کن. (فاذا الذى بینک و بینه عداوه کأنّه ولیّ حمیم) (فصلت/۳۴); همان کسى که با تو دشمنى دارد، تو اگر او را ببخشى و به او نیکى کنى، دشمنى او تبدیل به دوستى مى شود.۱۴۵ توصیه به احسان در قرآن یک توصیه عمومى است. مؤمنان حتى نسبت به کافران مى توانند محبت نمایند، البته اگر احسان به آنها باعث صدمه به دین و مسلمین نشود: ۱۴۶ (لاینهاکم الله عن الذین لم یقاتلوکم فى الدین و لم یخرجوکم من دیارکم أن تبرّوهم و تقسطوا الیهم) ممتحنه/۸ ـ ۷ خداوند، شما را از نیکى به کافران که در رابطه با شما جنگ نمى کنند و باعث آوارگى شما نشده اند باز نمى دارد. با توجه به هویت محبت آفرین احسان و نیز عمومى بودن آن، مى توان از نیکى به عنوان عامل رشد روابط اجتماعى و محبت متقابل در سطح انسان ها یاد نمود. اینکه استاد، اثر محبت را که احسان است،عامل تربیت قلمداد مى کند، در مورد غیراولیاى خداوند است، ولى درمورد پیغمبر، على(ع) و هر انسان کاملى، خود محبت و ارادت از نظر ایشان عامل تربیت است. با این تفاوت که کار چند ساله عوامل دیگر را یک روزه انجام مى دهد و چون مغناطیسى انسان را به سوى خود مى کشد. بر اساس چنین فلسفه اى محبت اولیا مطرح است. در زیارت (امین الله) آمده است: (اللهم فاجعل نفسی… محبّه لصفوه أولیائک); مرا دوست دار برگزیدگان اولیاء خود قرار ده.۱۴۷

[ پنج‌شنبه 18 اسفند 1390 ] [ 15:46 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران