مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

 1 - بيم دادن از روز حسرت
 «و انذرهم يوم الحسرة اذ قضى الامر و هم فى غفلة و هم لا يؤمنون» مريم، 39
 آنان را از روز حسرت بترسان در آن هنگام كه همه چيز پايان مى‏يابد و آنها در غفلتند و ايمان نمى‏آورند .

  2 - قيامت روز حسرت براى مسخره كنندگان
 «يا حسرة على العباد ما يأتيهم من رسول الّا كانوا به يستهزؤن» يس، 30
 افسوس بر اين بندگان كه هيچ پيامبرى براى هدايت آنان نيامده مگر اينكه او را استهزاء مى‏كردند .

  3 - قيامت روز حسرت براى كافران
 «و انّه لحسرة على الكافرين» حاقه، 50
 و آن (روز قيامت) مايه حسرت كافران است .

  4 - قيامت روز حسرت بر اعمال گذشته تبهكاران
 «قال الذين اتّبعوا لو انّ لنا كرة فنتبرّأ منهم كما تبرّءوا منّا كذلك يريهم اللَّه اعمالهم حسرات عليهم و ما هم بخارجين من النّار» بقره 167
در اين هنگام پيروان مى‏گويند كاش بار ديگر برمى‏گشتيم تا از آنها بيزارى جوييم آنچنانكه آنان امروز از ما بيزارى جستند آرى خداوند اينچنين اعمال آنها را بصورت حسرت زايى به آنان نشان مى‏دهد و هرگز از آتش دوزخ خارج نخواهند شد .

  5 - قيامت روز حسرت بر كوتاهى نسبت به اعمال
 «ان تقول نفس يا حسرتا على ما فرّطت فى جنب اللَّه و ان كنت لمن الساخرين» زمر 56
 اين دستورات براى آن است كه مبادا كسى روز قيامت بگويد افسوس بر من از كوتاهى‏هايى كه در اطاعت فرمان خدا كردم و از مسخره كنندگان بودم .


 روايات‏
 1 - كسب مال حرام‏
 قال على‏عليه السلام : «انّ اعظم الحسرات يوم القيامة حسرة رجل كسب مالاً فى غير طاعة اللَّه فورّثه رجلاً فانفقه فى طاعة اللَّه سبحانه فدخل به الجنة و دخل الاول به النار».
 به راستى كه در روز قيامت بزرگترين حسرت براى مردمى است كه مال و دارايى خود را در غير طاعت خدا به دست آورده و مردى ديگر آن را به ارث برده است و در طاعت خدا انفاق كرده و به خاطر آن داخل بهشت شده و مرد نخستين به سبب همان مال وارد دوزخ شده است . (نور الثقلين / 1 / 152)

  2 - غفلت از عمر گرانبها
 قال على‏عليه السلام : «فيالها حسرة على ذى غفلة ان يكون عمره عليه حجّة».
 پس حسرت و ندامت و بى‏خبرى بر فردى سزا است كه در (قيامت) عمرش بر او حجت و دليل باشد.
 (بحار / 91 / 337 ؛ نهج‏البلاغه / خطبه 64)

  3 - عدم ياد خداوند و امامان در مجالس‏
 قال الصادق‏عليه السلام : «ما اجتمع قوم فى مجلس لم يذكروا اللَّه و لم يذكرونا الاّ كان ذلك المجلس حسرة عليهم يوم القيامة».
 هيچ گروهى در مجلسى گرد هم جمع نمى‏شوند كه خداوند و ما امامان را ياد نمى‏كنند مگر آنكه آن مجلس براى آنها در قيامت عامل حسرت مى‏شود . (بحار / 75 / 468)

  4 - تعريف از عدالت و مخالفت در عمل‏
 عن الباقرعليه السلام «انّ اشدّ الناس حسرة يوم القيامة الذين وصفوا العدل ثم خالفوه».
 به راستى كه در روز قيامت كسانى بيش از همه مردم در حسرت و اندوه به سر مى‏برند كه از عدالت ستايش مى‏كردند و در عمل مخالفت مى‏ورزيدند. (صافى / 1 / 430؛ بحار / 2 / 28)

  5 - مخالفت با نصيحت عالم دلسوز
 قال على‏عليه السلام : «... فانّ معصية الناصح الشفيق العالم المجرّب تورث الحسرة و تعقّب الندامة».
 به راستى كه نتيجه نافرمانى پندآموز و نصيحت گر مهربان كه به همه چيز دانا و با تجربه و آزموده است حسرت و اندوه و در پى آن پشيمانى است . (بحار / 33 / 322)

  6 - فروختن آخرت‏
 قال رسول اللَّه‏صلى الله عليه وآله وسلم : «ان اشدّ النّاس ندامة يوم القيامة رجل باع آخرته بدنيا غيره».
 و در روز قيامت پشيمان‏ترين مردم كسى است كه آخرتش را به دنياى ديگران فروخته باشد. (بحار / 27 / 186)
 اشاره‏
 پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم فرمودند: شديدترين مردم از جهت پشيمانى و حسرت شخصى است كه فردى را به سوى خدا دعوت كند و او بر اثر اطاعت الهى به بهشت برود و دعوت كننده به خاطر پيروى از هواى نفس و آرزوى طولانى به جهنم وارد شود. (كافى 2 / 227)
 آياتى كه در قرآن پيرامون مسأله شفاعت بحث مى‏كند در حقيقت به چند دسته تقسيم مى‏شود گروه اول آياتى است كه بطور مطلق شفاعت را نفى مى‏كند مانند:
 «انفقوا مما رزقناكم من قبل ان يأتى يوم لابيع فيه و لا خلّة و لا شفاعة» بقره، 254
 از آنچه به شما روزى داديم انفاق كنيد پيش از آنكه روزى فرا رسد كه در آن نه خريد و فروشى است و نه دوستى و نه شفاعت .
 گروه دوم آياتى است كه (شفيع) را منحصراً خدا معرفى مى‏كند مانند:
 « قل للّه الشفاعة جميعاً» زمر، 44
 بگو تمام شفاعت از آن خداست .
 گروه سوم آياتى است كه شفاعت را مشروط به اذن و فرمان خدا معرفى مى‏كند مانند:
 « و لا تنفع الشفاعة عنده الا لمن‏اذن له» سبأ، 23
 هيچ شفاعتى نزد او جز براى كسانى كه اذن داده سودى ندارد .
 گروه چهارم آياتى است كه شرائطى براى شفاعت شونده بيان مى‏كند گاهى اين شرط را گرفتن عهد و پيمان نزد خدا معرّفى مى‏كند مانند:
 «لا يملكون الشفاعة الاّ من اتّخذ عند الرحمن عهداً» مريم، 87
 آنان هرگز مالك شفاعت نيستند مگر كسى كه نزد خداوند رحمان عهد و پيمانى دارد .
 گاهى شرط آنرا رضايت و خشنودى خدا معرفى مى‏كند:
 و لا يشفعون الاّ لمن ارتضى‏ انبياء، 28
 و آنها جز براى كسى كه خدا راضى به شفاعت براى اوست شفاعت نمى‏كنند .
 گروه پنجم آياتى است كه صلاحيت شفاعت شدن را از بعضى مجرمان سلب مى‏كند مانند سلب شفاعت از ظالمان كه مفهوم آن اين است كه شفاعت گروههاى ديگر را شامل مى‏شود:
 «ما للظالمين من حميم و لا شفيع يطاع» غافر، 18
 براى ستمكاران دوستى وجود ندارد و نه شفاعت كننده‏اى كه شفاعتش پذيرفته شود .
 و به اين ترتيب داشتن عهد و پيمان الهى يعنى ايمان و رسيدن به مقام خشنودى پروردگار و پرهيز از گناهانى چون ظلم و ستم جزء شرائط حتمى شفاعت است.
 (پيام قرآن 6 / 508)
 

[ یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 ] [ 08:26 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران