|
مشعل هدایت قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
| ||
|
نصر بن حارث كه از افراد هوشمند، زيرك و كاردان قريش بود و پاسى از عمر خود را در حيره و عراق گذرانده بود، از وضع شاهان ايران و دلاوران آن سامان مانند رستم ، اسفنديار و عقايد ايرانيان درباره خير و شر، اطلاعاتى داشت . او را براى مبارزه با پيغمبر (ص ) انتخاب كردند و (دار الندوه ) تصويب كردند نضر بن حارث با معركه گيرى در كوچه و بازار و نقل داستانهاى ايرانيان و سرگذشت شاهان آنان ، قلوب مردم را از استماع سخنان پيامبر به خود جلب كند، براى آن كه از مقام آن حضرت بكاهد و سخنان و قرآن او را بى ارزش جلوه دهد، مرتب مى گفت : مردم ، سخنان من با گفته هاى محمد (ص ) چه فرقى دارد؟ او داستان گروهى را براى شما مى خواند، كه گرفتار خشم و قهر الهى شدند، من هم سرگذشت عده اى را تشريح مى كنم كه غرق نعمت بودند و ساليان درازى است كه در روى زمين حكومت مى كنند.اين نقشه به قدرى احمقانه بود كه چند روز، بيشتر ادامه پيدا نكرد و خود قريش از شنيدن سخنان بيهوده نضربن حارث خسته شده و از دور او پراكنده شدند و نهايتا نقشه شوم قريش در رابطه با مقابله نمودن با سخنان پيامبر و قرآن به شكست انجاميد و باعث شد تا عده ديگرى نيز به اسلام ايمان آورند و مجذوب قرآن گردند. داستان حليمه سعديه حليمه دختر ابى ذويب از قبيله سعد بن بكر هوزان بوده است رسم اشراف عرب اين بود كه فرزندان خود را به دايه ها مى سپردند و دايگان معمولا بيرون شهرها زندگى مى كردند تا كودكان را در هواى صحرا پرورش دهند، رشد و نمو كامل و استخوان بندى آنها محكمتر شود. [ سهشنبه 08 فروردین 1391 ] [ 10:19 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
|
||
| [ تمام حقوق مادی ومعنوی این وبلاگ متعلق : به اکبر احمدی می باشد ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||