|
مشعل هدایت قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
| ||
|
«يا أهل الكتاب قد جائكم رسولنا يبيّن لكم على فترة من الرّسل ...»(620) سؤال: طبق عقيدهى ما، جامعهى انسانيت لحظهاى از نمايندهى خدا و فرستادگان او خالى نخواهد شد، پس چگونه ممكن است چنين فترتى وجود داشته باشد؟ پاسخ: بايد توجه داشت كه قرآن مىگويد: «على فترة من الرّسل»؛ يعنى رسولانى در اين دوران نبودند، اما هيچ مانعى ندارد كه اوصياى آنها باشند. به تعبير بهتر، «رسولان» آنهايى بودند كه دست به تبليغات وسيع و دامنهدارى مىزدند، مردم را بشارت و انذار مىدادند و سكوت و خاموشى جامعه را درهم مىشكستند و صداى خود را به گوش همگان مىرساندند. ولى اوصياى آنها همگى چنين مأموريتى نداشتند، حتى گاهى ممكن است آنها به علت يك سلسله عوامل اجتماعى در ميان مردم به طور پنهان زندگى داشته باشند. حضرت علىعليه السلام مىفرمايد: «اللّهم بل لا تخلوا الأرض من قائم للّه بحجّة اما ظاهراً مشهوراً أو خائفاً مغموراً لئلاّ تبطل حجج اللّه و بيّناته ...»؛ آرى! روى زمين هرگز از كسى كه قيام به حجت الهى كند، خالى نخواهد ماند، خواه آشكار و مشهود باشد يا پنهان و ناشناخته؛ براى اين كه احكام و دستورات الهى و نشانههاى خداوند از بين نرود.(621) امامت در كودكى «و ءاتيناه الحكم صبيّاً»(622) على ابن اسباط گويد: به خدمت امام جوادعليه السلام رسيدم (در حالى كه سن امام كم بود) من درست به قامت او خيره شدم تا به ذهن خويش بسپارم و به هنگامى كه به مصر بازمىگردم، كم و كيف مطلب را براى ياران نقل كنم. ناگهان امامعليه السلام رو به سوى من كرد و فرمود: اى على ابن اسباط! خداوند كارى را كه در مسألهى امامت كرد، مانند كارى است كه در نبوت كرده است. گاه مىفرمايد: «و ءاتيناه الحكم صبيّاً»؛ ما به يحيى در كودكى فرمان نبوت داديم، و گاه در بارهى انسانها مىفرمايد: «حتّى إذا بلغ أشدّه و بلغ أربعين سنة»؛(623) هنگامى كه انسان به بلوغ كامل عقل به چهل سال رسيد. بنا بر اين، همان گونه كه ممكن است خداوند حكمت را در چهل سالگى به انسان بدهد، در قدرت اوست كه آن را در كودكى به وى عطا كند.(624) امام صادقعليه السلام مىفرمايد: امام در قرآن كريم دو گونه است. گاهى خداوند مىفرمايد: «و جعلناهم أئمة يهدون بأمرنا»؛(625)يعنى به امر خدا مردم را هدايت مىكنند، نه به امر مردم؛ امر خدا را بر امر خودشان مقدّم مىشمرند و حكم او را برتر از حكم خود قرار مىدهند. در بخش ديگرى مىفرمايد: «و جعلناهم أئمّة يدعون إلى النّار»؛(626)ما آنها را پيشوايانى قرار داديم كه دعوت به دوزخ مىكنند؛ فرمان خود را بر فرمان پروردگار مقدّم مىشمرند و حكم خويش را قبل از حكم او قرار مىدهند و مطابق هوسهاى خود و بر ضدّ كتاب اللّه عمل مىكنند.(627) در اهميت مقام امامت همين بس كه خداوند متعال آن را در كلام خويش با دو قيد قرين ساخته است؛ «و جعلنا منهم أئمّة يهدون بأمرنا».(628)نخستين وظيفهى امام، هدايت و رهبرى جامعه به سوى اهداف و آرمانهاى الهى است كه اين مسئوليت خطير را با الهام از «عالم امر» به انجام مىرساند. قرآن كريم مقام رفيع امامت را كه منصب الهى است؛ «إنّى جاعلك للنّاس اماماً»،(631)در سه جهت بيان كرده است: [ پنجشنبه 11 خرداد 1391 ] [ 08:23 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
|
||
| [ تمام حقوق مادی ومعنوی این وبلاگ متعلق : به اکبر احمدی می باشد ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||