|
مشعل هدایت قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
| ||
|
از سجایای اخلاقی امام (علیه السلام) شخصی به حضور امام سجاد (علیه السلام) آمد، و نسبت به آن حضرت جسارت كرده و سخنان درشت و ناسزا گفت . امام سجاد (علیه السلام) سكوت كرد، و هیچ سخنی به او نگفت ، او رفت (با توجه به اینكه آن شخص در یك جریان شخصی نسبت به امام ناراحت شده بود، و مربوط به كیان دین نبود). امام به همراهانش فرمود: شنیدید كه این مرد، با من چگونه برخورد كرد؟ اینك دوست دارم ، با من نزد او برویم تا بنگرید جواب او را چگونه خواهم داد؟. همراهان با امام حركت كردند، شنیدند كه آن حضرت در مسیر راه ، مكرر این آیه را می خواند: والكاظمین الغیظ: از ویژگی های پرهیزكاران این است كه ، خشم خود را فرو می برند (آل عمران - 134). همراهان دریافتند كه امام با او برخورد شدید نخواهد كرد. وقتی امام سجاد (علیه السلام) به در خانه او رسید، او را صدا زد، او از خانه بیرون آمد، در حالی كه تصور می كرد با برخورد شدید امام ، روبرو خواهد شد، برخلاف انتظار شنیدند امام (علیه السلام) به او فرمود: برادرم ! اگر آنچه به من گفتی ، در من وجود دارد، از درگاه خدا، طلب آمرزش می كنم ، و اگر در من وجود ندارد، از خدا می خواهم كه تو را بیامرزد. آن مرد بین دو چشم امام را بوسید و عرض كرد: آنچه گفتم در وجود تو نیست بلكه من به آن سزاوارترم.
ضمانت آهو امام باقر(علیه السلام) فرمود: من و گروهی در حضور پدرم امام سجاد(علیه السلام) بودیم ، ناگهان آهوئی از صحرا آمد و در چند قدمی پدرم ایستاد و ناله كرد. حاضران به پدرم گفتند چه می گوید؟ پدرم فرمود: می گوید: بچه ام را فلانی صید كرده ، از روز گذشته تا حال شیر نخورده ، خواهش می كنم آن را از او گرفته و نزد من بیاور تا به او شیر بدهم . امام سجاد(علیه السلام) شخصی را نزد صیاد فرستاد و به او پیام داد آهو بچه را بیاور، آهو بچه را آورد، آهوی مادر تا بچه اش را دید چند بار دستهایش را به زمین كوبید و آه جانكاه و غم انگیزی كشید و بچه اش را شیر داد. سپس امام سجاد(علیه السلام) از صیاد خواهش كرد كه بچه آهو را آزاد كند، صیاد قبول كرد، امام آهو بچه رااز او گرفت و به مادرش بخشید، آهو با همهمه خود سخنی گفت و همراه بچه اش به سوی صحرا رفتند. حاضران به امام سجاد(علیه السلام) گفتند :آهو چه گفت ؟ امام فرمود: برای شما در پیشگاه خدا دعا كرد و پاداش نیك از برای شما طلبید. كنترل خشم روزی یكی از بستگان امام سجاد(علیه السلام) در حضور جمعی ، بر سر موضوعی بر امام سجاد(علیه السلام) سخنان نامناسب گفت . امام سجاد(علیه السلام) سكوت كرد، سپس آن شخص رفت ، امام سجاد(علیه السلام) به حاضران فرمود: آنچه را این مرد گفت ، شنیدید، و من دوست دارم كه همراه من بیایید و نزد او برویم ، تا جواب او را بدهم و شما بشنوید. حاضران ، موافقت كردند، امام سجامد(علیه السلام) با آنها رهسپار شدند، در راه مكرر می فرمود و الكاظمین الغیظ (از صفات پرهی زكاران فرو بردن خشم است) (آل عمران 134). حاضران فهمیدند كه آن حضرت ، پاسخ درشت به او نخواهد داد، همچنان با آنحضرت حركت كردند تا به منزل آن مرد بدگو رسیدند، او را صدا زدند، او از خانه خارج گردید، امام سجاد(علیه السلام) به او فرمود: ای برادر! اگر آنچه به من نسبت دادی در من هست ، از درگاه خدا، طلب آمرزش می كنم ، و اگر در من نیست ، از خدا می خواهم كه تو را ببخشد. آن مرد، سخت تحت تاءثیر بزرگواری امام قرار گرفت ، و به پیش آمد و بین دو چشم امام را بوسی د و عرض كرد: بلكه من سخنی به تو گفتم كه در تو نبود، ومن سزاوار به آن سخن هستم به این ترتیب امام سجاد(علیه السلام) درس بردباری و حفظ رابطه خوی شاوندی و كنترل خشم را به ما آموخت . سه مصیبت بزرگ مردی به محضر امام سجاد(علیه السلام) آمد، و از حال و روزگار دنیای خود شكایت كرد، امام سجاد(علیه السلام) فرمود: مسكین ابن آدم ، له فی كلّ یوم ثلاث مصائب لایعتبر بواحده منهن ، و لو اعتبر لهانت المصائب و امر الدنیا... : بیچاره انسان كه در هر روز، دستخوش سه مصیبت است كه از هیچیك عبرت نمی گیرد، در صورتی كه اگر عبرت می گرفت ، مصائب دنیا برای او آسان می شد. 1 هر روز كه از عمر او می گذرد از عمر او كاسته می گردد، در صورتی كه اگر از مال او چیزی كاسته می شد قابل جبران بود، ولی كاهش عمر قابل جبران نیست . 2 هر روز، رزقی كه به او می رسد اگر از راه حلال باشد، حساب دارد، و گرنه عقاب دارد (و این حساب و عقاب در دادگاه الهی در انتظار او است .) 3 مصیبت سو از همه بزرگتر است ، و آن اینكه هر روز كه از عمر انسان می گذرد، به همان اندازه به آخرت نزدیك می گردد، ولی نمی داند كه رهسپار بهشت است یا دوزخ ؟ اگر براستی در فكر این سه مصیبت باشد، گرفتاریهای مادی ، در برابر آنها ناچیز است و آسان خواهد شد. [ یکشنبه 04 تیر 1391 ] [ 09:52 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
|
||
| [ تمام حقوق مادی ومعنوی این وبلاگ متعلق : به اکبر احمدی می باشد ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||