مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

استاد بر اساس تحقیق معنى شناسانه اى درباره واژه (لبّ) که در قالب تعبیر (اولوا الالباب) در قرآن تکرار شده است، مى فرماید: لبّ به معنى عقل رها شده از قید و بند وهم و خیال است. عقلى که به استقلال رسیده و مرحله خامى و مغلوبیت وهم و خیال را پشت سر نهاده است مى تواند با مطالعه عالم شهادت به مرز عالم غیب قدم گذارد. قرآن مى فرماید: (ان فى خلق السموات و الأرض و اختلاف اللیل و النهار لآیات لأولى الالباب) آل عمران/ ۱۹۰ ییعنى در خلقت آسمان و زمین، در مشاهده همین پیکره عالم و پوسته و قشر عالم، نشانه ها و دلایلى براى روح عالم و لبّ و مغز عالم هست، ولى براى کسانى که خودشان داراى لبّ و مغز و هسته هستند (الذین یذکرون اللّه قیاماً و قعوداً و على جنوبهم و یتفکّرون فى خلق السموات و الأرض ربّنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانک فقنا عذاب النار) آل عمران/ ۱۹۱ آن کسانى که در لبّ خود و مغز و هسته وجودى خود با خداى عالم و مرکز و روح عالم ارتباط پیدا مى کنند، در همه حال در یاد او هستند، در همه حال در نظام عالم فکر مى کنند، مى رسند به آنجا که به حرکت غائى و تسخیرى موجودات پى مى برند و مى فهمند که عبث نیست، و قیامت و رسیدگى نتیجه اعمالى در کار است.۹۹ عقل آزاد در حوزه هایى چند، بایستى به تحلیل و بهره گیرى از آگاهى ها یش، براى نتیجه گیرى تازه تر، بپردازد که یکى از آنها تفکر در نظام عالم است که از طریق آن خدا را بیشتر بشناسد. این هم عبادت است و هم تفکر عملى. ۱۰۰ انسان در هر مرحله اى از مراحل رشد و تعالى باشد از مطالعه هستى بى نیاز نیست، قرآن مى فرماید: کسانى که داراى ایمان مطلق ـ که مثل ایمان از پشت پرده است ـ هستند، علائم و نشانه هایى براى آنها در آسمان ها و زمین هست، (إنّ فى خلق السموات و الأرض لآیات لقوم یوقنون) جاثیه/۳ آنها که به مرتبه یقین رسیده اند، یعنى پرده از جلو چشم شان برداشته شده است و به مرحله شهود یا مثل شهود دست یافته اند، نشانه توحید مورد نیازشان براى آنها وجود دارد; درآفرینش آدمیان و انواع حیوانات پراکنده در زمین (و فى خلقکم و ما یبثّ من دابّه آیات لقوم یوقنون) جاثیه/۴ آنها که اقلاً عقل شان را حفظ نموده اند، به مطالعه آیات الهى روى آورند، در رفت و آمد شب و روز، بارانى که به امر الهى از آسمان مى بارد و زمین مرده را زنده مى سازد و وزش بادها ۱۰۱ (و اختلاف اللیل و النهار و ما انزل الله من السماء من رزق فأحیا به الأرض بعد موتها و تصریف الریاح آیات لقوم یعقلون) جاثیه/۵ گاهى انسان خود را به عنوان یک موضوع علمى موضوع تفکر قرار مى دهد و این جزء تفکر درباره آفرینش است، وگاهى به قصد چیرگى بر سرنوشت و جلوگیرى از اسارت در دام محیط به تفکر اخلاقى دست مى زند و این چیزى است شبیه (محاسبه النفس)، یعنى انسان در شبانه روز فرصتى براى خودش قرار دهد و به خود فرو رفته کارهاى گذشته، تصمیم هاى جدید، رفقا و همنشین ها و مواد مطالعاتى و خلاصه درباره اوضاع و تصمیمات خود و تأثیر تربیتى آنها فکر کند. پیامبر(ص) فرمود: (اذا هممت بأمر فتدبّر عاقبته.)۱۰۲ هرگاه درباره امرى تصمیم گرفتى نهایت آن را با دقت درنظربگیر. اساساً لغت (تدبّر) از ماده (دبر) است و معناى عاقبت بینى را دارد; یعنى تنها چهره کار را نبین و پشت سرکار را ببین.۱۰۳ سومین حوزه اى که باید عقل در آن به تجزیه و تحلیل بنشیند، سرنوشت و سرگذشت اقوام و ملل گذشته است که در متن قرآن به آن توجه شده است. قرآن حکایاتى را که مایه هاى آموزشى در آن زیاد است، یادآورى مى کند۱۰۴ و مى فرماید: (فاقصص القصص لعلّهم یتفکّرون) اعراف/۱۷۶ پس این حکایت ها را بازگوى تا شاید آنها به تفکر بپردازند.


ب. ایمان و تربیت

از نگاه شهید مطهرى (علم که مکمل عقل و در واقع عقل اکتسابى مى باشد، روشنایى است که محیط را روشن مى کند، انسان مى فهمد چه مى کند، مى فهمد که اگر بخواهد به فلان مقصد برسد، از اینجا باید برود.)۱۰۵ علم میزان توانایى انسان را براى ساختن آینده بالا مى برد، مشکل این است که انسان چه مطلوبى باید داشته باشد.۱۰۶! (البته علم سعى دارد انسان را همان گونه که به جهان آگاهى مى رساند، به خود آگاهى نیز برساند، علم النفس ها چنین وظیفه اى بر عهده دارند، اما خود آگاهى هایى که علم مى دهد مرده و بى جان است، شورى در دلها نمى افکند و نیروهاى خفته انسان را بیدار نمى کند.)۱۰۷ استاد با چنین تحلیلى مى خواهد ضمن اثبات بى کفایتى رشد عقلى و آگاهى هاى تجربى براى تکامل انسان، ضرورت ایمان را مطرح نماید. استاد بر این باور است که دعوت به ایمان [یا ایها الذین آمَنوا آمِنوا] دعوت به کمال است، چون در سایه ایمان، پیوند انسان با حق و حقیقت نهفته است و نفس پیوند انسان با حق از نظر اسلام، کمال است; و درعین حال آثارى نیز براى انسان به ارمغان مى آورد.۱۰۸ ایمان ضمن اینکه منبع امید و رجاء است و توکل و اعتماد وامیدوارى مى آورد، از آرزوهاى شیطانى جلوگیرى مى کند۱۰۹ ومؤمن هیچ گاه خود را بى مددکار و بى غمخوار نمى بیند، همیشه در نماز مى گوید: (ایّاک نعبد و ایّاک نستعین); به خواست انسان نیز جهت مى دهد و آن را از انحصار مادیات خارج مى کند و معنویات را نیز جزء خواست ها قرار مى دهد، با دراختیار گرفتن اختیار انسان و سوق دادن او در مسیر حق و اخلاق، ایمان انسان را مى سازد، و انسان با نیروى علم، جهان را.۱۱۰ ایمان، پشتوانه، زیربنا و منطق تمام اصول اخلاقى، سرسلسله و مبناى همه معنویات: (کرامت، شرافت، تقوا، عفت، امانت، راستى، درستکارى، فداکارى، احسان، صلح، طرفدارى از عدالت و…) است، زیرا تمام آنها مغایر با اصل منفعت پرستى و مستلزم یک نوع محرومیت مادى است، و اثر ایمان به خداى عادل حکیم این است که کار خوب و صفت خوب، نزد خدا از بین نمى رود: (ان الله لایضیع أجر المحسنین)۱۱۱ بنابراین تقوا به معناى خود نگهدارى از بدى ها براى خدا ـ۱۱۲ که عامل تسلط بر نفس و تقویت اراده است ـ۱۱۳ نیز بر ایمان استوار است. به همین دلیل قرآن تقوا و رضاى الهى را اساس و زیربناى مستحکم شخصیت انسان مى شناساند: (أفمن أسّس بنیانه على تقوى من الله و رضوان خیر أم من أسّس بنیانه على شفاجرف هار) توبه/۱۰۹ ییعنى آیا آن کس بهتر است که بناى کار خود را بر تقوى و رضاى خدا قرار داد، یا آن کس که بناى کار خود را بر لب پرتگاه قرار داده که زیر آن خالى است; مشرف به سقوط است. کسى که تکیه گاه اخلاق و شخصیتش غیرخدا باشد، مانند این است که بر پرتگاه مشرف به سقوط گام بر مى دارد.۱۱۴ با شکل گیرى تقوا که دستاورد ایمان۱۱۵ و تقویت حکمت نظرى و وسیله تقویت اراده تشکیل شخصیت انسانى است، در حوزه حکمت و عقل عملى نیز تحول درخور توجهى به وجود مى آید، و آن عبارت است از ازمیان رفتن حاکمیت هوا و هوس و افزایش قدرت تشخیص و شناخت نسبت به خود، دواى خود، مفهوم خوب و بد، خیر و شر و راهى که بایستى پیش گرفته شود۱۱۶! قرآن در این رابطه مى فرماید: (إن تتقوا الله یجعل لکم فرقاناً) انفال/۳۵ اگر تقواى الهى را پیشه کنید، به شما فرقان و قدرت تمیز مى دهد. در سایه چنین روشن بینى، انسان توفیق محاسبه خود را به دست مى آورد که در سخنان استاد وسیله امتیاز انسان از سایر امور تربیت پذیر، قلمداد شده است: از ویژگى هاى انسان این است که مربى خارجى براى او کافى نیست و باید خود او نیز مربى خود باشد، دو شخصیت پیدا کند; از یک نظر فرمانده باشد و از یک نظر فرمان پذیر، از یک نظر ملامت کن باشد و از یک نظر ملامت پذیر، براین اساس، قرآن عامل تربیتى ابتکارى محاسبه را پیشنهاد مى نماید و مراقبت ازخویش و محاسبه اعمال خویش را به عنوان کالاى پیش فرستاده شده به آخرت، توصیه مى نماید:۱۱۷ (یا ایها الذین آمنوا اتقوا اللّه ولتنظر نفس ما قدّمت لغد و اتقوا اللّه إنّ اللّه خبیر بما تعملون) حشر/۱۸ اى اهل ایمان! تقوا پیشه کنید و هر کس باید بنگرد که براى فردایش چه چیز از پیش فرستاده و از خدا بترسید که همانا خداوند به اعمال شما آگاه است. (و ما تقدّموا لأنفسکم من خیر تجدوه عنداللّه) بقره/۱۱۰ و هرکار خیرى را که براى خود از پیش مى فرستید، آن را نزد خداوند خواهید یافت. بر اساس این سخن شهید مطهرى، استغفار که مورد توجه جدى قرآن است، به معناى محاسبه نفس و حساب کشیدن از خود است.۱۱۸ بحث محاسبه وسعتى به گستردگى بحث استغفار در قرآن پیدا مى کند.

[ چهارشنبه 17 اسفند 1390 ] [ 15:48 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران