|
مشعل هدایت قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
| ||
|
«الحمد للّه ربّ العالمين» تمام تلاش انبياعليهم السلام براى دستيابى مردم به توحيد ربوبى بوده است و در موضوع ربوبيت، با انسانها همواره درگير بودهاند. در مسألهى توحيد واجب و توحيد خالقيت كه از مسائل عقلى و نظرى هستند، چندان با كسى اختلاف نداشتند. مشركان از پذيرش توحيد خالقى استنكاف نمىورزيدند؛ «و لئن سئلتهم من خلق السّموات و الأرض ليقولنّ اللّه».(155) آرى خدايى كه آسمانها و زمين را خلق كند، اما كارى با انسانها نداشته باشد و انسان در برابر او مسئول نباشد، چنين خدايى را همهى بت پرستها قبول داشتند. انبيا مىگفتند: آن كه آفريد، بايد بپروراند، ديگران مىگفتند: اصلاً بشر رب نمىخواهد يا اين بتها و ستارهها و امثال آن ربوبيت انسانها را عهده دارند. پس براى اين كه از زير بار طاعت و مسئوليت بيرون بروند، ربوبيّت را نمىپذيرفتند. گفتنى است كه قرآن كريم توحيد ربوبى خداى سبحان را از دو راه اثبات مىكند: الف - بر پايهى تحليل عقلى مرجع ربوبيت خالقيت است. پس اگر خالقيت خدا را قبول داريد، بايد ربوبيّتش را هم بپذيريد. زيرا در ربوبيت نوعى خلقت نيز وجود دارد. ب - كسى مىتواند ربّ باشد كه چيزى را آفريده باشد، اگر كسى چيزى را آفريد، مىتواند آن را بپروراند؛ «ربّنا الّذى اعطى كلّ شىء خلقه ثمّ هدى».(156) تفاوت احد با واحد «قل هو اللّه أحد» «اليه يصعد الكلم الطّيّب و العمل الصّالح يرفعه»(158) «بسم اللّه الرّحمن الرّحيم * قل هو اللّه أحد * اللّه الصّمد * لم يلد و لم يولد * و لم يكن له كفواً أحد» - منظور از شهادت خداوند، شهادت عملى و فعلى است، نه قولى؛ يعنى خداوند با پديد آوردن جهان آفرينش كه نظام واحدى در آن حكومت مىكند و قوانين آن در همه جا يكسان و برنامهى آن يكى است و در واقع يك واحد به هم پيوسته و يك نظام يگانه است، عملاً نشان داده كه آفريدگار و معبود در جهان يكى بيش نيست و همه از يك منبع سرچشمه مىگيرند. بنابر اين، ايجاد اين نظام واحد، شهادت و گواهى خداست بر يگانگى ذاتش، اما شهادت و گواهى فرشتگان و دانشمندان جنبهى قولى دارد و اين گونه تفكيك در آيات قرآن كريم وجود دارد. مثلاً در آيهى: «إنّ اللّه و ملئكته يصلّون على النّبىّ»، خداوند و فرشتگان بر پيامبر درود مىفرستند. درود از ناحيهى خدا چيزى است و از ناحيهى فرشتگان چيز ديگر؛ از ناحيهى خدا، فرستادن رحمت است و از ناحيهى فرشتگان، تقاضاى رحمت.(162) - سؤال: در اين آيهى شريفه مدّعى وحدانيت خود خداوند است، پس چگونه مدعى مىتواند خودش شاهد باشد؟ در پاسخ مىتوان گفت: شاهد حقيقى جز خداوند نيست. زيرا او همهى اشيا را آفريده و آنها را دليل و نشانهى وحدانيت خويش قرار داده است و اگر اين دلايل وجود نداشت، شهادتى حاصل نمىگشت و پس از آن كه اين دلايل را قرار داد، علما را نيز به معرفت اين دلايل موفق گردانيد، وگرنه دانشمندان از معرفت الهى عاجز بودند. بنا بر اين شاهد حقيقى به وحدانيت حق تعالى، خود خداوند است. از اين رو قرآن مىفرمايد: «قل أىّ شىء أكبر شهادة قل اللّه»(163). [ دوشنبه 01 خرداد 1391 ] [ 17:17 ] [ mashalehedayt ]
[
ارسال نظر(0)
]
|
||
| [ تمام حقوق مادی ومعنوی این وبلاگ متعلق : به اکبر احمدی می باشد ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||