این نكته با توجه به خاتم پیامبران بودن آن حضرت روشنتر میشود. نكته شایان توجه اینكه از آنجا كه سعادت واقعی انسان در قرب به خداوند متعال است و قرب به خداوند بستگی كامل به حاكمیت دین حق بر جامعه بشری دارد و تمام مراحل پیشین و حتی اجرای عدالت و امنیت عمومی برای آن استكهمردم آزادانه به عبادت خالص الهی بپردازند و به بالاترین مراحل قرب الهی دستیابند، قرآن مجید میفرماید: خداوند به كسانی كه ایمان آورده و عمل صالح انجام دهند وعده داده است كه آنان را جانشینان و وارثان زمین گرداند، دینی را كه برای آنان پسندیده ستبرایشان مستقر سازد، به آنان امنیت ارزانی دارد تا تنها او را بپرستند و همتایی برای او در نظر نگیرند. [1]
7- خروج از ظلمتها به سوی نور
«كتاب انزلناه الیك لتخرج الناس من الظلمات الی النور» (ابراهیم:2); این قرآن كتابی است كه ما به سوی تو فرستادیم تا مردم را به امر خدا، از ظلمات (جهل و كفر) بیرون آوری و به عالم نور برسانی.
«نور» و «ظلمت» در این آیه مصادیق فراوانی دارد كه از یك سو، كفر و نفاق و زنگارهای دل و هرگونه عاملی را كه موجب دوری و جدایی از خداست و از سوی دیگر، مراتب قرب به خداوند از آغاز تا پایان را دربر میگیرد. بنابراین، مراتب گوناگون تقرب به خداوند مصادیق گوناگون خارج شدن از ظلمتها به نور است كه یكی از اهداف قرآن به شمار میآید.
هدایتبه راههای امن و صراط مستقیم
«قد جاءكم من الله نور و كتاب مبین یهدی به الله من اتبع رضوانه سبل السلام... ویهدیهم الی صراط مستقیم» (مائده:15 و16); برای هدایتشما نوری عظیم و كتابی با حقانیت آشكار آمد. خدا با آن كتاب هركه را در پی رضا و خشنودی او ستبه راههای سلامت و صراط مستقیم رهنمایی میكند.
قرآن كریم، كه نوری از سوی خداوند متعال است، كسانی را كه در پی كسب خشنودی خدا باشند به راههایی كه از هر نظر سلامت است و كسی را كه در آن پای نهد به سلامتبه سر منزل مقصود - كه خداست - میرساند، هدایت میكند. این راهها میتواند در طول یكدیگر و نیز در عرض هم باشند. كسانی كه در این راهها قدم میزنند در هر قدم، از ظلمتی رهایی یافته و به نوری نایل میشوند و سرانجام، از سبل امن به شاهراه هدایت (صراط مستقیم) راهنمون میشوند.
9- ورود به رحمت ویژه الهی و هدایتبه ذات او
«یا ایها الناس قد جاءكم برهان من ربكم و انزلنا الیكم نورا مبینا فاما الذین آمنوا بالله و اعتصموا به فسیدخلهم فی رحمة منه و فضل و یهدیهم الیه صراطا مستقیما» (نساء:174 و 175); ای مردم، برای هدایتشما از جانب خدا برهانی محكم آمد و نوری تابان به سوی شما فرستادیم. پس آنان كه به خدا گرویدند و به او متوسل شدند به زودی، آنها را به جایگاه رحمت و فضل خود در خواهد آورد و به راه راست رهنمایی مینماید.
مؤمنانی كه به این ریسمان نورانی الهی چنگ زنند و پناه برند خداوند، خود، ایشان را در رحمت و فضل ویژهاش وارد میسازد و از صراط مستقیم ویژهای، ایشان را به ذات اقدس خود راهنمایی میكند. آنان در این جهان از همنشینان خدا و در سرای آخرت نیز در پایگاهی رفیع و راستین در آستان مقدس الهی خواهند بود. در آیه دیگری میفرماید: «ان المتقین فی جنات ونهر فی مقعد صدق عند ملیك مقتدر» (قمر:54 و 55); اهل تقوا در باغها و كنار نهرهای بهشت منزل گزیدهاند، در منزلگاه صدق و حقیقت، نزد خداوند عزت و سلطنت جاودانی متنعماند.
قرآن مجید در كنار اهدافی كه برای خود برمیشمرد، موانعی را نیز برای بهرهمندی از قرآن و رسیدن به اهداف آن مطرح كرده است. در این بخش، ابتدا شروط و سپس موانع بهرهمندی از آن مطرح میگردد:
الف _ شروط بهرهمندی از قرآن
قرآن مجید در كنار اهدافی كه برای خود برمیشمرد، شروط و موانعی را نیز برای بهرهمندی و رسیدن به آن اهداف مطرح كرده است. در این بخش، ابتدا شروط و سپس موانع بهرهمندی از قرآن را مطرح میكنیم:
1- در پی علم و یقینبودن
یكی از شروط مهم برای بهرهمند از قرآن آن است كه انسان در پی دستیابی به علم و یقین باشد، بخواهد به حقایق پی برد و بر گمان و حدس و امثال آن تكیه نكند. قرآن مجید در پاسخ به مشركان و در مقام نفی شرك، همواره میگوید كه آنان دنبال گمان، تقلید و شكاند و نسبتبه مدعای خویش یقین ندارند; اگر راست میگویند دلیل قاطعی بر مدعای خود بیاورند. به هر حال، اگر كسانی به دنبال هواهای نفسانی خود باشند و یا بر اساس گمان و شك بخواهند زندگی خود را بنا نهند، از قرآن بهرهای نخواهند برد. در آیه 11 سوره توبه میفرماید: «قد فصلنا الایات لقوم یعلمون.» در آیه 11 بقره نیز میفرماید: «قد بینا الایات لقوم یوقنون.» مشابه این، آیاتی است كه چنین بیانی دارند:«لقوم یفقهون» (انعام:98)، «لقوم یتفكرون» (یونس:24)، «لاولی الالباب» (آلعمران:190).
2- در اختیارداشتن قلب خود
در آیاتی از قرآن مجید میفرماید: «ان فی ذلك لذكری لمن كان له قلب» (ق:37); در این، پند و تذكری استبرای آنكه دارای قلب هوشیاری باشد.
انسان در اثر گناه و یاغفلت گاهی قلب و دل خود را در اختیار شیطان،هواینفس، غرایزحیوانیوانسانهایمنحرفقرارمیدهد و آنان دلش را میربایند. كسی كه دل ندارد - یعنی، دل را به دیگری سپردهاست واو هرگونه كه میخواهد بر آن حكم میراند - نمیتواند از قرآن بهرهمند شود. كسی از قرآن بهرهمند میشود كه بر دل خود مسلط باشد. در روایات آمده است كه اگر شیاطین پیراموندلپرسهنمیزدندوآنرااحاطهنمیكردندانسانمیتوانستبه ملكوت جهان نظر كند و حقایق هستی را دریابد. باید دل در اختیار انسان باشد تا آن را در اختیار قرآن و حقایق آن قرار دهد; در نتیجه، متاثر شود و به سوی كمال خویش حركت كند.
3- حیات و زنده(دل) بودن
در آیه 70 سوره یس میفرماید: «لینذر من كان حیا»; قرآن نازل شده است تا كسانی را كه زندهاند بیم دهد. برخی انسانها مردهاند و مرده را هرقدر صدا بزنی، موعظه كنی یا حقایق را برایش بازگو كنی اثری نخواهد داشت. انسانهایی كه در اثر گناه بر قلبهاشان مهر خورده و راه نفوذ معارف حق را بر خود بستهاند وقتی حقایق و آیات الهی را میشنوند، ذرهای تاثیر در آنان نمینهد; گویا چنین حقایقی را نشنیدهاند. منافقان مظهر كامل این حالت مردگی و مؤمنان حقیقی مظهر كامل زندهدل بودناند. قرآن مجید میفرماید: «ا و من كان میتا فاحییناه و جعلنا له نورا یمشی به فی الناس كمن مثله فی الظلمات لیس بخارج منها» (انعام: 122); آیا كسی كه مرده بود و او را زنده كردیم و برایش نوری قرار دادیم كه با آن در بین مردم حركت میكند مانند كسی است كه در تاریكیها به سر میبرد و از آن خارج نیست؟
انسانهای زنده، كه باتقوا هستند، با نور خدا حركت میكنند و در برخورد با شیاطین، هوشیارانه عمل مینمایند: «ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذكروا فاذا هم مبصرون» (اعراف:201); اهل تقوا را چون وسوسه و خیالی از شیطان به دل رسد، همان دم خدا را به یاد آورند و همان لحظه بصیرت و بینایی پیدا كنند.
4- در پی خشنودی خدابودن
انسانها در هر عملی كه انجام میدهند، علاوه بر علم و آگاهی، انگیزهای نیز دارند و باید داشته باشند، ولی انگیزهها در افراد و موقعیتهای گوناگون متفاوت است; گاهی كارها برخاسته از انگیزههای حیوانی و نفسانی مانند سیركردن شكم و تامین لذایذ مادی است و گاهی انسان فراتر از سطح حیوانات قرار میگیرد. در این صورت، انگیزههای مادی نمیتواند محرك اصلی او باشد و آنچه در پی آن است موضوعی فراتر از تامین لذایذ مادی خواهد بود. در این میان، آنان كه عشق به حقایق دارند با كشف مطالب علمی دلخوش میشوند و حداكثر با درك مفاهیمی كه از معنویات حكایت دارد، سرمست میشوند; ولی اگر انسان با خدا آشنا شود، خدا را خوب بشناسد و به او معتقد گردد بالاترین لذت برای او خشنودی خداست; نه در انجام اعمالش انگیزه دنیوی دارد و نه امیدی به نعمتهای بهشتی و نه خوفی از عقوبتهای اخروی در خود مییابد. چنین افرادی حتی اگر خدا نعمتهای بهشتی را هم در اختیارشان قرار ندهد یا عقوبتشان كند از او ستبرنمیدارند; زیرا خشنودی خدا برایشان از همه چیز بالاتر است.
خداوند درباره اینان میفرماید: «یهدی به الله من اتبع رضوانه سبل السلام ... و یهدیهم الی صراط مستقیم» (مائده:16); خداوند كسانی را كه در پی خشنودی او باشند... به وسیله قرآن به راههای امن هدایت میكند و آنان را به صراط مستقیم رحمت و قرب خویش رهنمون میگردد.
5- تقوا
(در این زمینه در قسمت اهداف قرآن در بعد گرایش سخن گفته شد. بدانجا رجوع كنید.)
6- خشیت و خوف
یكی دیگر از شروط بهرهمندی از قرآن، كه مرتبط با انذار و بیمدادن قرآن میباشد، خوف و خشیت است. در سوره یس، پس از آنكه هدف قرآن را انذار و بیمدادن مردم میداند و متذكر میشود كه منافقان از انذار قرآن بهرهای ندارند، میفرماید: «انما تنذر من اتبع الذكر و خشی الرحمن بالغیب فبشره بمغفرة و اجر كریم» (یس:11); فقط كسی از بیمدادن تو بهره میبرد كه پیرو قرآن باشد و از خداوند رحمان خشیت داشته باشد، پس او را به آمرزش و پاداش ارجمند الهی بشارت ده.
1 نور: 55
فصلنامه معرفت, ش24