مشعل هدایت
قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی
نويسندگان

واژه آبرو، مركّب از «آب» و «رو» (روى) به معناى اعتبار، حرمت، شرف، وجاهت، عِرض،[1] و معادل عربى آن «ماءالوجه» است؛ امّا در روايات، بيش‌تر واژه «عِرض» براى اين معنا به كار رفته و كاربرد آن از «ماءالوجه» بيش‌تر است. هيچ‌يك از اين دو واژه، در قرآن نيامده است. «وجيه» به معناى آبرومند، فقط دوبار در قرآن‌كريم آمده است.(آل‌عمران/3، 45؛احزاب/33،69) افزون بر اين، واژگانى از مادّه «عفّ» به معناى خوددارى از كار زشت و جلوگيرى از تمايلات درباره حفظ آبرو، و‌از مادّه «فضح» به معناى پرده از روى عيب ديگرى برداشتن و عيوب او را آشكار كردن، براى ريختن آبروى ديگران به كار مى‌رود. واژه اخير، فقط يك بار در قرآن به شكل «لاتَفضَحونَ» (حجر/15،68) از زبان لوط(عليه السلام)نقل شده است.

 


برخى از واژگان ديگر مرتبط با آبرومندى و بى‌آبرويى عبارت است از: واژگانى از مادّه «كرامت»، «حب» ومشتقّاتش، «عزّة»[2] و مشتقّات آن، واژه «ذلّة»* كه در برخى موارد به معناى خوارى است. هر دو واژه عزّت و ذلّت در آيه 26 آل‌عمران/3 در مقابل هم آمده و آن‌ها را فقط به دست خداوند دانسته استو‌تُعِزُّ مَن تَشاءُ و تُذِلُّ مَن تَشاءُ» . «مُهين و هُون» به معناى تحقير و خوار كردن[3] (در همه موارد كاربرد اين دو واژه جز آيه 59 نحل/16 وصف عذاب آمده است) و «خِزْى» و مشتقّاتش.
قرآن كريم، انسان را موجودى برخوردار از كرامت و شرافت ذاتى دانسته: «وَ لَقد كَرّمنا بَنى ءَادَم» (اسراء/17،70) كه خداوند آن را به او بخشيده وبه واسطه آن، برديگرآفريدگانش‌برترى داده است. از برجسته‌ترين مظاهر كرامت انسان، برخوردارى او از عقل و حيا* است و با وجود آن، انسان همواره وبه طور طبيعى درمقابل هر آن‌چه حرمت اوراتهديد مى‌كرده، عكس‌العمل‌نشان‌داده است؛ از اين‌رو ابتدايى‌ترين زشتى، يعنى عورتش راكه با حرمت خود مرتبط مى‌دانست، با استفاده از لباس پوشاند: «يبَنى ءَادمَ قَد أنزَلنا عَليكم لِباساً يُورى سَوءتِكُم و ريشاً.» (اعراف/7،26) نخستين بار كه انسانى درصدد پوشيدن اين زشتى خود برآمد، هنگامى بود كه آدم و حوّا با وسوسه شيطان‌از ميوه درخت ممنوع خوردند و در پى آن، زشتى‌هاى آن دو برايشان آشكار شد كه به پوشيدن خودبابرگ درخت اقدام كردند: «فَلمّا ذَاقا الشَّجرةَ بَدَت لَهما سَوءتُهما و طَفِقا يَخصِفان عَليهما مِن وَرَقِ الجَنّةِ.» (اعراف/7،22) بيش‌تر مفسّران، «سَوءت» در اين آيه را به عورت تفسير‌كرده‌اند.[4]
درخواست عزيز مصر از يوسف براى پوشيده نگاه داشتن اقدام ناشايست همسرش: «يوسفُ أعرِض عَن هـذا» (يوسف/12، 29) و آرزوى حضرت مريم(عليها السلام)پس از آن‌كه با فيض الهى، عيسى(عليه السلام)را باردار شد به اين‌كه كاش پيش از اين مرده، و‌از يادها فراموش شده بودميلَيتَنى مِتُّ قَبلَ هـذا و كُنتُ نَسياًمَّنسيّاً» (مريم/19،23) و درخواست لوط از قوم خود به اين‌كه متعرّض ميهمانان وى نشده، او را بى‌آبرو نكنندقالَ إِنَّ هـؤلاء ضَيفى فَلا تَفضَحونِ * واتَّقوا اللّهَ و لاتُخزونِ» (حجر/15، 68 و 69) و نيز هود/11،78 نمونه‌هاى ديگرى از تمايل انسان به حفظ آبرو است كه قرآن از پيشينيان حكايت كرده است. نمونه‌اى از اقدام براى اعاده حيثيت و آبرويى كه به ناحق لطمه ديده نيز از آيات 50 و 51 يوسف/12 برداشت مى‌شود كه يوسف پس از آزادى از زندان به آن مبادرت كرد.

[ پنج‌شنبه 24 فروردین 1391 ] [ 18:33 ] [ mashalehedayt ] [ ارسال نظر(0) ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید این وبلاگ یک وبلاگ قرآنی ، مذهبی ، اعتفادی ، تربیتی می باشد که جهت بسط وگسترش فرهنگ قرآنی ایجاد گردیده است
موضوعات وب
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران