<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://mashalehedayt.loxblog.com</title>
<link>https://mashalehedayt.loxblog.com</link>
<description>قرآنی ، مذهبی ، اعتقادی ، تربیتی</description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>post</title>
<link>https://mashalehedayt.loxblog.com/post-22</link>
<guid>https://mashalehedayt.loxblog.com/post-22</guid>

<description><![CDATA[
كاربران عزيز وارجمند اين وبلاگ تغيير نام يافت به نام كلام هدايت (celamhedayt.blogfa.com)]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:18:10 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>عوامل حبط اعمال در ادعیه</title>
<link>https://mashalehedayt.loxblog.com/عوامل-حبط-اعمال-در-ادعیه</link>
<guid>https://mashalehedayt.loxblog.com/عوامل-حبط-اعمال-در-ادعیه</guid>

<description><![CDATA[
عوامل حبط اعمال در ادعیه
&nbsp;

در دعاهایى كه از معصومان رسیده  است نیز مسأله ((حبط اعمال ))، مطرح شده است . در بعضى از آنها از گناه یا  گناهانى كه موجب ((حبط اعمال )) مى گردد به خدا پناه برده شده و گاهى از  آنها توبه و استغفار و طلب بخشش شده است . 
&nbsp;


در برخى از آنها از گناه خاصى مثل عجب و منت گذاردن نیز، سخن به میان  آمده و از خداوند متعال خواسته شده كه این گناهان موجب فاسد گشتن عبادت و  اعمال خیر نگردد.
1- از گناهى كه موجب حبط عمل مى گردد به خدا پناه برده شده است :
امیر مۆمنان علیه السّلام فرمود:
((اللّهمَّ و اعوذبك ...من الذَّنب المحبط للاْ عْمال ))
((بار خدایا! از گناهى كه موجب ((حبط اعمال )) مى گردد به تو پناه مى برم ))
همچنین در جاى دیگر آمده است :
((...اعوذ بك ان اعمل ذنبا محبطا لا تغفره ابدا...))
((خدایا! از انجام دادن گناهى كه حبط كننده اعمال است و مورد مغفرت تو قرار نمى گیرد، به تو پناه مى برم ))
2- طلب آمرزش از گناهانى كه عمل را حبط مى كنند:
((...واغفرلى الذُّنوب الَّتى تحبط العمل ...))
((بار خدایا! آن گناهانى كه عمل را ((حبط)) مى كند بر ما ببخشا))


امام چهارم علیه السّلام در دعاى مكارم الاخلاق از خدا،  چنین درخواست مى كند: ((خداوندا!] عبادتم را به سبب عجب و خودپسندى ، فاسد  مگردان و خیر و نیكى براى مردم را به دست من روان ساز و آن را با منت  گذاردن تباه مساز))


3- طلب یارى از خداوند در انجام ندادن گناهانى كه حسنات را ((حبط)) مى كند:
در دعاى روز عرفه كه از امام سجادعلیه السّلام رسیده است آمده :
((...و طوِّقنى طوق الاْ قْلاع عمَّا یحْبط الْحسنات و یذْهب بالْبركات ...))
(([بار خدایا!] خوددارى نمودن از  آنچه را كه موجب ((حبط)) حسنات و از بین رفتن بركات مى شود، گردنبند و طوق  گردنم ساز (هیچ گاه این كنده شدن و خوددارى از این گناهان را از من جدا  مساز))
و باز در این دعا آمده است :
((...و لا تحبط حسناتى بما یشوبها من معصیتك ...))
(([بار پروردگارا!] كارهاى نیك مرا به سبب نافرمانى كردن از تو كه با آنها آمیخته مى شود باطل مفرما))
4- دعا جهت فاسد نشدن عبادت به وسیله عجب و كار نیك به واسطه منت نهادن :
امام چهارم علیه السّلام در دعاى مكارم الاخلاق از خدا، چنین درخواست مى كند:
((...و لا تفسد عبادتى بالعجب و اجر للنّاس على یدى الخیر و لا تمحقه بالمنِّ...))
((خداوندا!] عبادتم را به سبب عجب  و خودپسندى ، فاسد مگردان و خیر و نیكى براى مردم را به دست من روان ساز و  آن را با منت گذاردن تباه مساز.))




&nbsp;

منبع :
عمل در ترازوی حق؛ نوشته مصطفی جعفر طیّاری دهاقان]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:18:10 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>از کجا بفهمیم اعمالمان قبول شده است ؟</title>
<link>https://mashalehedayt.loxblog.com/از-کجا-بفهمیم-اعمالمان-قبول-شده-است-2</link>
<guid>https://mashalehedayt.loxblog.com/از-کجا-بفهمیم-اعمالمان-قبول-شده-است-2</guid>

<description><![CDATA[

از کجا بفهمیم اعمالمان قبول شده است ؟
  

حبط عمل را مَثَل می&zwnj;زنیم به گاوی که نُه مَن شیر می&zwnj;دهد بعد پا می&lrm;زند، شیر را می&lrm;ریزد. گاو نُه من دوش، این مَثَل فارسی است ولی این در قرآن می&lrm;گوید: &laquo;حبط عمل&raquo; یعنی این بنده خدا خیلی جان کند. اما آخرش خراب شد. 
  

در این مقاله برآنیم که کمی پیرامون مسئله عمل، قبولی عمل، حبط عمل نکاتی را بیان کنیم. حبط یعنی آدم استخر را پرش می&lrm;کند، بعد زیرآبش می&zwnj;زند چقدر آب توش است، هیچی پر شد اما چون سوراخ داشت خالی شد. حبط عمل را مَثَل می&zwnj;زنیم به گاوی که نُه مَن شیر می&zwnj;دهد بعد پا می&lrm;زند، شیر را می&lrm;ریزد. گاو نُه من دوش، این مَثَل فارسی است ولی این در قرآن می&lrm;گوید: &laquo;حبط عمل&raquo; یعنی این بنده خدا خیلی جان کند. اما آخرش خراب شد. یک کسی چهارده تا عملیات شرکت کرد در جنگهای پیغمبر بود با امیرالمۆمنین(علیه السلام) در خدمت ایشان شمشیر می&lrm;زد یعنی از یاران پیغمبر بود در جبهه، از یاران حضرت علی علیه السلام در جبهه بود از یاران امام حسن علیه السلام هم در جبهه بود، عاشورا شد، امام حسین علیه السلام نامه نوشت که بیا کربلا یار من هم باش. گفت: دیگر حالش نیست. نیامد کربلا. بعد هم که شنید امام حسین علیه السلام شهید شده است خیلی غصه خورد. گفت: عمری در جبهه بوده&lrm;ام امتحان آخر رفوزه شدم. این است که انسان نمی&lrm;تواند تا امروز مطمئن باشد که خوب است و یا بد. یک موقع می&lrm;بینی فردا صبح خراب می&lrm;شود.

گاهی کارانسان غلط است، ولی او خیال می&lrm;کند که درست است . روز قیامت که پرده کنار می&lrm;رود می&zwnj;بیند&zwnj;ای بابا! کارش درست نبوده است. درست مثل آشپزی که فضله موش توی برنج است خیلی هم به غذایش برسد ، تزیین کند و انواع پیش غذاهایی برایش تدارک ببیند ولی در آخر و در عمل آن غذا غیر قابل استفاده خواهد بود .این نکته ظریف را می توان به زیبایی هر چه بیشتر در آیه قرآن مشاهده کرد آنجا که در روز قیامت افرادی می&lrm;گویند: &laquo;رَبَّنا أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً غَیْرَ الَّذی كُنَّا نَعْمَلُ&raquo; فاطر/37 خدایا برگردانمان به دنیا، غلط کردیم. اگر برگردیم به دنیا عمل صالح انجام می&zwnj;دهیم .
علامه طباطبایی در تفسیر می&lrm;گوید که این آیه چه خاصیتی دارد این جمله &laquo;مرا برگردان کار خوب انجام می&lrm;دهم&raquo; بس است ولی چرا در ادامه می&lrm;گوید، مرا برگردان کار خوب انجام می&lrm;دهم غیر از آن کارهایی که قبلاً انجام می&lrm;دادم این یعنی چه؟ یعنی خدایا آن کارهایی که انجام می&lrm;دادم به نظر خودم کارهای خوبی بود حالا كه پرده کنار رفته است معلوم می&zwnj;شود خوب نیست پس مرا برگردان کار خوب انجام می&lrm;دهم. 
یکی از خطرات کار، آفات کار، تزیین کار است &laquo;وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً&raquo; كهف/104 خیال می&zwnj;کرد کارهایش خوب است .
علامت قبولی عمل&nbsp;این است که :&laquo;عِنْدَ اللَّهِ أَنْ یُصِیبَ بِمَعْرُوفِهِ مَوَاضِعَهُ فَإِنْ لَمْ یَكُنْ كَذَلِكَ فَلَیْسَ كَذَلِكَ&raquo; علامت کار قبول این است که آدم بجا کار کند. 
شرایط قبولی عمل 
قبولی عمل شرایطی دارد. اگر خواسته باشیم، خدا عمل ما را قبول کند، چند تا شرط دارد ، درست مثل یک ماشینی که می&zwnj;خواهد حرکت کند باید لاستیک داشته باشد و ترمز داشته باشد و گاز داشته باشد. باید یک مجموعه&zwnj;ای سالم باشد تا ماشین حرکت کند. هر کدامش نباشد ماشین می&zwnj;ایستد. یک عمل خواسته باشد قبول شود باید اینها را داشته باشد 
شرایط اعتقادی ایمان. چون قرآن می&zwnj;گوید: &laquo;وَ هُوَ مُۆْمِنٌ&raquo; چند تا آیه داریم، که اگر کسی کاری انجام دهد اگر دین داشته باشد قبول است. 
شرایط اقتصادی مسئله زکات است .&nbsp;روایاتی داریم که اگر کسی نماز بخواند زکات ندهد قبول نیست شرایط سیاسی گفتیم مسئله رهبری، رهبری الهی، عمری عبادت می&zwnj;کند. اما خط سیاسیش درست نیست قبول نیست آدم خوبی است ولی امام را قبول ندارد. 
شرایط اجتماعی: اگر یک کسی غیبت یک کسی را بکند. عبادتش قبول نیست .
خانوادگی : اگر زن و شوهر بهم بگویند من که از تو شوهر خیری ندیده&zwnj;ام او هم بگوید من هم که از تو خیری ندیده&zwnj;ام اگر زن و شوهر خدمات همدیگر را نادیده بگیرند و به هم نیش بزنند عبادت شوهر محو می&zwnj;شود عبادت خانم هم محو می&zwnj;شود. 
پرواز هواپیما به شرطی است که غبار نباشد مه نباشد، یخبندان نباشد، بنزینش سالم باشد، خلبانش سالم باشد، چرخهایش باز باشد، توی باند باشد، تو باند تپه خاکی، چاله، چوله&zwnj;ای نباشد . 
یکی از خطرات کار، آفات کار، تزیین کار است &laquo;وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً&raquo; كهف/104 خیال می&zwnj;کرد کارهایش خوب است .
علامت قبولی عمل به چیست؟
فردی به امام صادق علیه السلام گفت دوست دارم که بدانم کارهایم را خدا قبول کرده و یا قبول نکرده است. &laquo;عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ أَنَّهُ قَالَ لِلصَّادِقِ علیه السلام أُحِبُّ أَنْ أَعْرِفَ عَلَامَةَ قَبُولِی عِنْدَ اللَّهِ فَقَالَ لَهُ عَلَامَةُ قَبُولِ الْعَبْدِ عِنْدَ اللَّهِ أَنْ یُصِیبَ بِمَعْرُوفِهِ مَوَاضِعَهُ فَإِنْ لَمْ یَكُنْ كَذَلِكَ فَلَیْسَ كَذَلِكَ&raquo;(أعلام&rlm;الدین، ص&rlm;283) 
&laquo;فَقَالَ لَهُ&raquo; علامت قبولی عمل&nbsp;این است که :&laquo;عِنْدَ اللَّهِ أَنْ یُصِیبَ بِمَعْرُوفِهِ مَوَاضِعَهُ فَإِنْ لَمْ یَكُنْ كَذَلِكَ فَلَیْسَ كَذَلِكَ&raquo; علامت کار قبول این است که آدم بجا کار کند. 
موانع قبولی اعمال
چه چیزهایی باعث می&zwnj;شود که عمل قبول نمی&zwnj;شود؟ چه چیزی باعث می&zwnj;شود که آدم کارهایش قبول نشود؟ در روایات چند تا چیزی است :
یك: گناه
یکی از چیزهایی که باعث می شود عمل انسان قبول نشود گناه است : &laquo;لَنْ یُتَقَبَّلَ مِنْكُمْ إِنَّكُمْ كُنْتُمْ قَوْماً فاسِقینَ&raquo; توبه/53 خدا کارتان را قبول نمی&zwnj;کند. بعد می&zwnj;گوید: &laquo;إِنَّكُمْ كُنْتُمْ قَوْماً فاسِقینَ&raquo; چون شما فاسق هستید و از مرزهای الهی بیرون می&zwnj;روید و گناه می&zwnj;کنید چون شما گناهکارید عملتان قبول نمی&zwnj;شود .
دو: بی نمازی 
قرآن در سوره توبه می&zwnj;فرماید: &laquo;وَ ما مَنَعَهُمْ أَنْ تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقاتُهُمْ إِلاَّ أَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ وَ لا یَأْتُونَ الصَّلاةَ إِلاَّ وَ هُمْ كُسالى&rlm; وَ لا یُنْفِقُونَ إِلاَّ وَ هُمْ كارِهُونَ&raquo; توبه/54 می&zwnj;دانی چرا پول خرج کردنشان فایده ندارد؟ برای اینکه اینها با عشق نماز نمی&zwnj;خوانند. خیلی کار خوب می&zwnj;کند صبح سر وقت می&zwnj;رود اداره اما حال ندارد نماز بخواند، نشاط نداشتن در نماز باعث رد عمل است. این متن وحی است. 
سه: فرار از جبهه
قرآن می&zwnj;فرماید که افرادی هستند &laquo;قَدْ یَعْلَمُ اللَّهُ الْمُعَوِّقینَ مِنْكُمْ وَ الْقائِلینَ لِإِخْوانِهِمْ هَلُمَّ إِلَیْنا وَ لا یَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلاَّ قَلیلاً&raquo; احزاب/18 آنهایی که حاضر به جبهه نمی&zwnj;شوند. هر چه هم کار خوب بکنند، اینها را خدا می&zwnj;فرماید: &laquo;فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ&raquo; احزاب/19 کسی که همه کارهای خیر را می&zwnj;کند اما &laquo;الْمُعَوِّقینَ مِنْكُمْ&raquo; وقتی می&zwnj;گوئیم بروید جبهه نمی&zwnj;روند اینها را خدا می&zwnj;گوید: &laquo;فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ&raquo; احزاب/19
کسانی که دیدشان دید مادی باشد هیچ حسابی نمی&zwnj;کنند به اینکه پاک است و یا ناپاک، حق یا باطل، فقط دنیا. از زاویه&zwnj;ی دنیا نگاه می&zwnj;کنند و فقط روی دنیا خیز می&zwnj;گیرد بعد می&zwnj;فرماید :&nbsp;&laquo;زینَتَها نُوَفِّ إِلَیْهِمْ أَعْمالَهُمْ&raquo; یک چیزهایی به آنها می&zwnj;دهیم منتها &laquo;أُولئِكَ الَّذینَ لَیْسَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ إِلاَّ النَّارُ وَ حَبِطَ ما صَنَعُوا فیها وَ باطِلٌ ما كانُوا یَعْمَلُونَ&raquo; هود/16کارهای خیرشان محو می&zwnj;شود. &laquo;وَ باطِلٌ ما كانُوا یَعْمَلُونَ&raquo;(آیه 16 هود)
چهارم: اعتراض به قوانین الهی
اگر کسی نسبت به بعضی از احکام خدا نق می&zwnj;زند این هم آیه داریم که قبول نمی&lrm;شود. آخر کم کم شامل ما هم می&zwnj;شود چون بالاخره کسی نیست که نق نزند. می&zwnj;گوید &laquo;كَرِهُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ&raquo; محمد/9 کراهت دارند به بعضی از قوانین خدا. می&zwnj;گویند نمی&zwnj;شد این نماز صبح را بیندازند دم ظهر. 
&laquo;كَرِهُوا&raquo; ناراحت هستند از حجاب، ناراحت هستند از نماز صبح، ناراحت هستند از جبهه، &laquo;كَرِهُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ&raquo; از قانون خدا ناراحت هستند، &laquo;فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ&raquo; تو که از قانون خدا ناراحت هستی، باقی اعمال خیرت را هم قبول نمی&zwnj;کنیم. 
پنجم: دنیاطلبی 
کم کم شامل ما هم می&zwnj;شود افراد دنیا طلب را قرآن می&zwnj;فرماید: &laquo;مَنْ كانَ یُریدُ الْحَیاةَ الدُّنْیا وَ زینَتَها نُوَفِّ إِلَیْهِمْ أَعْمالَهُمْ فیها وَ هُمْ فیها لا یُبْخَسُونَ&raquo; هود/15 کسی که فقط دیدش دید مادی باشد. شغل، پول، کجاست؟ استخدام، پول کجاست؟ 
کسانی که دیدشان دید مادی باشد هیچ حسابی نمی&zwnj;کنند به اینکه پاک است و یا ناپاک، حق یا باطل، فقط دنیا. از زاویه&zwnj;ی دنیا نگاه می&zwnj;کنند و فقط روی دنیا خیز می&zwnj;گیرد بعد می&zwnj;فرماید :&nbsp;&laquo;زینَتَها نُوَفِّ إِلَیْهِمْ أَعْمالَهُمْ&raquo; یک چیزهایی به آنها می&zwnj;دهیم منتها &laquo;أُولئِكَ الَّذینَ لَیْسَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ إِلاَّ النَّارُ وَ حَبِطَ ما صَنَعُوا فیها وَ باطِلٌ ما كانُوا یَعْمَلُونَ&raquo; هود/16کارهای خیرشان محو می&zwnj;شود. &laquo;وَ باطِلٌ ما كانُوا یَعْمَلُونَ&raquo;(آیه 16 هود)
می&zwnj;فرماید: کسی که معیارهایش فقط دنیا باشد آن هم کارهایش درست نیست، حبط می&zwnj;شود. دنیا هست، آخرت هم هست. دنیا و آخرت را باید با هم حساب کرد. اگر پنجاه و پنج تا کلمه دنیا در قرآن است پنجاه و پنج تا کلمه آخرت هم در قرآن هست. دنیا و آخرت باید باهم باشد نه فقط دنیا! 
  

منابع :
بیانات حجت الاسلام قرائتی
سایت حوزه&nbsp; ]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:18:10 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>از کجا بفهمیم اعمالمان قبول شده است ؟</title>
<link>https://mashalehedayt.loxblog.com/از-کجا-بفهمیم-اعمالمان-قبول-شده-است-1</link>
<guid>https://mashalehedayt.loxblog.com/از-کجا-بفهمیم-اعمالمان-قبول-شده-است-1</guid>

<description><![CDATA[

از کجا بفهمیم اعمالمان قبول شده است ؟
  

حبط عمل را مَثَل می&zwnj;زنیم به گاوی که نُه مَن شیر می&zwnj;دهد بعد پا می&lrm;زند، شیر را می&lrm;ریزد. گاو نُه من دوش، این مَثَل فارسی است ولی این در قرآن می&lrm;گوید: &laquo;حبط عمل&raquo; یعنی این بنده خدا خیلی جان کند. اما آخرش خراب شد. 
  

در این مقاله برآنیم که کمی پیرامون مسئله عمل، قبولی عمل، حبط عمل نکاتی را بیان کنیم. حبط یعنی آدم استخر را پرش می&lrm;کند، بعد زیرآبش می&zwnj;زند چقدر آب توش است، هیچی پر شد اما چون سوراخ داشت خالی شد. حبط عمل را مَثَل می&zwnj;زنیم به گاوی که نُه مَن شیر می&zwnj;دهد بعد پا می&lrm;زند، شیر را می&lrm;ریزد. گاو نُه من دوش، این مَثَل فارسی است ولی این در قرآن می&lrm;گوید: &laquo;حبط عمل&raquo; یعنی این بنده خدا خیلی جان کند. اما آخرش خراب شد. یک کسی چهارده تا عملیات شرکت کرد در جنگهای پیغمبر بود با امیرالمۆمنین(علیه السلام) در خدمت ایشان شمشیر می&lrm;زد یعنی از یاران پیغمبر بود در جبهه، از یاران حضرت علی علیه السلام در جبهه بود از یاران امام حسن علیه السلام هم در جبهه بود، عاشورا شد، امام حسین علیه السلام نامه نوشت که بیا کربلا یار من هم باش. گفت: دیگر حالش نیست. نیامد کربلا. بعد هم که شنید امام حسین علیه السلام شهید شده است خیلی غصه خورد. گفت: عمری در جبهه بوده&lrm;ام امتحان آخر رفوزه شدم. این است که انسان نمی&lrm;تواند تا امروز مطمئن باشد که خوب است و یا بد. یک موقع می&lrm;بینی فردا صبح خراب می&lrm;شود.

گاهی کارانسان غلط است، ولی او خیال می&lrm;کند که درست است . روز قیامت که پرده کنار می&lrm;رود می&zwnj;بیند&zwnj;ای بابا! کارش درست نبوده است. درست مثل آشپزی که فضله موش توی برنج است خیلی هم به غذایش برسد ، تزیین کند و انواع پیش غذاهایی برایش تدارک ببیند ولی در آخر و در عمل آن غذا غیر قابل استفاده خواهد بود .این نکته ظریف را می توان به زیبایی هر چه بیشتر در آیه قرآن مشاهده کرد آنجا که در روز قیامت افرادی می&lrm;گویند: &laquo;رَبَّنا أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً غَیْرَ الَّذی كُنَّا نَعْمَلُ&raquo; فاطر/37 خدایا برگردانمان به دنیا، غلط کردیم. اگر برگردیم به دنیا عمل صالح انجام می&zwnj;دهیم علامه طباطبایی در تفسیر می&lrm;گوید که این آیه چه خاصیتی دارد این جمله &laquo;مرا برگردان کار خوب انجام می&lrm;دهم&raquo; بس است ولی چرا در ادامه می&lrm;گوید، مرا برگردان کار خوب انجام می&lrm;دهم غیر از آن کارهایی که قبلاً انجام می&lrm;دادم این یعنی چه؟ یعنی خدایا آن کارهایی که انجام می&lrm;دادم به نظر خودم کارهای خوبی بود حالا كه پرده کنار رفته است معلوم می&zwnj;شود خوب نیست پس مرا برگردان کار خوب انجام می&lrm;دهم. یکی از خطرات کار، آفات کار، تزیین کار است &laquo;وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً&raquo; كهف/104 خیال می&zwnj;کرد کارهایش خوب است علامت قبولی عمل&nbsp;این است که :&laquo;عِنْدَ اللَّهِ أَنْ یُصِیبَ بِمَعْرُوفِهِ مَوَاضِعَهُ فَإِنْ لَمْ یَكُنْ كَذَلِكَ فَلَیْسَ كَذَلِكَ&raquo; علامت کار قبول این است که آدم بجا کار کند. 
شرایط قبولی عمل 
قبولی عمل شرایطی دارد. اگر خواسته باشیم، خدا عمل ما را قبول کند، چند تا شرط دارد ، درست مثل یک ماشینی که می&zwnj;خواهد حرکت کند باید لاستیک داشته باشد و ترمز داشته باشد و گاز داشته باشد. باید یک مجموعه&zwnj;ای سالم باشد تا ماشین حرکت کند. هر کدامش نباشد ماشین می&zwnj;ایستد. یک عمل خواسته باشد قبول شود باید اینها را داشته باشد شرایط اعتقادی ایمان. چون قرآن می&zwnj;گوید: &laquo;وَ هُوَ مُۆْمِنٌ&raquo; چند تا آیه داریم، که اگر کسی کاری انجام دهد اگر دین داشته باشد قبول است. شرایط اقتصادی مسئله زکات است .&nbsp;روایاتی داریم که اگر کسی نماز بخواند زکات ندهد قبول نیست شرایط سیاسی گفتیم مسئله رهبری، رهبری الهی، عمری عبادت می&zwnj;کند. اما خط سیاسیش درست نیست قبول نیست آدم خوبی است ولی امام را قبول ندارد. شرایط اجتماعی: اگر یک کسی غیبت یک کسی را بکند. عبادتش قبول نیست خانوادگی : اگر زن و شوهر بهم بگویند من که از تو شوهر خیری ندیده&zwnj;ام او هم بگوید من هم که از تو خیری ندیده&zwnj;ام اگر زن و شوهر خدمات همدیگر را نادیده بگیرند و به هم نیش بزنند عبادت شوهر محو می&zwnj;شود عبادت خانم هم محو می&zwnj;شود. پرواز هواپیما به شرطی است که غبار نباشد مه نباشد، یخبندان نباشد، بنزینش سالم باشد، خلبانش سالم باشد، چرخهایش باز باشد، توی باند باشد، تو باند تپه خاکی، چاله، چوله&zwnj;ای نباشد . یکی از خطرات کار، آفات کار، تزیین کار است &laquo;وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً&raquo; كهف/104 خیال می&zwnj;کرد کارهایش خوب است .
علامت قبولی عمل به چیست؟
فردی به امام صادق علیه السلام گفت دوست دارم که بدانم کارهایم را خدا قبول کرده و یا قبول نکرده است. &laquo;عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ أَنَّهُ قَالَ لِلصَّادِقِ علیه السلام أُحِبُّ أَنْ أَعْرِفَ عَلَامَةَ قَبُولِی عِنْدَ اللَّهِ فَقَالَ لَهُ عَلَامَةُ قَبُولِ الْعَبْدِ عِنْدَ اللَّهِ أَنْ یُصِیبَ بِمَعْرُوفِهِ مَوَاضِعَهُ فَإِنْ لَمْ یَكُنْ كَذَلِكَ فَلَیْسَ كَذَلِكَ&raquo;(أعلام&rlm;الدین، ص&rlm;283) 
&laquo;فَقَالَ لَهُ&raquo; علامت قبولی عمل&nbsp;این است که :&laquo;عِنْدَ اللَّهِ أَنْ یُصِیبَ بِمَعْرُوفِهِ مَوَاضِعَهُ فَإِنْ لَمْ یَكُنْ كَذَلِكَ فَلَیْسَ كَذَلِكَ&raquo; علامت کار قبول این است که آدم بجا کار کند. 
موانع قبولی اعمال
چه چیزهایی باعث می&zwnj;شود که عمل قبول نمی&zwnj;شود؟ چه چیزی باعث می&zwnj;شود که آدم کارهایش قبول نشود؟ در روایات چند تا چیزی است :
یك: گناه
یکی از چیزهایی که باعث می شود عمل انسان قبول نشود گناه است : &laquo;لَنْ یُتَقَبَّلَ مِنْكُمْ إِنَّكُمْ كُنْتُمْ قَوْماً فاسِقینَ&raquo; توبه/53 خدا کارتان را قبول نمی&zwnj;کند. بعد می&zwnj;گوید: &laquo;إِنَّكُمْ كُنْتُمْ قَوْماً فاسِقینَ&raquo; چون شما فاسق هستید و از مرزهای الهی بیرون می&zwnj;روید و گناه می&zwnj;کنید چون شما گناهکارید عملتان قبول نمی&zwnj;شود .
دو: بی نمازی 
قرآن در سوره توبه می&zwnj;فرماید: &laquo;وَ ما مَنَعَهُمْ أَنْ تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقاتُهُمْ إِلاَّ أَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ وَ لا یَأْتُونَ الصَّلاةَ إِلاَّ وَ هُمْ كُسالى&rlm; وَ لا یُنْفِقُونَ إِلاَّ وَ هُمْ كارِهُونَ&raquo; توبه/54 می&zwnj;دانی چرا پول خرج کردنشان فایده ندارد؟ برای اینکه اینها با عشق نماز نمی&zwnj;خوانند. خیلی کار خوب می&zwnj;کند صبح سر وقت می&zwnj;رود اداره اما حال ندارد نماز بخواند، نشاط نداشتن در نماز باعث رد عمل است. این متن وحی است. 
سه: فرار از جبهه
قرآن می&zwnj;فرماید که افرادی هستند &laquo;قَدْ یَعْلَمُ اللَّهُ الْمُعَوِّقینَ مِنْكُمْ وَ الْقائِلینَ لِإِخْوانِهِمْ هَلُمَّ إِلَیْنا وَ لا یَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلاَّ قَلیلاً&raquo; احزاب/18 آنهایی که حاضر به جبهه نمی&zwnj;شوند. هر چه هم کار خوب بکنند، اینها را خدا می&zwnj;فرماید: &laquo;فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ&raquo; احزاب/19 کسی که همه کارهای خیر را می&zwnj;کند اما &laquo;الْمُعَوِّقینَ مِنْكُمْ&raquo; وقتی می&zwnj;گوئیم بروید جبهه نمی&zwnj;روند اینها را خدا می&zwnj;گوید: &laquo;فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ&raquo; احزاب/19
کسانی که دیدشان دید مادی باشد هیچ حسابی نمی&zwnj;کنند به اینکه پاک است و یا ناپاک، حق یا باطل، فقط دنیا. از زاویه&zwnj;ی دنیا نگاه می&zwnj;کنند و فقط روی دنیا خیز می&zwnj;گیرد بعد می&zwnj;فرماید :&nbsp;&laquo;زینَتَها نُوَفِّ إِلَیْهِمْ أَعْمالَهُمْ&raquo; یک چیزهایی به آنها می&zwnj;دهیم منتها &laquo;أُولئِكَ الَّذینَ لَیْسَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ إِلاَّ النَّارُ وَ حَبِطَ ما صَنَعُوا فیها وَ باطِلٌ ما كانُوا یَعْمَلُونَ&raquo; هود/16کارهای خیرشان محو می&zwnj;شود. &laquo;وَ باطِلٌ ما كانُوا یَعْمَلُونَ&raquo;(آیه 16 هود)
چهارم: اعتراض به قوانین الهی
اگر کسی نسبت به بعضی از احکام خدا نق می&zwnj;زند این هم آیه داریم که قبول نمی&lrm;شود. آخر کم کم شامل ما هم می&zwnj;شود چون بالاخره کسی نیست که نق نزند. می&zwnj;گوید &laquo;كَرِهُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ&raquo; محمد/9 کراهت دارند به بعضی از قوانین خدا. می&zwnj;گویند نمی&zwnj;شد این نماز صبح را بیندازند دم ظهر. 
&laquo;كَرِهُوا&raquo; ناراحت هستند از حجاب، ناراحت هستند از نماز صبح، ناراحت هستند از جبهه، &laquo;كَرِهُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ&raquo; از قانون خدا ناراحت هستند، &laquo;فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ&raquo; تو که از قانون خدا ناراحت هستی، باقی اعمال خیرت را هم قبول نمی&zwnj;کنیم. 
پنجم: دنیاطلبی 
کم کم شامل ما هم می&zwnj;شود افراد دنیا طلب را قرآن می&zwnj;فرماید: &laquo;مَنْ كانَ یُریدُ الْحَیاةَ الدُّنْیا وَ زینَتَها نُوَفِّ إِلَیْهِمْ أَعْمالَهُمْ فیها وَ هُمْ فیها لا یُبْخَسُونَ&raquo; هود/15 کسی که فقط دیدش دید مادی باشد. شغل، پول، کجاست؟ استخدام، پول کجاست؟ 
کسانی که دیدشان دید مادی باشد هیچ حسابی نمی&zwnj;کنند به اینکه پاک است و یا ناپاک، حق یا باطل، فقط دنیا. از زاویه&zwnj;ی دنیا نگاه می&zwnj;کنند و فقط روی دنیا خیز می&zwnj;گیرد بعد می&zwnj;فرماید :&nbsp;&laquo;زینَتَها نُوَفِّ إِلَیْهِمْ أَعْمالَهُمْ&raquo; یک چیزهایی به آنها می&zwnj;دهیم منتها &laquo;أُولئِكَ الَّذینَ لَیْسَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ إِلاَّ النَّارُ وَ حَبِطَ ما صَنَعُوا فیها وَ باطِلٌ ما كانُوا یَعْمَلُونَ&raquo; هود/16کارهای خیرشان محو می&zwnj;شود. &laquo;وَ باطِلٌ ما كانُوا یَعْمَلُونَ&raquo;(آیه 16 هود)
می&zwnj;فرماید: کسی که معیارهایش فقط دنیا باشد آن هم کارهایش درست نیست، حبط می&zwnj;شود. دنیا هست، آخرت هم هست. دنیا و آخرت را باید با هم حساب کرد. اگر پنجاه و پنج تا کلمه دنیا در قرآن است پنجاه و پنج تا کلمه آخرت هم در قرآن هست. دنیا و آخرت باید باهم باشد نه فقط دنیا! 
  

منابع :
بیانات حجت الاسلام قرائتی
سایت حوزه&nbsp; ]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:18:10 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>در دنیا به چه منظور عبادت کردی؟</title>
<link>https://mashalehedayt.loxblog.com/در-دنیا-به-چه-منظور-عبادت-کردی</link>
<guid>https://mashalehedayt.loxblog.com/در-دنیا-به-چه-منظور-عبادت-کردی</guid>

<description><![CDATA[

در دنیا به چه منظور عبادت کردی؟
  

حبط بدین معناست که در اثر انجام اعمال ناشایست اعمال نیک فرد بی&zwnj;تأثیر گردد مگر آنکه توبه نماید. این امر نیز به هیچ وجه با عدالت منافات ندارد زیرا عدالت بدین معناست که با فرد به گونه&zwnj;ای که شایسته&zwnj;اش می&zwnj;باشد برخورد نمایند و متناسب با اعمالی که انجام داده است جزا داده شود یا مجازات گردد.
  

یکی از موضوعاتی که در قرآن و روایات بدان توجه شده است مسئله حبط اعمال می&zwnj;باشد. در این زمینه میان متکلمان و مفسران اختلافاتی وجود دارد و برخی آن را منافی با عدالت می&zwnj;دانند. در این مجال به بررسی اجمالی این مسئله بر اساس دیدگاه برخی عالمان شیعه پرداخته می&zwnj;شود.
&nbsp;معنای حبط
&laquo;حبط&raquo; در اصل به گفته راغب در مفردات به معنى این است چهار پایى آن قدر بخورد كه شكمش باد كند و چون این حالت سبب فساد غذا و بى&zwnj;اثر بودن آن مى&rlm;گردد این واژه به معنى باطل و بى&zwnj;خاصیت شدن به كار مى&rlm;رود.در معجم مقاییس اللغة معنى آن را &laquo;بطلان&raquo; ذكر كرده است و به همین دلیل در آیه 16 سوره هود هم ردیف باطل ذكر شده مى&rlm;فرماید: &laquo;أُولئِكَ الَّذِینَ لَیْسَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ إِلَّا النَّارُ وَ حَبِطَ ما صَنَعُوا فِیها وَ باطِلٌ ما كانُوا یَعْمَلُونَ&raquo; (دنیا پرستان كسانى هستند كه در آخرت جز آتش بهره&rlm;اى ندارند و آنچه را در دنیا انجام داده&rlm;اند بر باد مى&rlm;رود و اعمالشان باطل مى&rlm;شود) علامه طباطبایی نیز این واژه را به معناى باطل شدن عمل، و از تأثیر افتادن آن می&zwnj;داند.این کلمه در قرآن جز به عمل نسبت داده نشده، از آن جمله فرموده است: &laquo;لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ، وَ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِینَ&raquo;. (زمر/65: اگر شرك بورزى بطور مسلم عملت حبط مى&rlm;شود و از زیانكاران خواهى بود.)

و نیز می&zwnj;فرماید: &laquo;إِنَّ الَّذِینَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ، وَ شَاقُّوا الرَّسُولَ، مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدى&rlm; لَنْ یَضُرُّوا اللَّهَ شَیْئاً، وَ سَیُحْبِطُ أَعْمالَهُمْ، یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ، وَ لا تُبْطِلُوا أَعْمالَكُمْ&raquo;.(محمد/ 33: به درستى كسانى كه كافر شدند و از راه خدا جلوگیرى نموده، با رسول به دشمنى برخاستند، بعد از آنكه راه هدایت بر ایشان روشن شد، بدانند كه به خدا هیچ ضررى نمى&rlm;رسانند، و به زودى اعمالشان حبط مى&rlm;شود، اى كسانى كه ایمان آورده&rlm;اید شما خدا و رسول را اطاعت كنید، و زنهار كه اعمال خود را باطل مكنید)در روایات اسلامی نیز به این موضوع اشاراتی شده است. از آن جمله روایت شده است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:&laquo;وقتى قیامت به پا شود امت من سه طائفه خواهند شد: ـ فرقه&rlm;اى كه خداى تعالى را به خلوص عبادت مى&rlm;كرده&rlm;اند.ـ فرقه&rlm;اى كه خداى تعالى را به ریاء بندگى مى&rlm;كرده&rlm;اند ـ فرقه&rlm;اى كه خدا را عبادت مى&rlm;كردند تا به سودى دنیوى برسند.یکی از انواع ثواب&zwnj;ها و عقاب&zwnj;هایی که خداوند متعال در قرآن به مردم وعد و وعید داده است آن است که اگر کار نیکویی انجام دهند بدی&zwnj;هایشان را می&zwnj;پوشاند و اگر کار اشتباهی انجام داده و از ارتکاب به آن پشیمان نگشته و توبه نکنند مجازاتشان آن است که برخی از کارهای نیکشان به وسیله آن عمل زشت پوشیده شده و به اصطلاح حبط می&zwnj;گردد. این امر نیز به هیچ وجه منافاتی با عدالت باری تعالی نخواهد داشت خداى تعالى به آنكه به منظور دنیا خدا را عبادت مى&rlm;كرد مى&rlm;فرماید: تو را به عزت و جلال خودم سوگند مى&rlm;دهم بگو كه در عبادتت چه منظور داشتى؟ در پاسخ مى&rlm;گوید: منظورم دنیا بود. خطاب مى&rlm;رسد لا جرم آنچه از راه عبادت جمع كردى برایت سودى ندارد و به سوى آن برنخواهى گشت، او را به سوى آتش ببرید. به آنكه عبادت خدا را ریایى انجام داده است مى&rlm;فرماید: تو را به عزت و جلال خود سوگند مى&rlm;دهم بگو كه از عبادت من چه منظورى داشتى؟ مى&rlm;گوید: منظورم خودنمایى بود. پس خطاب مى&rlm;رسد هر عبادتى كه مى&rlm;كردى و با آن خودنمایى مى&rlm;نمودى به درگاه ما نرسیده در نتیجه آن عبادت، امروز سودى به حالت ندارد، او را به سوى آتش ببرید.و به آنكه عبادت خدا را به خلوص انجام مى&rlm;داده خطاب مى&rlm;رسد: تو را به عزت و جلالم سوگند، بگو كه به چه منظورى مرا عبادت مى&rlm;كردى؟ مى&rlm;گوید: به عزت و جلالت سوگند كه تو خود از من بهتر مى&rlm;دانى كه تو را فقط براى خشنودى و پاداش خانه آخرتت عبادت مى&rlm;كردم. خطاب مى&rlm;رسد: آرى، راست گفتى اى بنده من، او را به سوى بهشت ببرید&raquo;
&laquo;احباط&raquo; در اصطلاح متكلمان و علمای عقائد عبارت از این است كه ثواب اعمال پیشین بر اثر گناهان از بین برود. در واقع نقطه مقابل تكفیر است كه به معنى از بین رفتن كیفر و آثار گناهان پیشین به خاطر اعمال نیك آینده می&zwnj;باشد.علامه مجلسى در این زمینه می&zwnj;فرماید: مشهور میان متكلمان امامیه مى&rlm;گویند: ثواب مشروط به آن است كه انسان با ایمان از دنیا برود و عقاب مشروط به این است كه به هنگام مرگ با اسلام و توبه از دنیا نرود. هر کس کاری انجام می&zwnj;دهد به تناسب آن عمل استحقاق ذم یا مدح را پیدا می&zwnj;کند.و به آنكه عبادت خدا را ریایى انجام داده است مى&rlm;فرماید: تو را به عزت و جلال خود سوگند مى&rlm;دهم بگو كه از عبادت من چه منظورى داشتى؟ مى&rlm;گوید: منظورم خودنمایى بود. پس خطاب مى&rlm;رسد هر عبادتى كه مى&rlm;كردى و با آن خودنمایى مى&rlm;نمودى به درگاه ما نرسیده در نتیجه آن عبادت، امروز سودى به حالت ندارد، او را به سوى آتش ببرید
رابطه حبط اعمال با عدالت
حال این سۆال پیش می&zwnj;آید که آیا به راستى ممكن است اعمال نیك آدمى به خاطر اعمال بدش حبط و نابود شود؟ آیا این مساله با عدالت خداوند منافات ندارد؟!یکی از انواع ثواب&zwnj;ها و عقاب&zwnj;هایی که خداوند متعال در قرآن به مردم وعد و وعید داده است آن است که اگر کار نیکویی انجام دهند بدی&zwnj;هایشان را می&zwnj;پوشاند و اگر کار اشتباهی انجام داده و از ارتکاب به آن پشیمان نگشته و توبه نکنند مجازاتشان آن است که برخی از کارهای نیکشان به وسیله آن عمل زشت پوشیده شده و به اصطلاح حبط می&zwnj;گردد. این امر نیز به هیچ وجه منافاتی با عدالت باری تعالی نخواهد داشت. عدالت آن است که فرد مجرم متناسب با نوع جرم مجازات گردد. نه کم&zwnj;تر و نه بیش&zwnj;تر از آن. جدای از اینکه باب توبه تا لحظه مرگ برای انسان باز است و اگر فرد از گناهش بازگردد اعمال پوشیده شده دوباره نمایان خواهند شد.گاه مى&rlm;شود انسان سالیان دراز زحمت مى&rlm;كشد و با مشقت فراوان سرمایه&rlm;اى مى&rlm;اندوزد ولى با یک ندانم كارى و یا یك هوسبازى آن را از دست مى&rlm;دهد یعنى حسنات سابق حبط مى&rlm;شود و یا به عكس مرتكب اشتباهات و خسارت&zwnj;هاى زیادى شده و با یک عمل عاقلانه و حساب&zwnj;شده همه را جبران مى&rlm;كند. در مسائل معنوى نیز همین اصل صادق مى&rlm;باشد.
&nbsp;
&nbsp;
  

منابع:
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج&rlm;5 ،ص 333.
ترجمه المیزان، ج&rlm;2، ص: 250 و 251 و ج &rlm;10، ص 268.
تفسیر نمونه، ج&rlm;2، ص 113 و 114 و ج &rlm;19، ص 531.]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:18:10 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>ارزش عمل به رساندن آن به مقصد است</title>
<link>https://mashalehedayt.loxblog.com/ارزش-عمل-به-رساندن-آن-به-مقصد-است-1</link>
<guid>https://mashalehedayt.loxblog.com/ارزش-عمل-به-رساندن-آن-به-مقصد-است-1</guid>

<description><![CDATA[

&nbsp;ارزش عمل به رساندن آن به مقصد است!
  

&laquo;مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها&raquo; می&zwnj;گوید: &laquo;مَنْ جاءَ&raquo; نمی&lrm;گوید: &laquo;مَنْ عَمل&raquo; خداوند مگر نمی&lrm; فرماید: هرکس عملی را انجام دهد، ده برابر به او می&zwnj;دهیم. در این آیه نیز می فرماید : کار خوبتان را بیاورید. خیلی&lrm;ها کار خوب انجام می&lrm;دهند؛ اما نمی&lrm;توانند این کار خوب را بردارند و تا قیامت ببرند. وسط راه از دستشان می&lrm;افتد. &laquo;جاءَ&raquo; یعنی بردار و بیاور. بیاییم بنگریم به این که چه چیز باعث می شود که نتوانیم اعمال نیک خود را به سلامت به مقصد برسانیم.
  

هر کس یک &laquo;سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ&raquo;(1) بگوید ده درخت در بهشت به مجموع درخت&zwnj;های او اضافه می&lrm;شود. یک نفر گفت: پس باغ من چقدر درخت دارد. خدا می&lrm;داند كه ما چقدر الله اکبر گفته&zwnj;ایم. حضرت فرمودند: گاهی هم یک آتش می&lrm;فرستیم و همه را می&lrm;سوزانیم. لذا قرآن می&lrm;گوید: &laquo;مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها&raquo;(2) می&zwnj;گوید: &laquo;مَنْ جاءَ&raquo; نمی&lrm;گوید: &laquo;مَنْ عَمل&raquo; خداوند مگر نمی&lrm; فرماید: هر کس عملی را انجام دهد، ده برابر به او می&zwnj;دهیم. در این آیه نیز می فرماید : کار خوبتان را بیاورید. خیلی&lrm;ها کار خوب انجام می&lrm;دهند؛ اما نمی&lrm;توانند این کار خوب را بردارند و تا قیامت ببرند. وسط راه از دستشان می&lrm;افتد. &laquo;جاءَ&raquo; یعنی بردار و بیاور. بیاییم بنگریم به این که چه چیز باعث می شود که نتوانیم اعمال نیک خود را به سلامت به مقصد برسانیم.
&nbsp;

معنای واژه حبط
حبط، باطل شدن عمل و از اثر افتادن آن است. هر عملی که از انسان سر می زند چه خوب و چه ناپسند یک اثر خارجی خوب و یا ناپسند دارد. آن اثر در صورت عدم وجود از بین برنده آن، همچنان در نفس باقی خواهد ماند و مانند اعضا و جوارح جزئی از وجود آدمی خواهد شد. به این صورت که اگر فعل نیکی از انسان صادر شود اثر حاصل از آن فعل نیک، تا وقتی که فعل گناهی را مرتکب نشود در نفس انسان می ماند. اما در صورت ارتکاب به گناهی که سبب حبط عمل می گردد، آن عمل خوب ازبین خواهد رفت. به این زوال، حبط عمل گویند.حبط در اینگونه موارد نه با عقل انسانی منافات دارد و نه با عدل الهی؛ زیرا ارزش كار نیك به اثر مثبت و ماندگاری است كه در روح و جان انسان باقی می گذارد. اما این گونه سیئات، بكلی اثرات مثبت كارهای نیك پیشین را از بین می برند. بنابراین، با وجود این گناهان بزرگ، عمل صالحی در پرونده انسان باقی نمی ماند تا از خداوند پاداش آن را مطالبه كند
چه عملی حبط می گردد؟ 
در قرآن كریم، واژه حبط فقط به عمل انسان نسبت داده شده است و مراد از اعمال، خصوص اعمال عبادى و قربى نیست، بلكه شامل تمامى افعال انسان مى شود، افعالى كه آنها را براى رسیدن به سعادت انجام مى دهد. در تفسیر آیه 22 سوره آل عمران كه فرمود: (اولئك الَّذین حبطت اعمالهم فى الدُّنیا و الا خرة ...). (آنها كسانى هستند كه اعمال (نیكشان به خاطر این گناهان بزرگ ) در دنیا و آخرت تباه شده)؛ آمده است ، اعمال نیك آنان در دنیا مۆ ثر واقع نمى شود؛ مثلا: اگر صله ارحام داشته اند موجب طول عمرشان نمى گردد.(3)اثر حبط، بطلان عمل در هر دو جهان است.از آیات شریفه چنین استفاده مى شود كه همان طور كه آثار اخروى اعمال حبط و باطل مى شود، آثار دنیوى آنها نیز ساقط مى گردد. منظور از بطلان اعمال آنان در دنیا این است كه مورد مدح و ثناى مردم قرار نمى گیرند، كسى از ایشان ستایش نمى كند؛ خون و اموالشان، محفوظ نمى باشد و از ثمرات مسلمان بودن، بهره مند نخواهند بود و در قیامت نیز با هیچ گونه ثواب و پاداشى مواجه نمى گردند. حبط اعمال دنیوى آنان نظیر تجهیز سپاه ، جهت هجوم به لشكر اسلام ، پرداختن به مكر و حیله هاى شیطانى و برنامه ریزى و آماده شدن براى شكست دادن اسلام و ... بدین صورت است كه همه این افعال به هدر مى رود، مثمر ثمر واقع نمى شود و آن اهداف و نتایجى را كه منتظر وقوع آن بودند، حاصل نمى شود.(4)
چگونه حبط عمل با عدالت خداوند سازگار است؟ 
اگر به خاطر اعمال بدی كه بعدا انجام می شود اعمال نیك قبلی انسان باطل و پوچ گردد چگونه عدل الهی قابل توجیه است؟ در پاسخ این اشكال باید گفت:هر عمل بدی كه انسان انجام می&zwnj;دهد باعث حبط حسنات پیشین نمی شود. عواملی که موجب حبط اعمال از دیدگاه قرآن مجید می&zwnj;شوند عبارتند از :1-&nbsp;ارتداد.2-&nbsp;&nbsp;كفر.3-&nbsp;شرك مقارن با عمل نیك4-&nbsp;شرك بعد از ایمان .5-&nbsp;نفاق و بیمار دل بودن .6-&nbsp;فراتر از صداى پیامبر(صل الله علیه و آل وسلم ) سخن گفتن و بلندتر از كلام ایشان ندا سر دادن .7-&nbsp;منّت و آزارى كه بعد از صدقه انجام مى گیرد.8-&nbsp;دنیا را یگانه مقصود دانستن و فقط خواستار زینت و زیور آن بودن .9-&nbsp;كشتن پیامبران : و به قتل رساندن منادیان قسط و عدالت .10-&nbsp;باز داشتن دیگران از مسیر حق و مخالفت كردن با رسول خدا(صل الله علیه و آل وسلم ) .11-&nbsp;انكار روز قیامت و تكذیب معاد.هر عمل نیک یا بدی که از انسان سر میزند اثر وضعی دارد و آن موجب سعادت یا شقاوت انسان میگردد و این عین عدالت است ... مثل اینکه فردی سم بخورد خودش را برای همیشه میکشدحبط در اینگونه موارد نه با عقل انسانی منافات دارد و نه با عدل الهی؛ زیرا ارزش كار نیك به اثر مثبت و ماندگاری است كه در روح و جان انسان باقی می گذارد. اما این گونه سیئات، بكلی اثرات مثبت كارهای نیك پیشین را از بین می برند. بنابراین، با وجود این گناهان بزرگ، عمل صالحی در پرونده انسان باقی نمی ماند تا از خداوند پاداش آن را مطالبه كند.انسان به محض صدور هر یک از افعال فوق، اعمال نیکش همگی زایل و نابود می گردد؛ ولى در آینده و تا قبل از مرگ وی این امر، قابل تغییر و تبدیل مى باشد و در حال مرگاست که ثبوت و استقرار مى یابد.(5) در آیه 217 سوره بقره مى خوانیم : (...ومن یرتدد منكم عن دینه فیمت وهو كافرٌ فاءولئك حبطت اعمالهم فى الدُّنیا والا خرة و اولئك اصحاب النَّارهم فیها خالدون) (ولى كسى كه از آیینش برگردد و در حال كفر بمیرد، تمام اعمال نیك (گذشته) او در دنیا و آخرت، بر باد مى رود و آنان اهل دوزخند و همیشه در آن خواهند بود.)
با توجه به معنی عدل وضع الشی موضعه ... هر چیزی را در جای خود نهادن...و با توجه به تجسم عمل ... یعنی هر عملی در حقیقت برای انسان مجسم می شود ... و نیز با توجه به اینکه از خداوندی که خیر مطلق و محض است هیچ گونه شر و بدی و عذاب صادر نمی شود... و نیز با توجه به اینکه خداوند در عالم تکوین چنین وضع نموده که فلان گناه فلان اثر وضعی را داشته باشد... و این سنت خداست که در آن تغییری نسیت چنان که فرمود ... و لا تجد لسنتنا تحویلا(6)در نتیجه هر عمل نیک یا بدی که از انسان سر میزند اثر وضعی دارد و آن موجب سعادت یا شقاوت انسان میگردد و این عین عدالت است ... مثل اینکه فردی سم بخورد خودش را برای همیشه میکشد. و مانند آن.در پایان به این کلام نورانی حضرت امیر سخن خود را به اتمام می رسانیم که (...اعوذ بك ان اعمل ذنبا محبطا لا تغفره ابدا...) (7) خدایا! از انجام دادن گناهى كه حبط كننده اعمال است و مورد مغفرت تو قرار نمى گیرد، به تو پناه مى برم.
&nbsp;*************************************
پی نوشت ها :
1-&nbsp;كافی، ج&rlm;2، ص&rlm;506.
2-&nbsp;انعام/160.
3-&nbsp;تفسیر القرآن و العقل ، ج 1، ص 202.
4-&nbsp;تفسیر مجمع البیان ، ج 2، ص 424. روح المعانى ، ج 3، ص 109. منهج الصادقین ، ج 2، ص 197. المراغى ، ج 3، ص 125. روان جاوید، ج 1، ص 293 .
5-&nbsp;المیزان ، ج 2، ص 167 - 172.
6-&nbsp;سوره اسراء آیه 77.
7-&nbsp;بحارالانوار، ج 91، ص 240،همان ، ص 93 و ج 88، ص 382.]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:18:10 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>نماز، تنظیم گیرنده وجود انسان به سوی الله</title>
<link>https://mashalehedayt.loxblog.com/نماز-تنظیم-گیرنده-وجود-انسان-به-سوی-الله</link>
<guid>https://mashalehedayt.loxblog.com/نماز-تنظیم-گیرنده-وجود-انسان-به-سوی-الله</guid>

<description><![CDATA[

نماز، تنظیم گیرنده وجود انسان به سوی الله
&nbsp;
&nbsp;براساس آموزه های قرآنی، یکی از مهم ترین اهداف زندگی بشر، خودسازی در راستای دستیابی به کمالات است؛ زیرا انسان به یک معنا ماهیت و هویتی بی شکل است که در فرآیندی، شکل واقعی و ثابت خود را پیدا می کند.علمای بزرگ اسلام بر این باورند که انسان خود را برای ابدیت می سازد و آنچه را که به عنوان صورت اخروی نامیده می شود، هر شخصی در دنیا برای خود می سازد. سازه های صورت اخروی و حتی بهشتی که در آن زیست می کند، سازه های هر شخص است. از این رو در روایات اسلامی از سازه های بشری که با اعمال صالح برای بهشت ساخته می شود، سخن به میان آمده است.نویسنده دراین مطلب بر آن است تا نقش یکی از اعمال صالح به نام نماز را در سازه انسانی و کمالی براساس آموزه های قرآنی بیان کند.

خودسازی، بایسته و شایسته انسانی
خداوند مأموریت پیامبران را اموری چون تعلیم و تزکیه دانسته است (بقره، آیات ۱۲۹ و ۱۵۱؛ آل عمران، آیه۱۶۴؛ جمعه آیه۲) البته از نظر قرآن، تعلیم و تزکیه را خداوند از طریق ابزارهای گوناگون انجام می دهد؛ زیرا اقتضای توحید از جمله توحید فعلی این مطلب است. از این رو خداوند به صراحت بیان می کند که تزکیه و پاکسازی افراد را خداوند انجام می دهد و هیچ کس نمی تواند عمل پاکسازی و تزکیه را انجام دهد مگر آنکه در مقام مظهریت از اسم مزکی قرارگیرد.
خداوند در آیه ۴۹ سوره نساء و ۲۱سوره نور، تأکید می کند که تنها خداوند است که تزکیه می کند و کسی را نرسد که جز به اراده و مشیت و فعل الهی تزکیه و پاک شود؛ چرا که تنها اوست که مزکی می باشد و اگر کسی در مقام تزکیه قرار می گیرد و مزکّی نامیده می شود مانند پیامبران، آنان به عنوان مظاهر اسم الهی عمل می کنند.
البته این بدان معنا نیست که انسان تلاشی را انجام ندهد و در انتظار تزکیه الهی باشد؛ بلکه بر اوست که تلاش کند و زمینه تزکیه را فراهم آورد؛ زیرا برای تزکیه الهی لازم است تا شخص، اقدام به خودسازی کند و گامی برای بسترسازی بهره مندی از اسم مزکی بردارد؛ زیرا اسمای الهی بر سرزمین جان همانند آفتاب، بی هیچ بخل و خساستی می تابد و هرکسی می بایست آینه وجود و قلب خویش را به سمت و سوی آفتاب اسمای الهی بگیرد تا از آن بهره برد.
کسی که آینه قلب و وجودش با گناه و بدی ها و زشتی ها پوشانده و پرده بر آن افکنده است نمی تواند از نور الهی استفاده کند یا به طور کامل از آن بهره مند شود.
خداوند از بندگان می خواهد تا خود را برای بهره مندی از آفتاب اسمای الهی آماده سازند و زمین خویش را به زمین پاک تبدیل کنند و اجازه ندهند تا شوره زاری شود که در آن گیاهی نمی روید یا سرزمینی که در ظلمت قرارگرفته و از نور الهی خود را نهان کرده است.
بسیاری از آیات قرآنی در حقیقت راهنمای این معنا هستند که آدمی را با عوامل بسترساز تزکیه الهی و بهره مندی از اسمای الهی آشنا سازند.
ازنظر قرآن، هیچ انسانی از آفتاب اسمای الهی بهره نخواهد برد، مگر اینکه بستر تابش اسمای الهی را برجان و قلب و وجودش فراهم آورد. انسان می بایست تغییراتی متناسب با شرایط تابش فراهم آورد تا امکان تابش مهیا شود. این گام تغییر یعنی خودسازی را باید انسان بردارد چراکه اسمای الهی بر وجود و جان کسی می تابد که آنتن ماهواره وجودش را به سمت آفتاب گرفته باشد و براساس استانداردها و معیارهای الهی آن را در جایگاه درست و موقعیت مناسب تنظیم کرده باشد تا به درستی امواج الهی را دریافت کند و تصویری روشن به نمایش گذارد. (انفال، آیه۵۳؛ رعد، آیه۱۱).
در حقیقت خودسازی به معنای تنظیم گیرنده های وجودی در مسیر ارسال امواج تابش انوار اسمای الهی است. این خودسازی که فرصت بهره مندی از تزکیه الهی یعنی تابش انوار اسمای الهی را فراهم می آورد، همان چیزی است که خداوند به عنوان یک شایسته بلکه بایسته از انسان خواسته است و حتی راه های تنظیم گیرنده ها و امکان دریافت صوت و تصویر شفاف و مناسب را به عنوان اوامر و نواهی بیان کرده است.
هر یک از احکام الهی طریقتی برای تنظیم وجود و جان آدمی در مسیر تابش امواج اسمای الهی است. برخی از احکام الهی، از این توانایی برخوردارند که دریافت کامل تر و پرحجم تر از بسیاری یا همه اسمای الهی داشته باشند، درحالی که برخی از احکام که از آنها به مستحبات یاد می شود، از قدرت و توان کمتری برخوردارند.
در مقابل، ارتکاب هرگونه محرمات و مکروهات به معنای تنظیم نادرست در جهت گیری گیرنده وجود آدمی است. به ویژه آنکه اگر گیرنده به سمت محرمات تنظیم شود، به جای دریافت انوار اسمای الهی، ظلمات شیطانی را دریافت کرده و وجود و جان آدمی را تاریک می کند.
خداوند در آیات بسیاری به تأثیر هر یک از محرمات و مکروهات در جا به جایی موقعیت گیرنده وجود آدمی اشاره می کند. به عنوان نمونه خداوند در آیه ۱۲۰ سوره بقره و ۳۷ سوره رعد، پیروی انسان از هواهای نفسانی و شیطانی را موجب محرومیت از امدادهای الهی برمی شمارد. این بدان معناست که پیروی از هواهای نفسانی، صفحه وجود آدمی را از سمت خدا و وجه الله دور می کند و اجازه نمی دهد تا امدادهای الهی به او برسد و وجودش آن را دریافت کند.
وقتی به آثار و کارکردهای واجبات و مستحبات یا محرمات و مکروهات در آیات قرآنی توجه می شود، به خوبی می توان دریافت که چگونه هر عملی، همانند تغییر جهت سمت و سوی آدمی نسبت به سیگنال های ارسالی از سوی ذات خداوندی است . از این رو خداوند در آیات بسیاری از مردم می خواهد تا جهت خویش را به سوی خداوند تغییر دهند تا دریافت مناسب و خوبی از سیگنال های ارسالی داشته باشند. (انعام، آیه۷۹؛ قصص، آیه۸۸؛ رحمن، آیه۲۷)
البته خداوند در آیه ۱۱۵ سوره بقره بر این نکته توجه می دهد که خداوند محیط بر هستی و انسان است و هیچ چیزی بیرون از دایره احاطه الهی نیست. از این رو، هر کسی به هر سمت و سویی رو آورد، همان سمت وجه الله است، با این تفاوت که سمتی را که خداوند از انسان خواسته تا بدان متمایل و متوجه شوند، همان سمتی است که در شکل واجبات و مستحبات بیان شده است و سمت دیگر یعنی محرمات و مکروهات نوعی رویگردانی از سمت مورد اشاره الهی است و موجب کاهش دریافت و یا عدم دریافت سیگنال های ارسالی از وجه الله و انوار اسمای الهی خواهدبود.
در حقیقت دین اسلام، اطاعت از ولایت خدا، پیامبر و امامان(ع)، همان وجه الله است. (التوحید، شیخ صدوق، ص ۱۴۶) که انسان با اطاعت از آن می تواند دقیقا در جهتی قرار گیرد که سیگنال کامل و مستقیم انوار الهی فرستاده و دریافت می شود.
از آن جایی که نفس آدمی جایگاه دریافت خوبی ها و بدی هاست، از این ظرفیت کامل برخوردار است (شمس، آیات ۷و۸؛ بقره، آیات ۲۳۵ و ۲۸۴) که هرگونه سیگنال هایی را دریافت کند. پس وجود آدمی می تواند سیگنال های مثبتی را دریافت کند که از اسمای جمالی الهی برای کمال ارسال می شود و شخص را متاله و مظهر تجلی اسمای الهی می سازد. (فصلت، آیه۵۳) چنانکه می تواند در برابر اسمای جلالی قرارگیرد و موجبات شقاوت و دوری و بدبختی خود را فراهم آورد.
نماز، عامل تنظیم وجود به سوی انوارالله
الله اسمی است که تمامی اسمای الهی را در خود مستجمع دارد؛ از این رو نام الله، به عنوان اسم جامع گفته شده است. گیرنده وجود انسانی اگر بخواهد در یک خودسازی به سمت الله نشانه رود تا همه انوار الهی را یکجا دریافت کند؛ چنان که برخی از گیرنده های ماهواره ای همه امواج و سیگنال های موجود کانال های تلویزیونی و رادیویی را دریافت می کنند، می تواند از عامل نماز به عنوان مهمترین ابزار در تنظیم آن بهره گیرد.
خداوند در آیات بسیاری از قرآن به نقش بسیار پیچیده و مهم نماز در توجه وجه آدمی به سوی وجه الله اشاره می کند. از جمله در آیاتی که درباره تعیین قبله نماز واردشده این معنا مورد تأکید قرارگرفته است که نماز می تواند سمت و سوی انسان را به سوی بهترین جهت سامان دهد که خداوند با تمام اسمای خویش در آن سمت می تابد.
از این رو به جای توجه به همه جهات با آنکه هیچ جهتی با جهت دیگر فرق ندارد و انسان در دایره احاطه وجودی اوست و خداوند محیط بر او و همه هستی است، (بقره، آیه ۱۱۵) از انسان خواسته شده تا به یک سمت خاص توجه یابد تاسیگنال های کامل و تمام را از انوار الهی دریافت کند. (بقره، آیات۱۴۴ و ۱۴۹ و ۱۵۰)
آدمی هنگامی که در برابر کعبه، مسجدالحرام و شهر مکه قرارمی گیرد، در برابر وجه الله است و می تواند تمامی انوارالهی را به تمام و کمال دریافت کند و خود را متاله سازد و خدایی شود. در حقیقت کاری که نماز به سمت قبله انجام می دهد، ایجاد شرایطی مناسب برای دریافت کامل انوار همه اسمای الهی است. این همان ظرفیت بسیار عالی است که نماز برای خودسازی یعنی زمینه سازی برای متأثرشدن از تزکیه الهی و بهره مندی از انوار اسمای الهی دارد.
خداوند در آیاتی از جمله آیه ۱۳۲سوره طه به نماز امر می کند تا زمینه بهره مندی از آثار آن برای ایشان فراهم آید. نقشی که نماز در تحقق بسیاری از کمالات از جمله تقوا (بقره، آیات ۲ و ۳ و ۱۷۷)، بر و نیکی(بقره،&zwnj;آیه ۱۷۷)، احسان و نیکی(هود، آیات ۱۱۴ و۱۱۵)، خضوع(حج، آیات ۳۴ و ۳۵)، صلاح و اصلاح(اعراف، آیه ۱۷۰)، استقامت و پایداری(هود، آیات ۱۱۲ و ۱۱۴)، صداقت و راستی(بقره، آیه ۱۷۷)، تقرب و قرب الهی(انفال، ایات ۳ و ۴)، کرامت (معارج ، آیات ۱۹ تا ۲۲ و ۳۵)، خشیت قلب(انفال، آیات ۲ و ۳)، حب الهی(ابراهیم، آیه ۳۱)، صبر و شکیبایی و بردباری(معارج، آیات ۲۰ تا ۲۲) ، ولایت(مائده، آیه ۵۵) و در یک کلمه نورانیت وجود (فتح، آیه ۲۹) دارد، نقشی بی مانند است. اگر انسان به خواهد همه کمالات الهی را در خود تحقق بخشد و با نورانیت اسمای الهی متاله و خدایی شود(فتح، آیه ۲۹) می بایست به نقش بی بدیل و بی مانند نماز به عنوان ذکر الله(نساء، آیه ۱۴۲؛ هود، آیه ۱۱۴ ؛ طه، آیه ۱۴) توجه کند که توجه آدمی را به سوی وجه الله تنظیم می کند.
نماز عامل رهایی از مشکلات
کسی که نماز را عامل توجه به وجه الله و دست یابی به نورانیت اسمای الهی و متاله شدن خود قرار می دهد، از بسیاری از مشکلات رهایی می یابد. از این رو خداوند نماز را عامل رهایی از مشکلات می داند. (بقره، آیه ۴۵) و از بشر خواسته برای رهایی از مشکلاتی چون فقر(طه، آیه ۱۳۲)، بخل(معارج، آیات ۲۱ و ۲۵) ، حرص(معارج، آیات ۱۹ تا ۲۱)،&zwnj;حزن و اندوه(بقره، آیات ۲۷۷)، خوف و ترس(بقره، آیه ۲۷۷)، شقاوت و بدبختی(مریم، آیات ۳۱ و ۳۲)، غفلت (اعراف، آیه ۲۰۶)، گناه(مائده، آیه ۱۰۶)، گمراهی(مائده، آیه ۱۲) ، عذاب و رنج دنیوی و اخروی(اعلی، آیات ۱۲ تا ۱۵؛ بقره، آیات ۴۵ و ۴۸ و ۱۷۷) و شهوت رانی(مریم،آیه ۵۹) به نماز متوسل شوند تا این گونه از ظلمت و تاریکی برخاسته از این امور رهایی یابند و با بهره مندی از امدادات الهی و فرشتگان مامور الهی(آل عمران، آیه ۳۹) از نورانیتی در دنیا و آخرت بهره مند شوند که برخاسته از تجلی اسمای الهی در ذات و وجود وی دارد.(فتح، آیه ۲۹)
بدین ترتیب انسان با نماز در مقام خودسازی، آماده بهره مندی از تزکیه الهی و آراستگی ظاهر و باطن به نورانیت خداوندی و اسمای متجلی در ذات خود می شود. (اعراف، آیه ۳۱و فتح،آیه ۲۹)
بسیاری از مردم به نقش کمالی و بسیار مهم نماز در زمینه سازی برای دریافت تزکیه الهی توجهی ندارند و آن را تنها یک عمل صرف عبادی برمی شمارند و نسبت به انجام آن تساهل و تکاهل روا می دارند (نساء، آیات ۴۳ و ۱۴۲ ؛&zwnj;توبه، آیه ۵۴ ؛ ماعون، آیات ۴ و ۵) و این گونه بهترین موقعیت و ابزار استعانت را از دست می دهند.(بقره،&zwnj;آیه ۴۵)
تاکید قرآن برنماز به عنوان اولین واجب عبادی درکنار تاکید بر عمود دین بودن و فارق ایمان و کفر، خود بهترین گواه بر اهمیت بسیار مهم و نقش سازنده نماز در بسترسازی جهت قرارگرفتن در ظل توجهات الهی در تزکیه شدن به امر خداوند و اراده و مشیت اوست. اگر کسی بخواهد تزکیه الهی را دریافت کند و از سوی خداوند پاکسازی شود لازم است به نماز توجه ویژه ای مبذول دارد و آن را در اوقات خاص خود انجام دهد؛ زیرا در آن شرایط همه چیز برای تاثیرگذاری نماز فراهم است و درهای آسمان درآن زمان به تمام و کمال باز بوده و فرشتگان برای تاثیرگذاری از دریچه نماز به یاری نمازگزار می آیند.
بنابراین، شخص می بایست با حضور قلب و توجه کامل در اوقات پنج گانه به سوی خداوند متوجه شود تا در بهترین حالت در بهترین مکان و موقعیت از تابش انوار اسمای الهی برخود بهره مند شود و زمینه متاله شدن و تحقق اسمای الهی در ذات خود و تجلی آن در وجود را به دست آورد.
اینکه درآیات قرآنی بر اوقات پنج گانه نماز وطهارت و پاکی همه ظاهر و باطن وجود (نساء آیه ۴۳ و مائده آیه۶؛ مدثر، آیه ۴) تاکید شده از آن روست که آدمی در این زمان می تواند آینه وجود اسمای الهی شود و خود را به عنوان مظهر و متجلی قرار دهد تا دریک فرآیندی انوار الهی برجان او نقش دایمی بندد و او را برای متاله شدن و مظهریت تمام از خداوند آماده سازد.
باشد بابهره مندی از این فرصت بی بدیل و بی نظیر اجازه ندهیم که با پشت کردن به قبله نماز، خود را از آفتاب وجود الهی محروم سازیم و در آخرت انگشت حسرت به دندان بگزیم و خود را نادم یابیم که در آن زمان دیگر سودی ندارد.
منبع:سماموس 
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:18:10 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>قرآن و راهکارهای برونرفت از مشکلات</title>
<link>https://mashalehedayt.loxblog.com/قرآن-و-راهکارهای-برونرفت-از-مشکلات</link>
<guid>https://mashalehedayt.loxblog.com/قرآن-و-راهکارهای-برونرفت-از-مشکلات</guid>

<description><![CDATA[

قرآن و راهکارهای برونرفت از مشکلات
&nbsp;
&nbsp;انسان در دنیای تضاد ها ، گرفتار مشکلات فردی و جمعی ویا روانی و جسمانی بسیار است. کسی را نمی توان یافت که از مشکلات و معضلات سخن نگوید و یا از آن ننالد. از این رو ، شناخت و یافتن راهکارهایی برای برونرفت از این مشکلات ، دغدغه هر انسانی است.حتی کسانی که از راهکارهای موفقیت، سخن می گویند و طرح ها و پیشنهادهایی را در این زمینه ارایه می دهند ، در حقیقت به نوعی سخن از راه های برونرفت از مشکلات و دشواری هایی می کنند که مانع عمده در سر راه تحقق آرمانی است که از آن به عنوان موفقیت یاد می کنند.برخی از مشکلات و دشواری ها به گونه ای است که انسان حتی با عقل جمعی و مشاوره با دیگرانی چون استادان آگاه و کارشناسان نمی تواند راهی برای بیرون آمدن از آن بیابد. مواردی که به حق می توان گفت که انسان در آن حالت از همه کس و همه چیز نومید می شود و همه درهای رهایی را به سوی خود بسته می بیند.

در این گونه موارد است که پای رمالان و دلالان باز می شود تا با سرکیسه کردن مردم راه برونرفت را در اختیار ایشان بگذراند.راه هایی چون فال قهوه و پیش گویی و ورد و جادو و جفر و اسطرلاب از روش های کسانی است که وامانده و نومید از یافتن راهی معقول و معمول برای رهایی از مشکلات خود هستند. برخی نیز در اوج مشکلات به جهت سستی بنیادهای بیشنی و گرایشی دست به خودکشی می زنند.در حقیقت به جای حل و فصل مشکلات می کوشند تا با پاک کردن صورت مساله یعنی خویشتن خویش، از رنج مشکلات و گرفتاری ها برهند . این اوج نومید و یاس است که خداوند از آن به قنوط تعبیرمی کند و در قرآن می فرماید: اذا مسه الشر فیؤس قنوط( فصلت آیه ۴۹) ؛ هنگامی که به آنان شر و بدی می رسد ( و گرفتار مشکلات و ناملایمات زندگی می گردند پس مایوس و نومید می گردنددر جایی دیگر این افراد و اشخاص را انسان هایی گمراه می شمارد که حق و راه درست را نشناخته و بدان سو نمی روند: ومن یقنط من رحمة ربه الا الضالون( حجر آیه ۵۶) ؛ و جز گمراهان کسی از رحمت پروردگارش مایوس و نومید نمی شودنومیدی و بریدن از حق و رحمت واسع و گسترده او به عنوان گناهی کبیره و بزرگ شمرده شده است که هر مومنی به خدا و رستاخیزمی بایست از آن پرهیز کند،( زمر آیه ۳۹) و از این که دچار گرفتارهایی و مشکلات و بدی ها می شود نمی بایست از خدا و رحمت او نومید شود.( روم آیه ۳۶)
علوم غریبه و راهکارهای پیشنهادی آن
برخی با توجه به تایید علوم و دانش هایی که در اصطلاح از آن به علوم غریبه یاد می کنند می کوشند با استمداد و یاری از آن مشکلات خود را که از طرق عادی و معمولی و اسباب ظاهری و طبیعی قابل حل و فصل نیستند ، حل نمایند.
در برخی از آیات و حتی روایات از توانمندی های برخی از افراد چون هاروت و ماروت ( بقره آیه ۱۰۲) و جنیان که دارای قدرت فوق العاده ای بوده اند(نمل آیه ۳۹ و ۴۰ نیز جن آیات ۶ و۷) سخن رفته است. سحر و جادو در برخی موارد تایید شده و این دانش ها به عنوان علومی یاد شده است که توانمندی های خاصی برای انسان فراهم می آورد .
از این رو هر چند که برخی از رفتارها و استفاده ها و یا سوء استفاده ها مورد نکوهش و سرزنش قرار گرفته است ولی اصل آن مورد تردید نیست. از این رو برخی بر این باورند که می توان با استفاده مشروع از این علوم و دانش ها به مقصد و مقصود رسید و مشکلات را از پیش رو برداشت .
اما ناگفته نماند که این علوم و دانش ها در اختیار هر کسی نیست و افزون بر دور بودن از دسترسی توده مردم ، موجبات سوء استفاده نیز در آن فراوان است. این راه ها نه تنها در اختیار همگان نیست بلکه دغل کاران در این عرصه زیاد هستند .
افزون بر این که این علوم و دانش ها به گونه نیست که عموم مردم بتوانند از آن بهره گیرند. بنابراین بهترین راهکار آن است که انسان با استفاده از کوتاه ترین و مناسب ترین و درست ترین و کم هزینه ترین راه که در اختیار همگان است به مقصد و مقصود دست یابد. این راه همان چیزی است که ما از آن به راهکارهای قرآنی برای برونرفت از مشکلات و معضلات دنیایی و اخروی ، مادی و معنوی یاد می کنیم.
نگره قرآن به علل مشکلات
قرآن برای مشکلات و دشواری ها و بدی هایی که انسان بدان گرفتار می شود عللی را بیان می کند. شناخت این علل می تواند برای درک و فهم بهتر راهکارهایی که قرآن برای برونرفت از مشکلات ارایه می دهد مفید و سازنده باشد؛ زیرا بدون شناخت علت های پیدایی مشکلات نمی توان به راهکارهای برونرفت دست یافت و یا اگر راهکارهایی ارایه می شود بدان اعتماد و عمل کرد.
به عنوان نمونه کسانی که به سوی رمل و جفر و اعداد کشیده می شوند میان مشکلات و راهکارهایی که این دسته افراد و اشخاص ارایه می دهند نوعی رابطه علی و معلولی می یابند و می کوشند تا با برطرف کردن ( دفع و یا رفع) آن بتوانند از مشکلات برهند و به موفقیت دست یابند.
این دسته افراد دست کم به رابطه همبستگی میان مشکلات و مثلا رمل اعتقاد دارند و بر این باورند که رمل می تواند این دسته از مشکلات را بردارد. ایجاد محبت یا دشمنی با ورد و یا دعای خاص به معنای باور به نوعی همبستگی میان دو پدیده است. این باور است که فرد را به سوی دعانویس و یا رمال می کشاند .
بنابراین برای فهم درست راهکارهای قرآنی برای برونرفت از مشکلات و معضلات ، شناخت عللی که قرآن برای مشکلات بیان می کند می تواند مفید باشد. از این رو می بایست پیش از بیان راهکارهای قرآنی برای برونرفت از مشکلات مختلف و متعدد ، به بیان عللی بپردازیم که قرآن آن ها را به عنوان علل مشکلات به صورت صریح وبی پرده و یا در قالب مثال و غیر مستقیم بیان و مطرح کرده است.
یکی از عللی که قرآن برای ایجاد مشکلات بیان می کند طبعیت دنیاست. دنیا به عنوان مکان تضاد به گونه ای است که نمی تواند برای همگان یکسان عمل کند. اگر برای کسی که خشت می زند ، آفتاب مفید و سازنده است برای دیگری که کشت و زرع دارد باران امری مفید شناخته می شود. از این رو برای فردی بارش باران موفقیت آور و سازنده است ولی برای دیگری مشکل آفرین و مضر شناخته می شود.
از علل دیگری که می توان برای برای مشکلات بیان داشت ، آزمونی بودن دنیاست. دنیا برای انسان به عنوان مکان تکلیف و بروز استعدادها و ظرفیت ها عمل می کند. انسان تا دچار مشکلات و معضلات نگردد نمی تواند ، ظرفیت های و توانمندهای سرشته در خود را آشکار و آزاد سازد.
ظرفیت ها و توانمندی هایی که قرآن از آن به اسما و جعل اسما می کند( بقره ۳۲) هر نام و اسمی که در انسان سرشته و نهاده شده است یک توانمندی و قدرتی است که می تواند با آن بر خود و جهان سیطره کند و به عنوان آفریننده و پروردگار عمل نماید. این توان از آن رو در انسان سرشته شده است که انسان خلیفه خدا در زمین و هستی است و زمین و دنیا به عنوان قرارگاه موقت او عمل می کند تا در یک فرآیند به نسبت طولانی خود را آن چنان که هست بشناسد و نشان دهد.
( مستقر و متاع الی حین) از این رو دنیا را آزمایشگاه انسان سازی دانسته اند که در میان تضادها و اختلافات و مشکلات می تواند ظرفیت های خود را آزاد ساخته و به فعلیت رساند. مشکلات و دشواری ها یی که پیش روی بشرقرار می گیرد ، موجب می شود تا انسان برای رهایی از آن به تفکر و ابتکار و ابداع و اختراع دست زند و مشکلات را به خرد و عقل و ایمان خود به موفقیت تبدیل و تغییر نماید.
به همین علت گفته اند که نیاز و احتیاج مادر اختراع و ابتکاراست. نیاز در حقیقت چهره دیگری از مشکلات است که انسان با آن رو به روست. وقتی مشکلی ایجاد می شود نیازی پدید می آید و انسان برای رفع این نیاز و مشکل می کوشد تا راهکاریی را بیابد و این هنگام است که خلاقیت و تخیل دست به دست هم می دهند و راهی برای نیاز و مشکل پیدا می کنند .
از علل دیگری که قرآن آن را به عنوان علل مشکلات بیان می کند ، نوع رفتار انسان با خود و طبیعت است. برخی از گرفتارهایی انسانی برآیند و نتیجه اعمال و رفتاری است که انسان نسبت شخصیت خود و یا نسبت به دیگران ویا جامعه و یا زمین انجام می دهد. قرآن در این باره می فرماید:
ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس( روم آیه ۴۱) ؛ فساد و مشکلات درخشکی و دریا به جهت دستاوردهای مردم پدیدار شد. به این معنا که برخی از دستاوردهای بشر و مردم چیزی جز فساد در محیط زیست نیست. این گونه دستاوردهای زیانبار انسانی است که محیط زیست را به فساد و تباهی می کشاند و در نتیجه آن برای آدمی مشکلاتی پدیدار می گردد.
در آیه دیگری نیز مشکلات فردی را که ازآن به سئیات و بدی ها تعبیر می کنیم ، به اعمال انسانی و دستاوردی از آن به شمار آورده می فرماید: و ان تصبهم سیئه بما تقدمت ایدیهم اذا هم یقنطون(روم آیه ۳۶) و هرگاه بدی به جهت آن چه دست هایشان پیش فرستاده بدان ها می رسد در این هنگام نومید و مایوس می شوند.
این گونه مشکلات و بدی هایی که به انسان به جهت اعمال و رفتارنادرست فردی و یا جمعی به خود و یا جامعه و حتی محیط زیست می رسد ، بدی هایی هستند که می بایست انسان خود را سرزنش کند ولی با این همه نومید نگردد؛ زیرا خداوند حتی برای این گونه مشکلات که بازتاب عمل خودمان می باشد ، راهکارهای برونرفتی را ارایه داده است.
راهکارهای برونرفت از مشکلات از نگره قرآنی
قرآن برای برونرفت از همه مشکلات حتی آن هایی که بیرون از اراده و اختیار ماست و در حقیقت می توان آن را مشکلات طبیعی دنیا دانست راهکارهایی را ارایه داده است. این راهکارها ، افزون بر راهکارهایی است که قرآن به عنوان راهکارهای عادی و معمولی و از طریق بهره گیری از ابزار و اسباب دنیوی ارایه می دهد. به این معنا که انسان برای رهایی از مشکلات می تواند از سازوکارهایی استفاده کند که وی را از مشکلات رهایی می بخشد.
این راه ها را می توان در حوزه های مختلف و با بهره گیری از پیامبرباطنی یعنی خرد وعقل و دیگر اسباب به دست آورد. چنان که گفته شده است که برای هر دردی مادی درمانی است. استفاده از دارو و پزشک و مانند آن در درمان بیماری ها از راه هایی است که خرد بشری به آن می رسد. در برخی از روایات معتبر اسلامی آمده است که :
ان الله یابی ان تجری الامور الا باسبابها؛ این که خداوند پرهیز دارد که امور دنیا به جز از راه سبب ها جریان پیدا کند. به این معنا که برای هر مساله ای راه و سببی ماده و تکوینی و طبیعی قرار داده است. اما سخن این است که وقتی انسان در از این اسباب به هر دلیلی بهره نتواند بگیرد و یا به سختی و دشواری از آن ها استفاده کند و یا در مقام نومیدی از اسباب قرار گیرد چه راه کاریی را قرآن برای این مرحله و مرتبه قرار داده است؟
آیا اصولا سازوکاری برای این مرتبه و مرحله است؟ اگر راهکاری وجود دارد آن چیست؟ آیا رمل و جفر و پناه بردن به سحر و جادو و دیگری شیوه و علوم که در اصطلاح به آن علوم غریبه گفته اند امری درست است. اگر این راه کار نادرست و یا برای عموم قابل دسترسی نباشد آیا اسلام و قرآن راهکاری عام و کلی و برای همگان قرار داده است ؟
آن راهکار پیشنهادی و سازوکاری قرآنی برای برونرفت از چنین مشکلاتی و همه مشکلات چیست؟ در این نوشتار کوشش می شود تا روش و یا روش های برونرفتی که قرآن بدان اشاره کرده را و بسیار بر آن تاکید داشته و در آیات بسیاری بدان پرداخته و به عنوان اصل کلی به انسان تعلیم داده است، شناسایی و بیان شود.
۱٫ استغفار : یکی از مهم ترین راهکارهای قرآنی برای برونرفت از مشکلات استغفار است. استغفار به معنای درخواست پوشش و گذشت و آمرزش است . ( مفردات راغب ) به این معنا که انسان از خدا می خواهد که وی را ببخشد و درحق وی گذشت نماید و او را به رحمت خود پوشش دهد. این واژه در اصطلاح قرآنی به معنای درخواست زبانی یا عملی آمرزش و پوشش گناه از خداوند به هدف مصونیت از آثار بدگناه و عذاب است. ( کشف الاسرار ج ۲ ص ۴۶ و نیز التحریر و التنویر ج ۴ ص ۹۲) .
استغفار با توبه این تفاوت را دارد که استغفار آمرزش خواهی از گناهان برای پیراستن روح است و توبه اقدام برای آراستن روح به صفات پسندیده ای چون توحید می باشد.( المیزان ج ۱۰ ص ۱۴۰ ) و یا استغفار درخواست آمرزش از گناهان پیشین و توبه پشیمانی و بازگشت به خدا درباره گناهانی است که امکان دارد در مقام عمل انجام دهد.( تفسیر کبیر فخر رازی ج ۱۷ ص ۱۸۱)
ایات بسیاری درقرآن به مساله استغفار پرداخته است وارزش و جایگاه و اهمیت آن را نشان داده است. ( ۶۸ بار) در آیاتی از قرآن به پیامبر با آن که اهل عصمت و طهارت است می فرماید که به سوی خداوندت استغفار کن. (آل عمران، آیه ۱۷؛ ذاریات، آیه ۱۸ )
در آیاتی نیز به مومنان دستور می دهد که استغفار کنند (آل عمران ، آیه ۱۳۵؛ نساء، آیه ۱۶۴) و یا این که اهل استغفار در سحرگاهان باشند. () پس از بیان اهمیت و ارزش استغفار به بیان این راهکاربرای برونرفت از مشکلات و معضلات فردی و جمعی اشاره کرده و می فرماید: دو عامل اصلی و کلی است که حتی عذاب هایی طبیعی و غیر طبیعی چون سیل و زلزله و جنگ و عذاب استیصالی و از میان برکن را از انسان دور می سازد.
یکی وجود پیامبر (ص) است و دیگری استغفار می باشد.(انفال آیه ۳۳) حضرت امیرمومنان (ع) می فرماید: در روی زمین دو وسیله و ابزارامنیت از عذاب الهی وجود داشت: یکی از آن دو وجود پیامبر(ص) بود که با رحلت آن حضرت برداشته شد و انسان ها از آن محروم شدند ولی دیگری که استغفار است همواره برای همگان تا قیامت وجود دارد . پس بدان تمسک جویید و چنگ زنید و آن گاه آیه ۳۳ سوره انفال را خواند.( نهج البلاغه حکمت ۸۸)
استغفار تا آن اندازه مهم و ارزشمند نشان داده شده است که حتی عذاب یعنی کیفر اعمالی که در دنیا انسان به جهت تکوین و یا تشریعی بدان مبتلا و گرفتار می گردد ، از وی و یا جامعه بر داشته می شود. انسان با استغفار می تواند از این دسته عذاب های دنیوی و اخروی که به جهت بازتاب و واکنش طبیعی اعمال گریبان گیر او می شود رهایی یابد.
از مهم ترین آثار استغفار که در آیات قرآن بدان اشاره شده می توان به پیشگیری از عذاب الهی ( انفال آیه ۳۳) ، آمرزش گناهان( نوح آیه ۱۰) افزایش روزی ( نوح آیه ۱۱) ، ازدیاد فرزندان( نوح آیه ۱۲) رفاه و عمر طولانی ( هود آیه ۳) نام برد. قر]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:18:10 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>نيکي کردن انسان به ديگران</title>
<link>https://mashalehedayt.loxblog.com/نيکي-کردن-انسان-به-ديگران</link>
<guid>https://mashalehedayt.loxblog.com/نيکي-کردن-انسان-به-ديگران</guid>

<description><![CDATA[

نيکي کردن انسان به ديگران

سيماي مِهر؛ مفهوم شناسي و مصايق احسان در قرآن
در پاره اي از آيات، نيکي در عواطف، گفتار و رفتار به افراد خاصي از جامعه، که توجه بيش تري را مي طلبند، همراه با تأکيد بيش تر به برخي از آنان به چشم مي خورد. در اين ميان، نيکي به پدر و مادر، به سبب اينکه دست کم بيش از ده بار و به طور معمول پس از توحيد به آن سفارش شده است، (بقره: 83؛ نساء: 4، 36؛ انعام: 6، 151 و...)، جايگاه ويژه اي دارد. در آيات 23-24 سوره اسراء، بر روا نداشتن کمترين اهانت به پدر و مادر،(1) گفتار نرم، نيکو و سنجيده، نهايت فروتني از سر مهر و شفقت، و نه از سر ناچاري، طلب آمرزش و رحمت الهي و نيز کمک مالي به صورت مصاديق نيکي به پدر و مادر، به ويژه در اوان پيري، تأکيد شده است.(2) (نساء: 36)در سوره احقاف بر رنج هاي مادر در دوران بارداري، زايمان، شيردهي و کودکي فرزند به صورت عاملي که نيکي به وي را مي طلبد، تصريح شده است (احقاف: 15). اين آيه بيان مي کند که بايد به مادر بيش از پدر نيکي کرد. در آياتي که به نيکي به پدر و مادر سفارش شده، از پاداش آن و نيز نيکوکار بودن فرزند به سبب آن، سخني نيامده است. اين امر به اين دليل است که احسان ياد شده در برابر زحمات و رنج هاي پدر و مادر است و نبايد انتظار پاداش و ستايش داشت.
&nbsp;

فروتني و کمک مالي به خويشان، يتيمان، بيچارگان، همسايگان دور و نزديک، دوستِ هم نشين، در راه ماندگان، بردگان و پرهيز از خودپسندي، فخر فروشي و بخل ورزي با آنان از مصاديق ديگر نيکي به ديگران است. (نساء 36-37)، همچنين روشن است که نوع و اهميت نيکي به هر يک از گروه هاي ياد شده در مقايسه با ديگري متفاوت است (بقره: 83).
نيکي کردن انسان به خود،
از منظر قرآن کريم، انسان پاداش و کيفر و ديگر پيامدهاي عقايد، عواطف، گفتار و رفتارهاي خوب و بد خويش را در دنيا و آخرت مي بيند نجم: 31؛ بينه: 6-8؛ زلزله: 7-8). از اين رو، انجام هر گونه کار نيک از سوي انسان را نيکي به خود او مي خواند: (اسراء 7)؛ بنابراين، انجام کارهاي نيک ياد شده، مصداق نيکي انسان به خود نيز به شمار مي رود.
&nbsp;انجام دادن شايسته کاري در شکل کامل آن:
قرآن اين معنا را که متناسب با هر موردي متفاوت است، بيش تر به صورت يکي از صفات فعل الهي به کار برده است. در آيه 7 سجده آفرينش همه مخلوقات، و در آيه 64 غافر و 3 تغابن، آفرينش انسان، نيکو و در کامل ترين شکل آن معرفي شده است. همچنين در مواردي هم که از خدا با وصف &laquo;احسن الخلِقين&raquo; ياد مي شود، همين معنا مقصود است: (مؤمنون: 14؛ صافات: 125). درباره &laquo;خلقت احسن&raquo; هر چند مفسران وجوهي متفاوت و در عين حال قابل جمع ذکر کرده اند،(3) مقصود از آن را چنان که برخي مفسران نيز تصريح دارند، (4) خود قرآن دست کم درباره انسان بيان کرده است. (مؤمنون: 12-14). در اين آيه، ستايش خداوند با آوردن،
&laquo;فاء&raquo; تفريع و پس از بيان مراحل گوناگون آفرينش انسان نشان مي دهد که آفرينش به گونه اي که در آيه آمده، وجه &laquo;خلقت احسن&raquo; انسان و &laquo;احسن الخالقين&raquo; بودن خداوند است. شأن نزولي که درباره آيه 93 سوره انعام، گزارش شده، مؤيد اين معنا است.(5)
در سوره يوسف نيز احسان به معناي انجام دادن شايسته و به نحو احسن يک کار، به خدا نسبت داده شده است. (يوسف: 23) در اين آيه، يوسف (ع) ناز و نعمتي را که در خانه عزيز مصر داشت، جايگاه نيکو و گرامي داشتي مي خواند که خداوند به وي ارزاني کرده است. برخلاف آنچه بيشتر مفسران(6) گفته اند، قراين جدي نشان مي دهد که مقصود از &laquo;ربّي&raquo; نمي تواند عزيز مصر باشد؛(7) البته در هر دو صورت، احسان به يک معنا خواهد بود.
احسان به معناي انجام دادن نيکوي يک کار، فقط در يک مورد، آن هم درباره ايمان و عمل صالح به انسان نسبت داده شده است (کهف:18).
اين نکته مي تواند از اين جهت باشد که انسان به سبب فقدان احاطه علمي به جوانب گوناگون يک رفتار، از جمله پيامدهاي دنيايي و آخرتي آن، نمي تواند بدون هدايت الهي، نيک يا بد بودن آن را تشخيص، و در نتيجه، در کامل ترين و شايسته ترين شکل، انجامش دهد. (هود: 7؛ فصلت: 33).
&nbsp;نتيجه گيري
احسان از آموزه هاي پرسابقه وحياني و پردامنه قرآني است. به سبب خلط ميان معاني مختلف و بي توجهي به بخشي از مصاديق و مولفه هاي معنايي احسان، اغلب تعاريف ارائه شده براي آن جامع و مانع نيستند. بررسي آيات قرآن نشان مي دهد که احسان متناسب با چگونگي کاربرد آن، در سه معناي &laquo;انجام کار نيک&raquo;، &laquo;نيکي کردن به ديگري&raquo; و &laquo;انجام کاري به شکل کامل و بهترين شکل آن&raquo; به کار رفته است. دو معناي نخست با مصاديق گوناگون درباره روابط مختلف انسان با خدا، خود و ديگران به کار رفته، ولي مفهوم اخير فقط درباره خداوند به کار رفته است. بررسي مفهوم و مصاديق گوناگون احسان، از يک سو نشان مي دهد که اين مفهوم نسبت اين هماني با مفاهيم قرآني تقوا، ايمان و عمل صالح، حسنه و نسبت تقابل با مفاهيم کفر، تکذيب آيات الهي، ظلم و تعدي از حدود الهي دارد. از سوي ديگر قرآن کريم با توجه به آشنايي کامل عرب عصر نزول با مفهوم احسان، آن را که بيشتر در قلمرو روابط انساني به کار مي رفت، به حوزه معنايي نسبتاً جديدي
آورده است. مفهوم ياد شده هر چند صيغه غالب اخلاقي دارد، اما قلمرو معناي قرآني آن، افزون بر چارچوب کلي اعتقادي، با ترسيم نظامي از ارزش هاي اساسي اسلام که در هم تنيده و تفکيک ناپذيرند، شاکله عاطفي، رفتاري و گفتاري مؤمنان را در حوزه هاي گوناگون ارتباط با خدا، خود، ديگران، دين و بيگانگان به تصوير کشيده است و يک مفهوم چند بعدي است.

&nbsp;نشريه معرفت اخلاقي، شماره 4
  
]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:18:10 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>عواملی که اعمال نیک آدمی را آفت می زنند</title>
<link>https://mashalehedayt.loxblog.com/عواملی-که-اعمال-نیک-آدمی-را-آفت-می-زنند</link>
<guid>https://mashalehedayt.loxblog.com/عواملی-که-اعمال-نیک-آدمی-را-آفت-می-زنند</guid>

<description><![CDATA[

عواملی که&nbsp;اعمال نیک آدمی&nbsp;را آفت می زنند
  

تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که كسانی كه در بخشی از زندگی خود اعمال بد و معصیت الهی، و در &nbsp;بخشی دیگری ایمان و اطاعت الهی انجام می دهند، به چه نسبت کیفر اعمال بد و پاداش اعمال نیک خود را می بینند، آیا حاصل جمع جبری آن&rlm;ها، تعیین كننده خوشبختی یا بدبختی آنها در آخرت است؟ و آیا اینکه پاداش اعمال نیک و كیفر اعمال نا شایستشان قطعی و ثابت و تغییرناپذیر است یا قابل تغییر می&rlm;باشد؟ یکی از جواب های&nbsp;این سوالات را در بحث &quot;حبط اعمال&quot; می توان یافت.
  

&quot;حبط&quot; در لغت به معنای باطل شدن است. و در اصطلاح: &quot;از بین رفتن پاداش عمل نیك، به دنبال گناهی كه در پی آن عمل، انجام گرفته است.&quot;حبط در قرآن نیز به همین معنی استعمال شده&rlm;است. علامه طباطبایی(ره) در تفسیر المیزان، واژه حبط را به معنای &quot;عمل بی أجر&quot; و یا &quot;باطل شدن عمل و از تأثیر افتادن آن&quot; به كار برده&rlm;اند و افزوده&rlm;اند كه واژه حبط در قرآن جز به &quot;عمل&quot; نسبت داده نشده&rlm;است.
درباره علت حبط اعمال نیز گفته شده که ممكن است انسانی، عمل نیكی را با همه شرایط صحت انجام دهد، اما همین انسان نیكوكار، در برابر یكی از اصول دین، لجاجت و عناد ورزد. در این صورت، آن عمل نیك به واسطه این عناد و لجاجت یا انحرافِ دیگر، از بین می&rlm;رود و به خاطر آفت زدگی، پوچ و تباه می&rlm;گردد؛ همچون بذری سالم كه در زمین مساعد پاشیده می&rlm;شود و حاصل هم می&rlm;دهد، ولی قبل از این&rlm;كه مورد استفاده قرار گیرد دچار آفت می&rlm;گردد و ملخ یا صاعقه آن را نابود می&rlm;سازد. 

قرآن كریم این آفت زدگی را &quot;حبط &quot; می&rlm;نامد كه اختصاص به كفار هم ندارد و ممكن است اعمال نیك مسلمانان نیز دچار حبط شود. ممكن است یك مسلمان، برای خدا به نیازمندی صدقه بدهد و صدقه او قبول شود؛ ولی بعد آن را با منّت گذاشتن یا نوعی آزار روحی نابود و تباه گرداند.&quot;حبط&quot; در لغت به معنای باطل شدن است. و در اصطلاح: &quot;از بین رفتن پاداش عمل نیك، به دنبال گناهی كه در پی آن عمل، انجام گرفته است.&quot;حبط در قرآن نیز به همین معنی استعمال شده&rlm;استیکی از عوامل که موجب حبط اعمال می گردد منت نهادن در انفاق است که بطور ویژه در قرآن به آن تأکید گردیده است.&quot;یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى&rlm; كَالَّذِی یُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا یُۆْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَیْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْداً لا یَقْدِرُونَ عَلى&rlm; شَیْ&rlm;ءٍ مِمَّا كَسَبُوا وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكافِرِینَ&quot;( اى كسانى كه ایمان آورده&rlm;اید &nbsp;بخشش هاى خود را با منت و آزار، باطل نسازید! همانند كسى كه مال خود را براى نشان دادن به مردم، انفاق مى&rlm;كند، و به خدا و روز رستاخیز، ایمان نمى&rlm;آورد، (كار او) همچون قطعه سنگى است كه بر آن، (قشر نازكى از) خاك باشد، (و بذرهایى در آن افشانده شود،) و رگبار باران به آن برسد، (و همه خاكها و بذرها را بشوید،) و آن را صاف (و خالى از خاك و بذر) رها كند. آنها از كارى كه انجام داده&rlm;اند، چیزى به دست نمى&rlm;آورند، و خداوند، جمعیت كافران را هدایت نمى&rlm;كند.) (264 بقره)خلاصه معناى این مثل آن است كه كسى كه در انفاق خود مرتكب ریا مى&rlm;شود، در ریا كردنش و در ترتیب ثواب بر انفاقش حال سنگ صافى را دارد كه مختصر خاكى روى آن باشد، همین كه بارانى تند بر آن ببارد، همین بارانى كه مایه حیات زمین و سرسبزى آن و آراستگى&rlm;اش به گل و گیاه است، در این سنگ خاك&rlm;آلود چنین اثرى ندارد، و خاك مختصر آن در برابر آن باران دوام نیاورده و بكلى شسته مى&rlm;شود، تنها سنگى سخت مى&rlm;ماند كه نه آبى در آن فرو مى&rlm;رود، و نه گیاهى از آن مى&rlm;روید، پس وابل (باران پشت&rlm;دار) هر چند از روشن&rlm;ترین اسباب حیات و نمو است، و همچنین هر چند خاك هم سبب دیگرى براى آن است، اما وقتى محل این آب و خاك، سنگ سخت باشد عمل این دو سبب باطل مى&rlm;گردد، بدون اینكه نقصى در ناحیه آب و خاك باشد، پس این حال سنگ سخت بود و عینا حال ریاكار نیز چنین است.
براى اینكه وقتى ریاكار در عمل خود خدا را در نظر نمى&rlm;گیرد، ثوابى بر عملش مترتب نمى&rlm;گردد، هر چند كه نفس عمل هیچ نقصى ندارد، چون انفاق عملی است که ثواب دارد، اما به خاطر اینكه قلب صاحبش چون سنگ است، استعداد پذیرفتن رحمت و كرامت را ندارد.و از همین آیه بر مى&rlm;آید كه قبول شدن اعمال، احتیاج به نیتى خالص و قصد رضایت و تقرب به خدا دارد. شیعه و سنى هم از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روایت كرده&rlm;اند كه فرمودند:&quot; انما الاعمال بالنیات- معیار در ارزش اعمال تنها نیت&rlm;ها هستند&quot;.باید توجه نمود که منظور آیه از ایمان نداشتن ریاکار در انفاقش ، به خدا و روز قیامت، ایمان نداشتن او به دعوت پروردگارى است كه او را به انفاق مى&rlm;خواند، و ثوابهایى زیادی به وى وعده مى&rlm;دهد، چون اگر به دعوت او به روز قیامت (كه پاداش هاى اعمال در آن روز ظاهر مى&rlm;شود) ایمان مى&rlm;داشت، در انفاقش قصد ریا نمى&rlm;كرد و تنها عمل را براى خاطر خدا انجام می داد، و علاقمند به ثواب جزیل خدا مى&rlm;شد. درباره علت حبط اعمال نیز گفته شده که ممكن است انسانی، عمل نیكی را با همه شرایط صحت انجام دهد، اما همین انسان نیكوكار، در برابر یكی از اصول دین، لجاجت و عناد ورزد. در این صورت، آن عمل نیك به واسطه این عناد و لجاجت یا انحرافِ دیگر، از بین می&rlm;رود و به خاطر آفت زدگی، پوچ و تباه می&rlm;گردد؛ همچون بذری سالم كه در زمین مساعد پاشیده می&rlm;شود و حاصل هم می&rlm;دهد، ولی قبل از این&rlm;كه مورد استفاده قرار گیرد دچار آفت می&rlm;گردد و ملخ یا صاعقه آن را نابود می&rlm;سازدپس با توجه به آیه ریا در هر عملى كه آدمى انجام مى&rlm;دهد مستلزم نداشتن ایمان به خدا و به روز جزا در همان عمل است.عوامل دیگری نیز موجب حبط عمل می گردد که از جمله آنها شرک است.&quot; وَ لَقَدْ أُوحِیَ إِلَیْكَ وَ إِلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِینَ &quot;(و به تو و همه انبیاى پیشین وحى شده كه اگر مشرك شوى تمام اعمالت نابود مى&rlm;شود، و از زیانكاران خواهى بود.)(65 زمر)شرط قبولى اعمال اعتقاد به اصل توحید است و بدون آن هیچ عملى پذیرفته نیست و شرک مانند آتشی تمام اعمال انسان را از بین می برد.یکی دیگر از عواملی که منجر به حبط عمل می گردد ارتداد است .&quot;... وَ مَنْ یَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِینِهِ فَیَمُتْ وَ هُوَ كافِرٌ فَأُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ&quot; (... و كسى كه از آیینش برگردد، و در حال كفر بمیرد، تمام اعمال نیك (گذشته) او، در دنیا و آخرت، بر باد مى&rlm;رود، و آنان اهل دوزخند، و همیشه در آن خواهند بود.)(217 بقره)یعنى كسانى كه از دین اسلام برگردند، نه تنها اعملشان حبط مى&rlm;شود و از بین می رود بلکه تا ابد در آتش خواهند بود.ترک نماز یکی دیگر از عوامل حبط عمل است. پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمودند:&quot;مَنْ تَرَكَ صَلَاتَهُ حَتَّى تَفُوتَهُ مِنْ غَیْرِ عُذْرٍ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ&quot;( اگر کسی نمازش را بدون عذر تعطیل کند، عملش حبط می&lrm;شود.)در آیات و روایات عوامل دیگری نیز که موجب حبط اعمال می شود ذکر گردیده است. از جمله: كفر، انکار ولایت امیرالمومنین(علیه السلام) ، قتل انبیا و اولیا، بی&rlm;حرمتی و انكار آیات انبیا و اولیا از روی عناد، لجاجت، تعصّب، حسد، انكار آخرت، ظلم به کارگر، تهمت ناروا به مرد و زن همسردار، نگاه بد به نامحرم ،منت گذاشتن ، تحقیر کردن و...
فاطمه خالکی&nbsp;&nbsp; ]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:18:10 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

